برچسب حدیثه محمدی

«چ» مثل او!

هی باید با خودت بالا و پایین کرده باشی، بالا و پایین؛ باید با خودت خیلی جنگیده باشی. وجودت را حسابی هرس کرده باشی تا از خودت یک چمران بسازی. ایران، آمریکا، مصر، لبنان، دهلاویه… !

روزی که عراق زاغه مهمات لشکر امام‌حسین(ع) را بمباران کرد

علیرضا آن روز و موقع بمباران زاغه مهمات، دویده بود سمت ساختمانی که دم درب ورودی شهرک قرار داشت تا با تلفنی که کنار پنجره ساختمان بود، بی‌سیم بزند و به فرماندهی اطلاع بدهد که دارند زاغه‌ها را می‌زنند.

به حرمت نام حسین(ع)!

همه ما را یک اسم به هم وصل می‌کند. همه‌مان به حرمت و عزت یک اسم مثل حلقه‌های یک زنجیر به هم وصل شده‌ایم، به حرمت نام اباعبدالله‌الحسین(ع)…!

یکی بود؛ یکی نبود!

ده تا لباس دوخته بود، ده تا با اندازه‌های مختلف. توی ذهنش هر ده رزمنده را تصور کرده بود که یکی‌شان، نسبتا قدبلند و آن دیگری، چاق و دیگری، متوسط و… بود. هرچه پارچه داشت، هی دوخت و دوخت.

«راویان»؛ روایت غربت واحد تبلیغات!

مستند «راویان» نگاهی به اثربخشی واحد تبلیغات، مظلومیت و کمتر دیده شدن نیروهای این واحد و وظایف و مسئولیت‌هایشان در طول جنگ هشت‌ساله دفاع مقدس و به‌طور ویژه نگاهی به زندگی سردار شهید علی جنگعلی، قائم‌مقام (معاون) تبلیغات لشکر ۱۴ امام حسین (ع) دارد.

ق_ا_س_م نیست، قاسم است!

یک باور قدیمی وجود دارد، یک باور قدیمی که خیلی‌ها در سرتاسر دنیا به آن معتقدند، باوری که می‌گوید: سیزده عدد نحسی است! راستش را بخواهید من آدم خرافاتی نیستم؛ اما آن شب تا دم‌دمای صبح تپش قلب و دل‌شوره داشتم و دخترم هم حسابی گریه می‌کرد و ناآرام بود.

جان‌باز!

بعضی‌هایشان مثل چینی‌های گل‌قرمزی که لب‌پر شده‌اند، بعضی دیگر مثل نوار کاست‌هایی که هد نوار از توی شکمشان بیرون ریخته و دیگر آهنگی از آن‌ها پخش نمی‌شود، بعضی‌هایشان هم مثل کتاب‌هایی هستند که صفحات قسمت‌های اصلی‌شان دیگر وجود ندارد. انگار هستند و نیستند!