برتا 1404
سریال برتا داستان سرهنگ پلیسی به نام صمدی(شهرام حقیقت دوست) را روایت می کند که در پی کشف راز یک اسلحه برتا بوده، او متوجه میشود یک باند جنایتکار در پشت آن قرار دارد و خلافکار مرموزی به نام لیلا پرونده را بسیار پیچیده می کند.
سریال برتا داستان سرهنگ پلیسی به نام صمدی(شهرام حقیقت دوست) را روایت می کند که در پی کشف راز یک اسلحه برتا بوده، او متوجه میشود یک باند جنایتکار در پشت آن قرار دارد و خلافکار مرموزی به نام لیلا پرونده را بسیار پیچیده می کند.
داستان این سریال درباره خانواده ای است که پدربزرگ آن فوت می کند و قصد فروش خانه را دارند اما درنهایت تصمیم می گیرند خانه را نگه دارند و کار فرهنگی کنند.
روجا دختری روستایی است که برای ادامه تحصیل در رشته کشاورزی به شهر می رود. او بعد از پایان تحصیلات به زادگاهش بر می گردد تا آموخته های خود در زمینه کشت محصولات کشاورزی، چگونگی مقابله با آفات و همچنین پرورش ماهی، قارچ و ... رادر اختیار روستائیان قرار دهد...
این سریال قصهي زندگي بانويي گيلاني به نام رخساره است که در ايام جواني به اجبار، تن به همسري خان ميدهد خان که داراي همسر و دو دختر است در آرزوي داشتن پسري است که رخساره او را با تولد پسري به نام روشن به آرزويش مي رساند اما تولد فرزند انگيزهاي براي دسيسه چيني همسر اول با کمک برادرش کاميار مي شود که مباشر ارباب است و به ناچار شبانگاه رخساره با فرزندش از محل زندگي خود (پيربازار) ميگريزد و از آنجايي که زمينههاي مذهبي زندگي او را از خان جدا ميسازد در دوران انقلاب به صف انقلابيون ميپيوندد و پس از آن نيز زندگي اجتماعي مؤثري را در روستا مي گذراند. مرگ خان و وصيت او مبني بر وارث بودن رخساره و روشن از مايملک او انگيزهاي براي جستجوي کاميار و زن و فرزندان خان است که ماجراهاي خاصي را به دنبال دارد.
استان درباره پسربچه ای است که فقط سیزده سال دارد. پدر بزرگ این پسر بچه در آستانه مرگ است و از همه حلالیت می گیرد. او به یاد می آورد که در سی و پنج سال گذشته باعث اتفاقاتی شده است. نتیجه این اتفاقات باعث بدبختی و گرفتاری زنی همراه با فرزندانش شده است. نام این زن قدم خیر است و پدربزرگ به دنبال این زن می گردد تا او را پیدا کند. او نوه خود را به روستایی می فرستد تا او را بیابد. او آدرس روستایی به نام ننه قدم خیر را پیدا می کند و به این روستا می رود. او باید این زن را راضی کند تا با او به نزد پدربزرگش برود تا پدربزرگش بتواند از او حلالیت بطلبد…...
پسری جوان به نام سیاوش (کامران تفتی) که زیاد هم اهل اخلاق و دین و ایمان نیست عاشق میشود و در راه عاشقی و رسیدن به معشوق تغییر مسیر داده و به انسانی وارسته تبدیل میشود.