برچسب حسین ساعی‌منش

«من سالوادور نیستم» و حکمرانی «کمدی‌های مبتذل» در سینمای ایران/ نقد «سوره سینما» بر پرفروشترین فیلم اکران نوروز

«من سالوادور نیستم» از آن فیلم‌هایی است که به هیچ چیز اهمیتی نمی‌دهند. هر کاری می‌کنند که بفروشند. و تا وقتی که این روش جواب می‌دهد دلیلی هم برای تغییرش نمی‌بینند. و البته با توجه به این‌که هنوز هم دارد جواب می‌دهد، می‌توان آن دسته یادشده را «موفق‌ترین» دسته سینمای ایران هم دانست که توانسته به صددرصد اهدافش برسد: فداکردن همه چیز برای فروش!

چطور بدون این‌که بخندانیم، کمدی بسازیم؟!/ نقد «سوره سینما» بر «یک دزدی عاشقانه»

لزوما هر فیلمی نباید حتما شوخی‌های جنسی نامتعارف داشته باشد و روابط زننده را وقیحانه به تصویر بکشد تا بتوان آن را مبتذل نامید. نادیده گرفتن قصه، و برگزار کردن همه روابط و به تصویر کشیدن همه جزئیات به سطحی‌ترین شکل ممکن، اولین و بدیهی‌ترین شکل ابتذال است.

«بارکد»؛ سیر نزولی در مسیر درستِ «سینمای بدنه مطلوب»/ از «ضدگلوله» تا «بارکد»؛ تلاش برای طرح مسئله از دل «سرگرمی سازی»

«بارکد» تا حد خوبی قانع‌مان می‌کند که کیایی راهش را انتخاب و مدل فیلمسازی‌اش را تعیین کرده است. حالا می‌توانیم با خیال راحت ایرادهای فیلمش را بگیریم و امیدوار باشیم که در فیلم بعدی پیشرفت کند. بالاخره این هم یکی دیگر از عجایب این سینماست: این‌که آخرین فیلم کارنامه نزولی یک فیلمساز امیدوارکننده باشد!

عطاران علیه عطاران/ چرا «دراکولا» توقع مخاطبان را برآورده نکرد و با افت فروش مواجه شد؟

مخاطبی که برای خندیدن به سالن رفته، حالا درحالی‌که نخندیده سالن را ترک می‌کند. نتیجه اینکه نام عطاران برای این دسته از مخاطبان هم رنگ می‌بازد و این می‌تواند شروع تهدید برای کسی باشد که نامش چنین وزنی در گیشه دارد.

«زاپاس»؛ ساده، بی ادعا و محترم/ نقد «سوره سینما» بر «زاپاس»-۱

«زاپاس» لزوما روابط افراد خانواده را در داد و فریاد زدن نمی‌بیند و سعی می‌کند با نشان دادن هم فراز و هم فرود این روابط، تصویر کامل‌تری از خانواده فیلمش ترسیم کند؛ ضمن این‌که ادعایی هم درباره تعمیم دادن این خانواده و ریشه‌یابی مشکلات جامعه‌شناسانه ندارد.

به بهانه انتقام، در ستایش نفس کشیدن!/ ادامه نقدهای «سوره سینما» بر مهم‌ترین آثار سینمای جهان؛ «از گور برخاسته»

«از گور برخاسته» از این زاویه، اصلا فیلم انتقام نیست و مساله انتقام‌گیری از فیتزجرالد، تنها نقش «انگیزه»ای برای قهرمان اصلی را بازی می‌کند تا بتواند بر عاملی وحشی‌تر و بی‌رحم‌تر غلبه کند و از دل همین جدال با طبیعت است که «نفس‌کشیدن» و «زنده‌ماندن» اهمیت ویژه‌ای می‌یابد.