باران نم نم میبارید و هوا بوی پاییز گرفته بود، حیاط دادگاه خانواده مثل همیشه شلوغ بود. دختر جوانی کنار درخت چنار داخل حیاط دادگاه ایستاده بود و شوهرش نیز به فاصله کمی از او روی زمین نشسته بود و به وی نگاه میکرد.

به گزارش ایران، دختر جوان با برگه ابلاغی که در دست داشت پس از چند دقیقه به همراه شوهرش راهی شعبه مورد نظر شدند.
