برچسب جواد احمدی

خورشید اگر نبخشد منفجر می‌شود

به راستی کدام یک از ما از هدیه گرفتن خوشحال نمی‌شود؟ وقتی چیزی را از کسی هدیه می‌گیریم نسبت به وقتی که همان چیز را با پول خودمان می‌خریم احساس متفاوت، و به یک معنا زیباتری، داریم. چه چیزی در هدیه وجود دارد که موجب خلق چنین احساس زیبایی می‌شود؟ ممکن است هدیه‌ای که دریافت می‌کنیم چندان ارزشی در بازار نداشته باشد ولی برای خودمان ارزش زیادی داشته باشد؛ طوری که هیچ‌کس دیگری نتواند ارزش آن را برآورد کند. ارزش هدیه از کجا ناشی می‌شود؟ چه فرقی با ارزش بازار دارد؟ جالب اینکه فقط هدیه گرفتن از دیگران لذت‌بخش نیست، وقتی به بقیه هدیه‌ می‌دهیم هم احساس مسرت می‌کنیم. با اینکه از جیبمان برای شخص دیگری پول داده‌ایم و از لحاظ منطق بازار ضرر کرده‌ایم باز هم از کارمان لذت می‌بریم. منطق رازآمیز هدیه چیست؟ چگونه می‌شود فلسفه‌ هدیه را توضیح داد؟ هدیه چگونه کار می‌کند؟ اقتصاد مبتنی بر هدیه چه سازوکاری دارد؟

لباس‌هایی با خاطراتِ مالکِ قبلی

احتمالاً عده‌ای بسیار کمی در میان ما وجود دارند که در زندگی هرگز از کالای دست‌دوم استفاده نکرده باشند. این افراد معدود یحتمل یا از ثروت هنگفتی برخوردارند یا وسواس ویژه‌ای برای خریدن اجناس نو و تازه دارند (البته این دومی باز هم وابسته به اولی است). از طرف دیگر باز هم احتمالاَ عده‌ای بسیار کمی در میان ما وجود دارند که در زندگی همیشه کالاهای دست‌دومی استفاده می‌کنند. هر انسانی که به سلامتش، ولو به صورت حداقلی، اهمیت بدهد و اندک پولی برای گذران زندگی داشته باشد به هیچ وجه از غذای نیمه‌تمام و دورافتاده‌ی غریبه‌ها در سطل‌های زباله نخواهد خورد. 

بر آسمان ما هرگز ابری عبور نکرد

بخش زیادی از عمر کوتاه هر انسانی به معاشرت با دوست‌هایش یا حرف‌ زدن و فکر کردن درباره‌ی آن‌ها می‌گذرد. یک دوستی خوب می‌تواند زیباترین لحظه‌های آدمی را رقم بزند و یک دوستی بد ممکن است زندگی هر کسی را به نابودی بکشاند. حتی کوچک‌ترین بچه‌ها نیز وقتی بچه‌ دیگری را می‌بینند نوعی کشش به سمت او در خود احساس می‌کنند، چه برسد به ما آدم‌ بزرگ‌ها که دائم درگیر خوب و بد دوستانمان هستیم. شاید کسی بگوید: «من هیچ دوستی ندارم» یا اینکه با ناراحتی و احتمالاً با نوعی اعتماد به نفس هیستریک، اعلام کند: «در تنهایی خودم راحت‌ترم. هیچ دوستی نمی‌خواهم»؛ اما و دریغا که چنین چیزی احتمالاَ بیشتر نوعی واکنش به فقدان یا ضعف دوستی‌هایی است که او در زندگی‌ تجربه کرده است. هر انسانی قطعاَ بعضی از انسان‌ها را از انسان‌های دیگر بیشتر «دوست» دارد و همین دوست داشتن به خوبی می‌تواند امکان، وجود و ضرورت دوستی را در زندگی ثابت کند. 

عید نوروز؛ زمان ما و زمان طبیعت

عید نوروز برای همه ما ایامی متفاوت و بخصوص است. این روزهایی ابتدایی سال با اینکه در ظاهر شبیه دیگر ایام هستند اما معانی و احساسات متفاوتی را در ما تولید می‌کنند. اکثر ایرانیان حسی متفاوت را در این یکی دو هفته تجربه می‌کنند که شاید به خوبی نتوانند با کلمات آن را توصیف کنند؛ یک نوع تجربه‌ی ابدی کودکی و در عین حال یک نوع تجربه‌ی همیشگی مرگ. فکر کردن به گذشته و در عین حال به فکر آینده بودن. در این روزها احساس می‌کنیم که تا همیشه کودک خواهیم ماند و همزمان پی می‌بریم ک به مرگ نزدیک‌تر شده‌ایم. برای روزهای آینده نقشه می‌ریزیم و همزمان غرق در ایام از دست رفته می‌شویم.

شرم؛ نقطه‌ای که سیاست به پایان می‌رسد و اخلاق شروع می‌شود

«اگر با کشتن یک ثروتمند در کشوری دیگر، و بدون اینکه از خانه‌ات خارج شوی، ثروتمند شوی چه کار می‌کنی؟ آیا او را می‌کشی یا نه؟». این سوالی است که ذهن بسیاری از متفکران و روشنفکران قرن نوزدهمی اروپا را به خود مشغول کرده بود. بعضی از تاریخ‌نگاران آن را به غلط به روسو نسبت می‌دهند، در حالی که مشابه این پرسش برای اولین توسط یکی از شخصیت‌های رمان باباگوریوی بالزاک مطرح شد. شاتوبریان هم سال‌ها درگیر چنین مسئله بغرنجی بود و علاوه بر او، داستایوفسکی نیز نظیر این پرسش را بارها در رمان‌هایش مطرح کرد. آیا اگر به ما نیروی جادویی داده شود که توسط آن بتوانیم افرادی را که هرگز در زندگی ندیده‌ایم از میان برداریم چه کار خواهیم کرد؟ احتمالاً امروز بیشتر مردم، به خاطر حضور در شبکه‌های اجتماعی و زندگی در دهکده جهانی، در پاسخ به سوال مذکور خواهند گفت که طرف را نخواهند کشت (راست یا دروغش بماند). اما ماجرا برای کسانی که قرن‌ها پیش زندگی می‌کردند متفاوت‌تر و پیچیده‌تر بود چرا که دنیا برایشان همانند دنیای ما این اندازه کوچک و دهکده‌مانند نبود. زمانه تغییر کرده ولی با این حال امروز هم روح اصلی پرسش بالزاک همچنان زنده و معنادار است؛ بیایید آن را به شکل دیگری مطرح کنیم: آیا باید اخلاق را نسبت به کسی که هرگز ندیده و نخواهیم دید رعایت کنیم؟ آیا اعمال شر نسبت به فردی که حتی از وجود خارجی‌اش بی خبر هستیم مجاز است؟

جهان فقط به لطف فلسفه خودش را بر ما آشکار خواهد کرد

در گفتگوهای روزمره حتماً این عبارات را شنیده‌ایم: «چه حرف‌های فلسفی‌ای؟»، «چقدر فیلسوف شدی!»، «فلسفی حرف نزن!» و عبارات مشابه دیگر. اما چرا در لحظاتی از زندگی فکر می‌کنیم که خودمان یا دیگران، حرف‌های فلسفی می‌زنیم؟ این فلسفی بودن اشاره به چه چیزی دارد؟ آیا لزوماً به معنای ادای سخنان پیچیده و مبهم است؟ آیا ممکن است کسی که فلسفه نخوانده باشد بتواند حرف‌های فلسفی بزند؟ آیا نظرات فلسفی هیچ فایده‌ و معنایی دارند یا فقط برای فضل فروشی و به قول معروف به خاطر ژست و ادا بیان می‌شوند؟ در اینجا می‌خواهیم به پنج سوال اصلی که عامه مردم درباره فلسفه و فلاسفه از خودشان می‌پرسند پاسخ دهیم.

کاهش 10 درصدی قیمت گوشی‌ در پی واردات از کانال‌های رسمی/ ایجاد جو رقابتی و افزایش سرعت عرضه‌ گوشی با افزایش تعداد واردکنندگان قانونی از 50 به 110 شرکت/ تاثیر کاهش نرخ ارز بر بازار گوشی طی روزهای آتی/ لزوم استعلام قیمت­‌های اعلامی گوشی از سامانه‌ی 124

مدیرکل نظارت بر خدمات سازمان حمایت مصرف کنندگان و تولید کنندگان، درباره‌ی کاهش قیمت این محصول در بازار در پی کاهش قیمت دلار، گفت: "واردات تلفن همراه از دو طریق با ارز نیمایی برای شرکتهای تولید کننده اصلی که رابطه مستقیم تجاری با ایران دارند و با ارز حاصل از صادرات در حال انجام است".

درج قیمت کالاهای تولیدی بیش از 50 واحد اصلی تولید لوازم خانگی در سامانه 124

معاون بازرسی و نظارت سازمان حمایت مصرف کنندگان و تولیدکنندگان، گفت: حدود 11 هزار بازرسی از انبارها و مرکز نگهداری کالا در سه ماهه اول امسال در سطح کشور انجام شده و بیش از 700 پرونده تخلف را در همین راستا به سازمان تعزیرات ارسال شده است.