برچسب حمیده خیرآبادی

مزد ترس 1371

سروان «ناصر محمدی» (با بازی عبدالرضا اکبری) یکی از کارآگاهان اداره آگاهی است که با همسرش مریم و دخترشان زندگی می‌کند. او طی مأموریتی، مسئولِ پیگیری قتلِ یک نوازندهٔ ارکستر سمفونیک می‌شود که جسد سوخته‌اش را در محل تخلیهٔ زباله پیدا کرده‌اند. وی در طول بررسی‌های خود، به محل ارکستر سمفونیک هم سر می‌زند و در آنجا با برادر مقتول آشنا می‌شود. یک شب، کارآگاه محمدی هنگام تماشای یک برنامه تلویزیونی، مصاحبه‌ای با یک محکوم به اعدام را می‌بیند و نکاتی نظرش را جلب می‌کند. او با تهیه‌کننده آن برنامه تلویزیونی تماس می‌گیرد و سرانجام به سرنخ‌های جدیدی می‌رسد. . .

این راهش نیست 1382

کشاورز نمونه روستایی به نام فریدون، علاقه‌مند کار مطالعه و تحقیق و پیوند انواع گیاهان است. او نمی‌خواهد زن بگیرد و معتقد است ازدواج برای دانشمندان ضرر دارد. دایی او رئیس شورای روستاست. او مرد مقتدر و با ابهتی است که دوست دارد دخترش با فریدون ازدواج کند. اما فریدون دوست ندارد این ازدواج سر بگیرد و از سویی توان مقابله با دایی‌اش را هم ندارد. سرانجام تصمیم می‌گیرد از روستا فرار کند تا دایی‌اش نتواند فکرش را عملی کند به همین دلیل به تهران می‌آید اما در همان ابتدای کار شیفته دختری می‌شود.

با من بمان 1380

خبرنگار زنی که در یک مجله زنانه کار می کند، شجاعانه به کنکاش در زندگی زنان بی سرپرست می پردازد.مینا به دلیل مشکلاتی که در گذشته داشته است، دچار حوادث خاصی می شود که زندگی جدیدش را تهدید می کند…

کهنه سوار 1376

جوانی به نام «حسین حسینی‌پور» (با بازی حسین ابراهیمی) به ورزش کشتی علاقه‌مند است. پدر او (با بازی محمدعلی کشاورز) نیز خود در سالهای گذشته پهلوان و کشتی‌گیر بوده است؛ اما بدلیل آنکه در این راه، ناجوانمردی‌های بسیاری دیده است، قسم خورده است هرگز اجازه ندهد پسرش به این ورزش روی آورَد....

خودرو تهران-11 1376

در هر قسمت از این مجموعهٔ تلویزیونی، همراه با یک اتومبیل پراید هاچ‌بک که خرید و فروش می‌شود، به زندگی آدم‌های مختلفی با ماجراهای گوناگون وارد می‌شویم.

هزاران چشم 1380

این مجموعه داستان آقای راوندی (مهدی هاشمی) است که دبیر تحریریه یک مجله بوده و به‌واسطه شغلش و نامه‌هایی که مردم برای او می‌نویسند ارتباط تنگاتنگی با جامعه و مشکلات آن دارد. او هربار که نامه کسی را می‌خواند، خودش را در آن فضای تعریف شده می‌بیند، بنابراین سعی می‌کند به نوعی بر مشکلات پیش آمده فائق آید که در ادامه، حوادث طنزآمیزی به وجود می‌آید.

سفر سبز 1381

مرد جوانی که در کودکی توسط خانواده ای آلمانی به فرزندخواندگی پذیرفته و نزد آنان بزرگ شده‌است، از آلمان به زادگاهش ایران بازمی‌گردد تا خانواده واقعی خود را پیدا کند.

یادداشت های کودکی 1380

سریال روایت خان‌بابا و ربابه سرایدار خانه‌ آقابزرگ است که از جوانی در این خانه خدمت می‌کردند و حال که به سن پیری رسیده‌اند، اهالی خانه‌ دیگر به آنها سر نمی‌زنند. یک روز قبل از ماه رمضان حمید، یکی از نوه‌های آقابزرگ به خانه آنها می آید و داستان از اینجا آغاز می شود.