برچسب حراج بزرگ تهران

حراج تهران، ماجرای یک حراجی میلیاردی و مالیات نامعلوم و خریداران بی چهره/ محفلی انحصاری برای بهاسازی مصنوعی برای هنر!

یکی از موضوعاتی که مدت‌هاست در مورد حراج تهران مورد بحث و نقد قرار می‌گیرد، مربوط به درصد بالایی است که این نهاد از عواید فروش آثار هنری دریافت می‌کند. مصداق بارز این مدعا، اظهارات سمیع آذر، مدیر اجرایی حراج تهران در سال ۹۲ بود که اعلام کرد: «۱۵ درصد از عواید فروش این حراجی سهم برگزارکنندگان است»؛ درصدی غیر معمول به همراه درآمد‌های غیررسمی که حواشی بسیاری به همراه داشت.

رمزگشایی از حراج پایتخت، گران‌بهاسازی برای حراجِ هنر/ ۲۵۰ میلیارد تومان فروش حراج تهران با خریدارانی مجهول

تاکنون سریال‌های «رقص روی شیشه» و «هیولا» تا «آقازاده» به‌طور علنی از راز‌های پنهان در دنیای حراج پرده‌برداری کرده و با شرح جزئیات پولشویی، فساد مالی و معاملات مشکوک، نقاب از بحران‌های این حوزه برداشتند. همین حاشیه‌ها سبب شد کاربران فضای مجازی از مسئولان ناشناخته این نهاد، درباره مکانیزم حضور تابلو‌هایی از سهراب سپهری، نحوه قیمت‌گذاری میلیاردی بر آثار تازه‌کاران، خریداران و درصدی که به فروشندگان اختصاص پیدا می‌کند، سؤال کنند.

پشت پرده حراج تهران؛ بازی ارقام در سایهٔ هنر چگونه تصویر می‌شود؟/ اقتصاد سفته‌بازی؛ وقتی هنر، طلای کثیف می‌شود!

بر اساس قانون حفاظت آثار ملی و فرهنگی مصوب ۱۳۰۹ و آیین‌نامه‌های اجرایی آن، فروش و خروج هرگونه اشیاء و آثار تاریخی و فرهنگی با قدمت بیش از ۱۰۰ سال بدون اخذ مجوز از معاونت میراث فرهنگی، ممنوع و غیرقانونی است. حال آنکه مسئولان حراج تهران پیش از این به ایرنا اعلام کردند که تمامی آثار با قدمت و سنتی این رویداد دارای مجوز وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی هستند و نمایندگان این وزارتخانه هم در نمایشگاه حراج تهران حضور داشتند.

اقتصاد هنر ایران در بن بست های تو در تو، از سینما تا حوزه کتاب و تئاتر/ تحلیل اقتصادی رویداد‌های هنری ایران در سال ۱۴۰۳

سیاست‌گذاری فرهنگی با وجود ادعا‌های کلان، نتوانست از چرخه‌های معیوب ممیزی، بدهی‌های میلیاردی، و شکاف طبقاتی بگریزد. آنچه در این سال باقی ماند، نه امیدی روشن، که ضرورتی فوری برای بازاندیشی در الگو‌های مدیریت فرهنگ بود: الگو‌هایی که به جای آمارسازی، به عدالت فرهنگی؛ به جای انحصارگرایی، به تنوع صدای هنرمندان؛ و به جای سیاست‌زدگی، به استقلال هنر باور داشته باشند. آینده فرهنگ ایران در گرو عبور از این گذار دردناک است، عبوری که تنها با نگاهی نقادانه به گذشته و جسارتی خلاق برای بازتعریف فردا ممکن خواهد شد.

جمعه سیاه یا سیاه بازی برای فروش روی دست مانده ها؟/ چگونه بلک فرایدی سال نوی میلادی به سیاجمعه ایرانی‌ها رسید؟

بلک فرایدی یا جمعه سیاه در حالی فرا می‌رسد که اغلب کالا‌های تخفیف خورده، کالا‌های الکترونیک و پوشاک بوده و هیچ کدام در دسته کالا‌های اساسی جای نمی‌گیرند. در واقع فروشنده‌ها به خوبی می‌دانند که کالا‌های اساسی بدون تخفیف هم به فروش می‌رسد چرا که مشتری ناچار به خرید آنهاست. اما کالای تخفیف خورده اغلب کالا‌هایی هستند که نیاز ضروری به آن‌ها ندارید و مشتری صرفا با دیدن تخفیف زیاد بر روی آن‌ها وسوسه می‌شود که آن را خریداری کند.

چگونه بلک‌ فرایدی ایرانی به توهم تخفیف تبدیل شد؟/ سنتی وارداتی که بازی با اعداد را به خانه‌های ایرانی آورد

بلک‌ فرایدی، زمانی وارد بازار ایران شد که فروشگاه‌های آنلاین به دنبال ابزار‌های جدید بازاریابی بودند. برای ایرانی‌ها ماجرا از حدود یک دهه پیش و میانه دهه ۹۰ آغاز شد وقتی که در سال‌های ۱۳۹۴ و ۱۳۹۵، دو پلتفرم بزرگ آن روز، بامیلو و دیجی‌کالا، با بیلبورد‌های شهری، پیامک‌ها و کمپین‌های گسترده، مفهوم «جمعه سیاه» را وارد فرهنگ خرید ایرانی کردند.