برچسب حسین توشه

پسر و دریا 1398

داستان فیلم «پسر و دریا» در خصوص حمید پسری 12 ساله است که پدرش برای ماهیگیری به دریا رفته و دیگر بازنگشته است، حالا او برای یافتن پدرش دست به هر کاری می ‎زند، در این بین حمید کارهای متنوعی انجام می‎ دهد تا به مادرش در خرج خانه کمک کند.

مزرعه کوچک 1383

این سریال به مشکل جوانان تحصیلکرده کشور می پردازد که با وجود برخورداری از تخصص لازم شرایط کار برایشان مهیا نیست. از سویی دیگر این سریال به مساله همراهی زوج ها با یکدیگر در زندگی می پردازد و این که در راه تامین معاش زندگی یار و کمک همدیگر باشند.

کوچک جنگلی 1368

مبارزهٔ میرزا کوچک خان در کنار دکتر حشمت، خالو قربان و دیگر یارانشان بر ضد دولت مرکزی مقارن است با جنگ جهانی دوم. لشکری از پایتخت برای در هم کوبیدن نهضت جنگلیان گسیل می شود و میرزا دستور عقب نشینی می دهد. گروهی از اعضای نهضت فرمان را با اکراه گردن می گذارند و از صحنهٔ نبرد عقب می نشیند؛ گروهی دیگر، از جمله دکتر حشمت و یارانش تسلیم و سپس اعدام می شوند. میرزا به همراه دو تن از یارانش به قصد مهاجرت به طرف مرز اتحاد شوروی حرکت می کند. یکی از همراهان میرزا دستگیر می شود، اما خود او جان سالم از مهلکه بدر می برد

مرد خاک 1389

پسری که فکر می کند مردی و مردانگی به زور و بازو است و می خواهد در مقابل پهلوان محله خودی نشان دهد که با اتفاقاتی که پیش می آید می فهمد که .....

آواز خورشید 1388

این فیلم داستان مردی را روايت می‌كند كه در بحبوبه انقلاب وارد يك روستا می‌شود كه خانواده مادری‌اش سال‌ها پيش آنجا زندگی می‌كردند، با ورود اين مرد غريبه اتفاقات جديدی رخ می‌دهد كه ...

خیال نقش 1395

«رضا»، پسر نوجوانی است که بعد از مرگ پدرش تمام توانش را برای سرپرستی و حمایت از مادر و خواهرش گذاشته است. او عصرها، بعد از مدرسه به کارگاه فرش‌بافی رفته و در آنجا مشغول به کار می‌شود، علاقۀ رضا به دنیای کار و بافتِ فرش باعث می‌شود تا معتمد صاحب کارگاه باشد تمام‌کارهای نسبتاً مهم به او سپرده شود؛ از طرفی دقت و توجهش به درس کم شده و خیلی زود وارد معاملاتی می‌شود که او را از عالم نوجوانی غافل می‌کند؛ وقتی رضا متوجه شده که کارگاه به دلیل ورشکستگی ممکن است به‌زودی بسته شود، عزمش را جزم کرده و تلاش می‌کند تا مانع این اتفاق شود...

آبی عمیق 1390

سال ها پیش امیر با مرجان ازدواج کرده و حاصل ازدواجشان دختری به نام رضوان بوده اما امیر قصد می کند برای زندگی به کشور آمریکا برود، مرجان که مخالف این مساله بوده او را همراهی نمی کند و این مساله به جدایی آنها می انجامد. امیر در همان زمان می رود و مرجان با احمد که پیش از ازدواج دلبسته اش بوده ازدواج می کند و ...