برچسب حدیثه محمدی

تنهای تنهای تنها

اسم من همین است، مسیر زندگی‌ام هم همین؛ تنهای تنهای تنها.چند وقت پیش کارگاهی درباره لحن و نثر در ادبیات برگزار شد که موضوع اصلی‌اش درباره «زبان و کلمات» می‌گشت.

حالا تو کجای جهانی؟!

من از سریال امام علی(ع) خیلی می‌ترسیدم! دیدن فضای تاریک فیلم و گریم‌ها در سن حدود هفت یا هشت‌سالگی برایم سنگین بود. علاوه بر آن اصلا دوست نداشتم امام علی(ع) آخر فیلم شهید بشوند.

نمی‌شناختمت

من منهای دو سال سکونت در مشهد، تمام عمرم را در اصفهان زندگی کرده‌ام. تقریبا اسم تمام خیابان‌ها و محله‌هایش را بلدم و اگر بلد نباشم، اسمشان را که بشنوم، می‌توانم مکان حدودی‌شان را حدس بزنم.

یک خواب آرام

با صدای جیغ پسربچه از خواب پرید بالا، نفهمید خودش را چطور به اتاقش رساند. پسرک ایستاده بود وسط تختش و یک‌بند گریه می‌کرد، به هق‌هق افتاده بود و موهای خرمایی قشنگش از شدت گریه و عرق به همدیگر پیچ خورده بودند.