برچسب دادگاه خانواده

طمع پدرزن به مهریه دخترش، زوج جوان را به دادگاه کشاند

باران نم نم می‌بارید و هوا بوی پاییز گرفته بود، حیاط دادگاه خانواده مثل همیشه شلوغ بود. دختر جوانی کنار درخت چنار داخل حیاط دادگاه ایستاده بود و شوهرش نیز به فاصله کمی از او روی زمین نشسته بود و به وی نگاه می‌کرد.

تو حاضرنیستی برایم هر روز یک لباس برند بخری!

دادگاه خانواده مثل همیشه مملو از زوج‌های جوان و میانسالی بود که به آخر خط زندگی مشترک رسیده و برای جدا کردن راهشان از یکدیگر به دادگاه پناه آورده بودند؛ در راهروی طبقه دوم زوج جوانی که لباس‌های عجیبی به تن داشتند توجه حاضران را جلب کرده بود.