سربداران 1360
سربداران بر اساس قیام سربداران خراسان به رهبری شیخ حسن جوری علیه استیلای مغول بر ایران ساخته شده است. گوشههایی از این فیلم هم مربوط به رهبری پیشین شیخ خلیفه مازندرانی مؤسس این قیام است.
سربداران بر اساس قیام سربداران خراسان به رهبری شیخ حسن جوری علیه استیلای مغول بر ایران ساخته شده است. گوشههایی از این فیلم هم مربوط به رهبری پیشین شیخ خلیفه مازندرانی مؤسس این قیام است.
داستان راهزنی معروف به نام مرادبیگ است که طی نزاعی با گروه راهزن دیگری مجروح شده و توسط خانواده روستایی از مرگ نجات پیدا کرده و طی زندگی با این روستاییان تحولاتی عمیق در زندگی او رخ میدهد. رفته رفته در طول داستان متحول و به فردی صالح تبدیل میشود. روزی روزگاری در واقع داستان کمال یافتن انسانی است. امرالله احمدجو که خود این شیوه زیست را تجربه کرده، صحنه ها و اکشن ها را بسیار طبیعی طراحی کرده است.
گروهی از رزمندگان ایرانی به اسارت نیروهای بعث عراق در میآیند و به اردوگاهی منتقل میشوند که فرماندهٔ خشن و سختگیری ملقب به «مشعل» (با بازی اکبر سنگی) آن را اداره میکند. مشعل یکی از افسران استخبارات حزب بعث عراق بوده و حالا سخت به دنبال «حاجرسول رستگاری» (با بازی محمد امینینسب) میگردد، چرا که «حاجرسول» که خود از فرماندهان ایرانی است، در «عملیات چزابه» نصفِ صورتِ مشعل را با آرپیجی سوزانده است و او، حالا به دنبال انتقام است..
ستاره سهیل ۳۰ سال زندگی اویس قرنی از شخصیتهای تاریخ صدر اسلام را روایت میکند، کسی که عشقی به محمد داشت، محبوبی که هرگز به دیدارش نایل نشد به حدی او عاشق پیامبر بود که عشق سلمه دخترک بادیهنشین یمنی به خود را نیز نمیدید و …
شب هزار و یکم داستان دکتر روانشناسی به نام سعید موهبتی است که همراه همسرش لیلا و تنها دخترش سارا زندگی خوبی را میگذرانند، اما دختری که از جنوب آمده آرامش زندگی آنها را برهم میزند.
داستانی که مربوط به روزگار حال ما بود، اما به خاطرات پزشکانی برمیگشت که در جنگ ردپایی به جا گذاشته بودند. قصهای معماگونه که یافتن دو خواهر دوقلو را بهانه کرده بود تا در این میان به روزهای جنگ و خاطرات و گذشته پزشکانی که در جنگ شیمیایی و جانباز شده بودند، بپردازد.
یونس، پلیس جوانی است که پدرش قاضی دادگستری بوده و به طرز مشکوکی به قتل میرسد. او به انگیزهٔ کشف راز قتل پدر و نیز به توصیه مادرش، بعد از به هم خوردن مراسم عقد با دختر عمویش نیلوفر، با دلی شکسته وارد دانشکدهٔ پلیس میشود و بعدها به عنوان ستوان آگاهی مشغول به کار میشود. او در خلال جستجوهایی که برای کشف راز قتل پدرش انجام میدهد متوجه مواردی میشود…
این مجموعه تلویزیونی داستانی در زمان قاجار را روایت میکند در شهر تهران که پهلوانان ورزش باستانی مورد اعتماد و احترام همه مردم بودند. ناگهان پهلوان اول پایتخت کشته میشود. در ادامه شخصیتهای دیگری چون پهلوان جواد کشته میشوند. در این راستا پهلوان نصرت فرزند اول پهلوان خلیل مرحوم پیگیر قضایای قتلهای مرموز شده و درمی یابد قتلها زیر سر یک فرد متظاهر و مکار (پهلوان اسد و دو شاگردش) است که در میانه داستان کنسول روس با انگیزه قتل سید محمد واعظ نیز با آنها همداستان شدهاست؛ ضمنا شازده معتمد و لوطی اصلان راهزن نیز تصادفا از هویت قاتلان مطلع شده اند. در انتها پهلوان نصرت به یاری دو تن از مریدانش (ارسلان و حشمت زرین) و پهلوان قلیچ و یک افسر نظامی باوجدان (میرزاعلی) قاتلان را به سزای اعمالشان میرساند.
در زمانی که کشور از لحاظ سیاسی و اجتماعی، در شرایطی نابهسامان قرار گرفته و علاوه بر تهدیدات و دستاندازی مستعمران به خاک ایران، عدهای نیز در داخل داعیه حکومت دارند؛ صدرالدین محمد قوام شیرازی متخلص به ملاصدرا، در راه کسب علم و دانش قدم میگذارد. این فیلسوف برجسته، که روحی تشنه و مشتاق یادگیری دارد؛ در محضر دانشمندان و عالمان بزرگ اسلامی چون شیخ بهایی و میرداماد و میرفندرسکی درس میآموزد . . .