مخاطبی که برای خندیدن به سالن رفته، حالا درحالیکه نخندیده سالن را ترک میکند. نتیجه اینکه نام عطاران برای این دسته از مخاطبان هم رنگ میبازد و این میتواند شروع تهدید برای کسی باشد که نامش چنین وزنی در گیشه دارد.
سوره سینما – حسین ساعیمنش : «دراکولا» نقطه اوج لکنت رضا عطاران در تعریف کردن سرراست قصه یک فیلم سینمایی در میان این سه فیلمی است که تا به حال ساخته و احتمالا، هم موافقان و هم مخالفان فیلمهای قبلی او را همنظر و به شدت ناامید و عصبانی میکند و جای دفاعی هم باقی نمیگذارد.
مهمترین و واضحترین مشکل فیلم هم، همانطور که اشاره شد، این است که انگار در آن کوچکترین تلاشی برای تعریفکردن و پیشبردن داستان نشده است. ضمن اینکه هیچ جایگزینی هم وجود ندارد که ضعف قصهگویی را بپوشاند. نه مثل «رد کارپت» نوآوریهایی که به خاطر نحوه ساخت فیلم جلب توجه میکرد، وجود دارد و نه مثل «خوابم میآد» تلاش برای دستیابی به لحنی خاص صورت گرفته. اینجا دقیقا هر اتفاقی که باید میافتاده، نیفتاده! قرار بوده قصهای گفته شود که اصلا انگار فراموش شده. قرار بوده رابطهای بین یک معتاد و یک خونآشام شکل بگیرد که اصلا دلیل و انگیزه ادامه دادنش مشخص نیست. قرار بوده این رابطه به سرانجامی برسد که بدون هیچ منطقی این اتفاق میافتد. فقط یک ایده نو و تجربهنشده در سینمای ایران وجود داشته که از هیچ جنبهای گسترش پیدا نکرده و درحالیکه قرار بوده کل فیلم، تحتالشعاع همین ایده قرار بگیرد، پس از دقایقی بسیار کمرنگ شده و نهایتا تنها فایدهاش این بوده که تیزری فوقالعاده جذاب از آن بیرون بیاید، ولی بیش از این تیزر کارکرد دیگری نداشته باشد.
