خیال نقش 1395

«رضا»، پسر نوجوانی است که بعد از مرگ پدرش تمام توانش را برای سرپرستی و حمایت از مادر و خواهرش گذاشته است. او عصرها، بعد از مدرسه به کارگاه فرش‌بافی رفته و در آنجا مشغول به کار می‌شود، علاقۀ رضا به دنیای کار و بافتِ فرش باعث می‌شود تا معتمد صاحب کارگاه باشد تمام‌کارهای نسبتاً مهم به او سپرده شود؛ از طرفی دقت و توجهش به درس کم شده و خیلی زود وارد معاملاتی می‌شود که او را از عالم نوجوانی غافل می‌کند؛ وقتی رضا متوجه شده که کارگاه به دلیل ورشکستگی ممکن است به‌زودی بسته شود، عزمش را جزم کرده و تلاش می‌کند تا مانع این اتفاق شود...

«رضا»، پسر نوجوانی است که بعد از مرگ پدرش تمام توانش را برای سرپرستی و حمایت از مادر و خواهرش گذاشته است. او عصرها، بعد از مدرسه به کارگاه فرش‌بافی رفته و در آنجا مشغول به کار می‌شود، علاقۀ رضا به دنیای کار و بافتِ فرش باعث می‌شود تا معتمد صاحب کارگاه باشد تمام‌کارهای نسبتاً مهم به او سپرده شود؛ از طرفی دقت و توجهش به درس کم شده و خیلی زود وارد معاملاتی می‌شود که او را از عالم نوجوانی غافل می‌کند؛ وقتی رضا متوجه شده که کارگاه به دلیل ورشکستگی ممکن است به‌زودی بسته شود، عزمش را جزم کرده و تلاش می‌کند تا مانع این اتفاق شود…

منبع  : دایره المعارف فیلم های ایرانی ( سون آرت پدیا )

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *