برچسب خلبان شهید

اف‌پنج‌های دزفول چگونه پایگاه ناصریه را کوبیدند/سه‌بار انگ خیانت خوردم و تبرئه شدم

می‌شود یک‌سندان که از ۴ آهنگر با ۴ پتک تشکیل شده و هدف را می‌کوبند. حساب کن ۱۶ فروند این‌کار را روی یک‌هدف انجام دهند. تظیم کرده‌اند ۱۶ فروند با فاصله ۳ ثانیه به‌طور مستمر و لاینقطع هدف را بمباران کنند. کمتر از یک‌دقیقه این‌طور هدف را می‌زنند. کدام پدافند می‌تواند آن‌ها را بزند؟

روایت کوبیدن پالایشگاه کرکوک با راکت‌های زونی/با سرود «ای ایران!» به خودم روحیه می‌دادم

هروقت از پله‌های هواپیما بالا می‌رفتم، یک‌شعار داشتم: «مرگ اگر مردی به نزد من بیا/تا در آغوشت بگیرم تنگ تنگ» این‌شعر خیلی به من روحیه می‌داد. سرود «ای ایران!» را هم به یاد بچه‌هایی که مظلومانه با کمترین امکانات شهید شده بودند، می‌خواندم.

بمباران کرکوک در حمله به اچ‌سه ایذایی نبود، انتحاری بود/اسرائیل از پایگاه تبریز کینه داشت

پالایشگاه را زدیم. هرسه در یک خط بودیم. بمب‌ها را هم روی (حالت) ریپل گذاشتیم که با فاصله رها شوند و تخریب بیشتری به جا بگذارند. وقتی بمب‌ها را رها کردیم، شهید توکلی بی‌اراده گشت سمت من. داشتیم برخورد می‌کردیم. یک‌لحظه خودم را کشیدم بالا و او از زیرم رد شد.

معمای شهادت علی اقبالی در آسمان عراق/شهیداردستانی پیگیر آزادی‌ام از زندان بود

وقتی بمباران کردم، پول‌آپ کردم. در سینه‌کش کوه بودم. احساس مي‌کردم هواپیما جواب نمی‌دهد و سینه‌اش هرلحظه به کوه می‌خورد. به‌همین‌دلیل سنر تانک‌م را پانچ کردم که هواپیما جان گرفت و آمد بالا. همان‌لحظه گفت «شفیع مرا زدند!»

«عقاب‌ها» با جنگ شروع شد/«خب ما برای این‌روزا ساخته شدیم دیگه!»

پس از شهادت رضا کریمی که صدای‌ آواز غمناکش با نوار کاست در خانه سروان درخشان پخش می‌شود، همسر سروان به گریه می‌افتد و یکی از جملات مهم فیلمنامه توسط سعید راد بیان می‌شود: «خب، ما برای این‌روزها ساخته شدیم دیگه!»

تله میراژهای عراقی برای فانتوم ایرانی و شهادت و اسارت خلبان‌هایش

با انفجار موشک در شکم هواپیما، غلامحسینی برای لحظاتی از هوش رفت و سپس در حالی به هوش آمد که هواپیمای آتش گرفته با چرخش شدید در حال سقوط به‌سمت زمین بود. فرامین هواپیما قفل شده و کار نمی‌کرده و هرلحظه نیز امکان انفجارش وجود داشت...