برچسب خلبان شهید

کارنامه جنگی نسخه واقعیِ سعید رادِ «عقاب‌ها»/فیلمنامه فیلم سرقت بی‌اجازه از کتابم بود

این‌هواپیما نیز با اصابت تیرهای مسلسل F5 شریفی‌راد سقوط می‌کند. اما خلبان ایرانی متوجه شد دو هواپیمای دیگر دشمن به سمتش هجوم آورده‌اند. او موفق شد یکی از آن‌ها را با چند حرکت تاکتیکی جلو انداخته و به‌سمتش موشکی شلیک کند اما موشک بال چپ عمل نکرده و شلیک نشد و موشک سمت راست هم پس از به‌کارگیری به هدف برخورد نکرد.

چهار فانتومی که بغداد را به هم ریختند/هنوز هم از رژیم ایران دفاع می‌کنی؟

این‌خلبان آزاده درباره خاطرات آن‌دوره می‌گوید پس از آن‌که متوجه شد عراقی‌ها قصد دارند به‌خاطر کُرد بودنش و اخراج سه‌باره‌اش از ارتش از او سوءاستفاده کنند، پای ثابت خواندن دعای وحدت شد. عراقی‌ها بارها ضمن تهدید، به قادری می‌گفتند رژیم ایران تو را چندبار از ارتش اخراج کرده و تو باز هم از این رژیم دفاع می‌کنی؟

حسین ماوریک؛ خلبانی که حاضر بود خاک وطن را با خونش از پوتین دشمن بشوید

به پست فرماندهی زنگ زدم و گفتم حسین کجاست؟ گفتند «ازش خبری نیست!» گفتم تا الان باید نشسته باشد! گفتند سوخت‌گیری کرده! گفتم چرا؟ گفتند فلانی گفته است. با این‌که شب قبل از شب تا صبح پرواز کرده بودم، به من ماموریت دادند بروم در منطقه‌ای که به نظر می‌رسید سقوط کرده پرواز کنم و محل را پیدا کنم.

صاحب جمله «دوست دارم کفنم پرچم ایران باشد» کیست؟

خلجی لحظه به لحظه گزارش می‌داد: «از سمت راست انبوه آتش به سمت‌مان می‌آید. حالا از چپ می‌زنند. مواظب باش.» و چندثانیه بعد، صدای مهیب و ضربه‌ای که هواپیما را به‌شدت تکان داد، بیانگر اصابت موشک به آن‌ و صدمه جدی بود. غفور اعلام کرد: «ما را زدند!» 

شب پیروزی انقلاب در پست فرماندهی پایگاه تبریز بازداشت بودم/دیگران هم جای ما بودند انقلاب می‌کردند

در آن‌برهه، شرایط از نظر حقوق‌ ماهیانه برای ما خلبان‌ها به‌ویژه شکاری‌ها، عالی بود. اصلا مشکل مالی نداشتیم. شاید بعضی باور نکنند که ۱۴ حقوق در سال می‌گرفتیم و شاید بگویند حتما دیوانه بودی که رفتی جزو انقلابیون! اما مساله این است که ...

پایگاه ملتهب تبریز چگونه آرام شد؟/شهید فکوری مذهبیِ قبل از انقلاب بود ولی عده‌ای فکر کردند ضدانقلاب است

مردم علیه فکوری شعار می‌دادند. به همین‌دلیل در دفتر ایشان ماندیم. (ابراهیم) بیات ماکویی هم جانشین او بود. چهارنفری در دفترش نشسته بودیم. از فکوری خواستیم با تهران تماس بگیرد و کسب تکلیف کند. در همین گیر و دار هفتادهشتاد نفر جلوی ستاد پایگاه جمع شدند و شعار مرگ بر فکوری سر دادند. رفتیم پایین و آرامشان کردیم و موضوع را برایشان جا انداختیم که «فعلا بروید ببینیم چه می‌شود.» تا ساعت ۹ شب با فکوری بودیم. می‌خواست به خانه برود که گفتیم «خواهش می‌کنیم نروید! معلوم نیست چه اتفاقی بیافتد!» برای حفظ جان خودش بود.

تیک‌آف که کردم شهید بربری گفت سه‌چهارهواپیما پشت سرت هستند!/اجازه نمی‌دادند قطعات حساس در ایران تعمیر شود

معمولا با ۵ ثانیه اختلاف از هم تیک‌آف می‌کنیم تا در جت‌واش جلویی نیافتیم. تا بلند شدم و چرخ‌ها را جمع کردم، صدای شهید بربری آمد: «هواپیمای آکروجت دارند تو را می‌زنند! سه چهارتا پشت سرت هستند.»

فیلم: تیک‌آف که کردم شهید بربری گفت سه‌چهارهواپیما پشت سرت هستند!

معمولا با ۵ ثانیه اختلاف از هم تیک‌آف می‌کنیم تا در جت‌واش جلویی نیافتیم. تا بلند شدم و چرخ‌ها را جمع کردم، صدای شهید بربری آمد: «هواپیمای آکروجت دارند تو را می‌زنند! سه چهارتا پشت سرت هستند.»