عروس و داماد تهرانی 3 ساعت قبل از مراسم ازدواج به دادگاه خانواده رفتند!
عروس و داماد جوان که سه ساعت قبل از عروسی تصمیم به جدایی گرفته بودند، با تلاش دایی مهربان سر سفره عقد نشستند. اما یکسال بعد برای طلاق راهی دادگاه خانواده شدند.
عروس و داماد جوان که سه ساعت قبل از عروسی تصمیم به جدایی گرفته بودند، با تلاش دایی مهربان سر سفره عقد نشستند. اما یکسال بعد برای طلاق راهی دادگاه خانواده شدند.
اکنون که بعد از سه سال تحمل انواع آزار و اذیت ها، در کشاکش طلاق هستم تا از چنگ این مرد شیاد و ظالم رها شوم، هنوز هم باورم نمی شود که فردی در آن مقام و موقعیت اجتماعی، این گونه رفتارهای روحی و روانی وحشتناکی داشته باشد، با این حال ...
کنار زوجهای جوانی که برای طلاق به دادگاه خانواده آمده بودند، حضور زوجی میانسال در طبقه اول مجتمع قضایی خانواده خودنمایی میکرد. زن حدود 60 سال داشت و همسرش تقریباً 10 سالی بزرگتر نشان میداد.
راهروی دادگاه خانواده شلوغ بود و همه نگران و مضطرب به این سو و آن سو میرفتند. در این میان زوج کم سن و سالی توجهم را جلب کردند که در کنار ورودی یکی از شعبهها با فاصله یک صندلی از یکدیگر نشسته بودند.
مهسا با فاصله چند متری از همسرش بابک در راهرو طبقه اول دادگاه خانواده نشسته بود. گاهی زیرچشمی همسر جوانش را نگاه میکرد و آهی میکشید و از آن سو هم بابک هر چند دقیقه به ساعت مچی گرانبهایش نگاه میکرد و در انتظار ساعت برگزاری دادگاه بود.
قاضی در حال مطالعه پرونده بود، نیم نگاهی به زوج جوان انداخت و از آنها خواست بنشینند.
صدای هق هق گریه زنی جوان حدوداً 24 ساله در انتهای سالن، فضای راهروی طبقه سوم دادگاه خانواده را پر کرده بود طوری که توجه اغلب حاضران را به خود جلب کرده بود.
طبقه همکف مجتمع کیفری شیراز که برخلاف عنوانی که شهروندان شیرازی برای آن برگزیده اند《دادگاه گل سرخ》نمایانگر تصویری است از درد و رنج های کسانی که از بدحادثه آنجا به پناه آمده یا آورده شده اند.