اربعین؛ نمایش شکوه و قدرت
این راهپیمایی یک بعد دینی و اعتقادی دارد و بعد دیگر هم بزرگداشت ارزشها و آیینهای عاشورایی و همچنین شکلدادن به یک اجتماع عظیم است که خودش بهعنوان یکی از نمونههای فرهنگ دینی در کنار فرهنگ حج قلمداد میشود.
این راهپیمایی یک بعد دینی و اعتقادی دارد و بعد دیگر هم بزرگداشت ارزشها و آیینهای عاشورایی و همچنین شکلدادن به یک اجتماع عظیم است که خودش بهعنوان یکی از نمونههای فرهنگ دینی در کنار فرهنگ حج قلمداد میشود.
مادر میگفت: «فاطمه از صبح که خبر شهادت دانشمندان و سرداران را شنید دل آشوب شد. افتاد به روفتن و شستن. هی سابید و شست و جمعوجور کرد و برای خودش کار تراشید. روی پایش بند نبود. میدانستم الان فاطمه چه حالی دارد. هی پایش غش میرود و هی پا به زمین میزند. آخر فاطمه سندروم پای بیقرار دارد.»
«به چه دردمان خورد اینهمه درسی که خواندیم؟» این پرسشی است که نسل قبلی دانشآموزان، دیریازود با آن روبهرو شده یا میشوند.
دستمال را روی پیشانیم محکمتر کردم .آه بلندی کشیدم، چشمانم را بستم و همانطور که درد را زیر مویرگهایم احساس میکردم سورنا را صدا زدم: «پسر گلی من! خواهش میکنم کمی آرومتر باش، زیاد هم جلو پنجره نرو. بیا پیش من. وقتی بابا از بيرون اومد اون موقع تفنگبازی کن.»
دنیای کارگران کورههای آجرپزی معنا شده در ساخت خشت و آجر که ردیف میشوند روی هم و خانه میشوند برای دیگران و حسرت برای کارگرانی که مدتهاست مفهوم خانه و خانواده برایشان رنگ باخته است.
ما در شرایط یک حادثه عادی نیستیم که صرفاً اتفاقی افتاده باشد و بخواهیم با پاسخی از آن عبور کنیم. این موضوع را هم خودمان باید به خوبی درک کنیم و هم به کشور، مردم و فضای نخبگان جامعه منتقل نماییم.
الان که دیگر کرونایی وجود ندارد و شهروندان از زدن ماسک خودداری و در فضاهای بسته و جمعی نیز بیشتر تردد میکنند، احتمال اینکه ابتلا به آنفولانزا افزایش یابد، بیشتر است.
رمان «صید درخت» با زبانی شاعرانه و ساختاری چندلایه، مخاطب را به سفری درونی میان اسطوره، طبیعت و سکوت میبرد. اثری که در آن مرز میان خیال و واقعیت، زن و درخت، انسان و حیوان، بهنرمی محو میشود و خواننده را به تأملی عمیق درباره هستی و زیستن فرامیخواند.