دوم اردیبهشت عقد کردیم، هفتم عازم جبهه شد
قبل از رفتن غسل شهادت کرد. گفتم: «میگویی برمیگردم چرا غسل شهادت کردی؟» گفت: «ما باید آماده شهادت باشیم.» از همان در خانه هم خداحافظی کردم. موقع رفتن هر چند قدم که برمیداشت، برمیگشت و مرا نگاه میکرد.
قبل از رفتن غسل شهادت کرد. گفتم: «میگویی برمیگردم چرا غسل شهادت کردی؟» گفت: «ما باید آماده شهادت باشیم.» از همان در خانه هم خداحافظی کردم. موقع رفتن هر چند قدم که برمیداشت، برمیگشت و مرا نگاه میکرد.
شهید سیدجواد موسوی یکی از شهدای روستای شنبهبازار فومن گیلان است که مزارش مورد توجه مردم قرار گرفته و زائران زیادی از نقاط مختلف به زیارتش میروند.
شهید مجید قربانخانی از شهدای مدافع است که پیکر مطهرش پس از حدود سه سال و اندی بهتازگی تفحص و شناسایی شده است. زندگی شهید قربانخانی حاوی نکات فراوانی بود که باعث شد نام او در میان شهدای مدافع حرم پرآوازه باشد.
پدرم مدیر یک شرکت تأسیساتی بودند و در یک کارگاه شخصی به ساخت تانکرهای آب مورد نیاز جبهه میپرداخت. سال ۶۵ برای اولین بار داوطلبانه به جبهه رفت. قبلش هم که در پشتیبانی از جنگ فعال بود و کمک میکرد.
موقع انقلاب علیرضا ۱۷ سال داشت. از آن جوانهای انقلابی نترس بود. با دوستانش اعلامیه پخش میکردند و به تظاهرات میرفتند. جوانهای آن روزگار، نسل عجیبی بودند. در مقطع تاریخی خاصی هم زندگی میکردند.
مقام معظم رهبری در تقریظ کتاب «پایی که جا ماند» نوشتهاند: «این یک روایت استثنایی از حوادث تکاندهندهای است که از سویی صبر و پایداری و عظمت روحی جوانمردان ما را، و از سویی دیگر پستی و خباثت و قساوت نظامیان و گماشتگان صدام را، جزء به جزء و کلمه به کلمه در برابر چشم و دل خواننده میگذارد و او را مبهوت میکند.»
انتشارات فاتحان که از باسابقههای نشر در حوزه دفاعمقدس است، امسال با ۹۶ عنوان کتاب در زمینه تاریخ شفاهی دفاع مقدس و رمان و داستان و همچنین ۱۲ عنوان اثر جدید داستانی درباره شهیدان ورزشکار، حضور فعالی در سیودومین دوره نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران دارد.