هزار سکه مهریه‌ام را همین الان بده، جهیزیه لاکچری می آورم

مهسا با فاصله چند متری از همسرش بابک در راهرو طبقه اول دادگاه خانواده نشسته بود. گاهی زیرچشمی همسر جوانش را نگاه می‌کرد و آهی می‌کشید و از آن سو هم بابک هر چند دقیقه به ساعت مچی گرانبهایش نگاه می‌کرد و در انتظار ساعت برگزاری دادگاه بود.

مهسا با فاصله چند متری از همسرش بابک در راهرو طبقه اول دادگاه خانواده نشسته بود. گاهی زیرچشمی همسر جوانش را نگاه می‌کرد و آهی می‌کشید و از آن سو هم بابک هر چند دقیقه به ساعت مچی گرانبهایش نگاه می‌کرد و در انتظار ساعت برگزاری دادگاه بود.

هزار سکه مهریه‌ام را همین الان بده، جهیزیه لاکچری می آورم

به گزارش ایران، بالاخره منشی دادگاه هر دو را به داخل شعبه فراخواند. بابک قدری زودتر وارد شعبه شد؛ گویی دوست  داشت زودتر از ماجرایی که برایش پیش آمده، رهایی یابد. مهسا آرام آرام با قدم‌های سنگینش وارد شعبه شد و با سلامی آهسته به قاضی، روی صندلی نشست.

منبع : سازمان خبری فناوری اطلاعات و ارتباطات (سیتنا)

برای مشاهده متن کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *