برچسب حمیده خیرآبادی

پدرسالار 1372

داستان مجموعه دربارهٔ پدر میانسالی به نام «اسدالله» است.اسدالله‌خان پدری مهربان،خانواده‌دوست،دلسوز و در عین حال سختگیر و پرصلابت است.به باور او همهٔ پسرانش پس از ازدواج می‌بایست در خانهٔ بسیار بزرگ او زندگی کنند.او چنین سیاستی را در مورد دو دخترش «مهری» و «زری» در پیش نگرفته و به همین جهت آن‌ها دارای زندگی مستقلی هستند.

ماجرای اصلی فیلم از ازدواج آخرین فرزند او «ناصر» آغاز می‌شود.ناصر که با دخترعموی خود «آذر» وصلت کرده به ناچار باید همانند دو برادر بزرگ‌تر خود در خانهٔ پدری زندگی کند.اما همسرش آذر که شاغل است و استقلال‌طلب و لجباز،زندگی در خانهٔ پدرشوهر را منطقی نمی‌داند و شروع یک زندگی کاملاً مستقل و به‌دور از دخالت‌های دیگران را طلب می‌کند...

خانه سبز 1375

داستان این مجموعه در مورد ساکنین یک خانه است که همه با هم فامیل هستند و در کنار یکدیگر ماجراهای گوناگونی را تجربه می‌کنند.

همسران 1373

داستان مجموعهٔ همسران راجع به دو زوج است که در یک آپارتمان با هم همسایه هستند. کمال (فردوس کاویانی) و مهین (مهرانه مهین‌ترابی) یکی از دو زوج هستند که سن بیشتری دارند. علی (فرهاد جم) و مریم (الهام پاوه‌نژاد) یک زوج دیگر هستند که از کمال و مهین جوان‌تر هستند. بعدها معلوم می‌شود کمال دایی مریم است که مریم از این موضوع خبر نداشته ‌است. داستان سریال همسران دربارهٔ زندگی این دو همسایه است.

این خانه دور است 1370

«رحیمه خانم» ساکنِ خانهٔ سالمندان می‌شود. خواهرخوانده‌اش «اقدس خانم» نیز علیرغم مخالفت فرزندانش، به او می‌پیوندد تا «رحیمه خانم» در خانه سالمندان احساس تنهایی و جدا افتادگی نکند. این دو در خانه سالمندان با «مینو خانم» که فرزندانش او را تنها گذاشته و به خارج رفته‌اند، آشنا می‌شوند. این سه نفر با کمک هم، محیط دلگیر و یکنواخت خانهٔ سالمندان را تغییر می‌دهند و فضایی شاد و پرنشاط و امید می‌سازند و ثابت می‌کنند که مشکل سالمندان را با محبت و توجه می‌توان حل کرد.

آپارتمان 1371

یک پزشک و یک پرستار، علاوه بر آنکه در بیمارستان همکار هستند، در یک مجتمع مسکونی هم در همسایگی زندگی می‌کنند و اندکی بعد، تصمیم می‌گیرند با یکدیگر ازدواج کنند. در شب عروسی، داماد در مراسم حاضر نمی‌شود و این موضوع، علاوه بر نگرانی و اضطراب، زمینه‌ساز بروز اختلاف و سوءتفاهم میان دو خانواده نیز می‌گردد…

آخرین روزهای شاد بودن 1380

آخرین روزهای شاد بودن داستان زنی به نام لیلاست که با بیماری لاعلاج کودک ۸ ساله خود، دست به گریبان است. لیلا برای زنده ماندن و شاد بودن پسرش تلاش می‌کند، اما بیماری سخت فرزند و رفتارهای اطرافیان، باعث نافرجام ماندن تلاشهای او می‌شود. خبر امیدوار کننده‌ای از یکی از روستاهای دور دست، مادر و فرزند را به آنجا می‌کشاند و این فرصتی است تا آن دو، در نوع نگاه خود نسبت به زندگی تجدید نظر کنند.

برگبار 1376

برگبار داستان زوج جوانی است که در آغاز زندگی مشترکشان در پی یک سانحه رانندگی مسائل و مشکلاتی برایشان بوجود می آید که از آن به بعد زندگی آنها دچار دگرگونی می شود.

علاءالدین 1374

پسری به نام “علاءالدین” چراغی قدیمی پیدا می کند. با لمس این چراغ صدایی از درون آن شنیده می‌شود و غول چراغ از آن بیرون می آید. نام این غول “روشنا” است و قادر به هر کاری می‌باشد. دوستی علاءالدین و روشنا باعث ماجراهایی می‌شود…