نسخه عجیب رمال برای تازه عروس زندگیاش را به نابودی کشید
داماد جوان که دو سال برای آغاز زندگی مشترک روزشماری کرده بود وقتی یک هفته قبل از جشن عروسی با دلسردی همسرش مواجه شد به راز عجیبی پی برد.
داماد جوان که دو سال برای آغاز زندگی مشترک روزشماری کرده بود وقتی یک هفته قبل از جشن عروسی با دلسردی همسرش مواجه شد به راز عجیبی پی برد.
ذهنم را تسخیر کرده بود و فکر می کردم اگر با او زیر یک سقف زندگی کنم خوشبخت خواهم شد.
زوج جوان که دو سال پس از ازدواجشان به خاطر چشم و هم چشمیهای عروس خانم راهی دادگاه خانواده شده بودند با توافق طرفین از یکدیگر جدا شدند.
باران نم نم میبارید و هوا بوی پاییز گرفته بود، حیاط دادگاه خانواده مثل همیشه شلوغ بود. دختر جوانی کنار درخت چنار داخل حیاط دادگاه ایستاده بود و شوهرش نیز به فاصله کمی از او روی زمین نشسته بود و به وی نگاه میکرد.
ساعت 13:20 دقیقه یکشنبه 7 دی، مأموران کلانتری 153 شهرک ولیعصر گزارش اسید پاشی به زن جوانی را به بازپرس کشیک قتل پایتخت اعلام کردند.
دادگاه خانواده مثل همیشه مملو از زوجهای جوان و میانسالی بود که به آخر خط زندگی مشترک رسیده و برای جدا کردن راهشان از یکدیگر به دادگاه پناه آورده بودند؛ در راهروی طبقه دوم زوج جوانی که لباسهای عجیبی به تن داشتند توجه حاضران را جلب کرده بود.
با خواهرش آمده بود و کنار او روی صندلی نشسته بود. دلش آنقدر پر بود که امان نداد کاغذ و قلم آماده کنم و حرفهایش را نت برداری کنم.
صدای هق هق گریه زن جوان فضای راهروی طبقه اول دادگاه خانواده را پر کرد و حاضران در دادگاه توجهشان بیاختیار به سمت او جلب شد.