
این سریال قصهي زندگي بانويي گيلاني به نام رخساره است که در ايام جواني به اجبار، تن به همسري خان ميدهد خان که داراي همسر و دو دختر است در آرزوي داشتن پسري است که رخساره او را با تولد پسري به نام روشن به آرزويش مي رساند اما تولد فرزند انگيزهاي براي دسيسه چيني همسر اول با کمک برادرش کاميار مي شود که مباشر ارباب است و به ناچار شبانگاه رخساره با فرزندش از محل زندگي خود (پيربازار) ميگريزد و از آنجايي که زمينههاي مذهبي زندگي او را از خان جدا ميسازد در دوران انقلاب به صف انقلابيون ميپيوندد و پس از آن نيز زندگي اجتماعي مؤثري را در روستا مي گذراند. مرگ خان و وصيت او مبني بر وارث بودن رخساره و روشن از مايملک او انگيزهاي براي جستجوي کاميار و زن و فرزندان خان است که ماجراهاي خاصي را به دنبال دارد.
