برچسب حسین توشه

روجا 1386

روجا دختری روستایی است که برای ادامه تحصیل در رشته کشاورزی به شهر می رود. او بعد از پایان تحصیلات به زادگاهش بر می گردد تا آموخته های خود در زمینه کشت محصولات کشاورزی، چگونگی مقابله با آفات و همچنین پرورش ماهی، قارچ و ... رادر اختیار روستائیان قرار دهد...

شباهنگ در حزیز 1387

داستان این فیلم از آنجا آغاز می شود که "استیو" فرمانده ارتش آمریکا به همراه "جاناتان" سرباز در نقطه همیشه صفر مرزی به دنبال ایجاد دموکراسی در جهان می گردند، در شرایطی که خود، نقض کننده دموکراسی و ایجادگر آتش و جنگ در جهانند.

روشنی صبحدم 1389

جوانی به نام خزیمه پس از بازگشت از سفر به کوفه رفته و به سراغ خانواده همسر آینده خود (نصیبه) می رود تا قرار ازادواجشان را برای دهم محرم بگذارد اما پدر نصیبه کوفه را ترک کرده است. خزیمه به دنبال پدر نصیبه می رود. او در این راه به ناچار با رئیس شورطه خانه کوفه -اشعث کندی- مجبور به معامله می شود . خزیمه باید به عنوان جاسوس به خیمه های حسین ابن علی رود ...

بارون با بارون فرق داره 1388

«سعید» به دنبال یک سرقت با «تیمور» که او را اجیر کرده، درگیر میشود و ظاهراً او را می‌کشد . «ناصر» (دوست و دستیار سعید) به رغم راضی نبودن از کارهای او ، سعی می‌کند کمکش کند . سعید در حالی که صاحب آن شی با ارزش شده، به سربازی می‌رود و به دستیار خوبی برای سروان فخرآبادی تبدیل می‌شود . فخرآبادی به ماهیت سعید پی برده است و سعی می‌کند به او کمک کند . او نقشه‌ای می‌کشد تا از طریق سعید سارقی خطرناک و حرفه‌ای را دستگیر کند...

درخت چشمه 1388

پیرمردی راهی زیارت خانه خداست و برای کسب حلالیت از مردم روستای محل زندگی اش سفر کوتاهی را آغاز می کند ؛ اما بر خلاف انتظار در موقعیتی قرار می گیرد که خود او باید کسی را حلال کند. او در پذیرش این مهم سرسختی می کند و ...

حکمت پنهان 1385

احمد كه مهندس كشاورزي است با وانتي كه از پدرش به ارث رسيده مشغول كار است. روزي يك جوان روستايي را سوار كرده و جوان با دروغ و كلك ماشين احمد را مي‌دزدد. جوان روستايي كه نعمت نام دارد ماشين را به ده برده و به پدر نامزدش نشان مي‌دهد و به او مي‌گويد كه شغل بسيار خوبي در شهر يافته و حتي توانسته با پول آن وانت بخرد. پدرزنش با ازدواج آنها موافقت مي‌كند و جشن ازدواج به انتهاي ماه محرم و صفر موكول مي‌شود

آئینه در غبار (بغض باران) 1387

این سریال قصه‌ي زندگي بانويي گيلاني به نام رخساره است که در ايام جواني به اجبار، تن به همسري خان مي‌دهد خان که داراي همسر و دو دختر است در آرزوي داشتن پسري است که رخساره او را با تولد پسري به نام روشن به آرزويش مي رساند اما تولد فرزند انگيزه‌اي براي دسيسه چيني همسر اول با کمک برادرش کاميار مي شود که مباشر ارباب است و به ناچار شبانگاه رخساره با فرزندش از محل زندگي خود (پيربازار) مي‌گريزد و از آنجايي که زمينه‌هاي مذهبي زندگي او را از خان جدا مي‌سازد در دوران انقلاب به صف انقلابيون مي‌پيوندد و پس از آن نيز زندگي اجتماعي مؤثري را در روستا مي گذراند. مرگ خان و وصيت او مبني بر وارث بودن رخساره و روشن از مايملک او انگيزه‌اي براي جستجوي کاميار و زن و فرزندان خان است که ماجراهاي خاصي را به دنبال دارد.

نجات 1391

با گذشت سی و چندسال این جمع تصور می‌کردند که فرد مورد نظر طی همکاری با ساواک این جمع را لو داده و متواری شده است اما...