به راستی کدام یک از ما از هدیه گرفتن خوشحال نمیشود؟ وقتی چیزی را از کسی هدیه میگیریم نسبت به وقتی که همان چیز را با پول خودمان میخریم احساس متفاوت، و به یک معنا زیباتری، داریم. چه چیزی در هدیه وجود دارد که موجب خلق چنین احساس زیبایی میشود؟ ممکن است هدیهای که دریافت میکنیم چندان ارزشی در بازار نداشته باشد ولی برای خودمان ارزش زیادی داشته باشد؛ طوری که هیچکس دیگری نتواند ارزش آن را برآورد کند. ارزش هدیه از کجا ناشی میشود؟ چه فرقی با ارزش بازار دارد؟ جالب اینکه فقط هدیه گرفتن از دیگران لذتبخش نیست، وقتی به بقیه هدیه میدهیم هم احساس مسرت میکنیم. با اینکه از جیبمان برای شخص دیگری پول دادهایم و از لحاظ منطق بازار ضرر کردهایم باز هم از کارمان لذت میبریم. منطق رازآمیز هدیه چیست؟ چگونه میشود فلسفه هدیه را توضیح داد؟ هدیه چگونه کار میکند؟ اقتصاد مبتنی بر هدیه چه سازوکاری دارد؟
در طول تاریخ، هدیه دادن یا هدیه گرفتن برای فلاسفه و جامعهشناسان موضوعی جذاب و قابلتوجه بوده است. همه متفکران و محققان، به مانند مردم عادی، تعریفی واحد و مشخص از هدیه دارند: هدیه چیزی است که یک شخص از شخص دیگر میگیرد بدون اینکه در همان لحظه در ازای آن پول یا کالایی دیگر بدهد. طبق این تعریف شرط اول برای اینکه چیزی را هدیه بنامیم این است که این چیز خریدنی نباشد. هدیه جزو مبادله کالا به کالای دوران قدیم نیست. مثلاَ وقتی در ازای یک متر پارچه یک گونی برنج میدهیم دیگر نمیتوانیم آن یک متر پارچه را هدیه بنامیم. علاوه بر این، هدیه جزو اقتصادهای مبتنی بر پول و بخصوص اقتصاد عصر سرمایهداری هم نیست. وقتی از شخصی هدیه گرفتهایم یعنی در ازای آن پولی به آن شخص ندادهایم. اگر بخواهیم پول یک هدیه را به دهندهای آن بدهیم به هیچ وجه نخواهد پذیرفت و حتی به احتمال زیاد ممکن است ناراحت شود. بنابراین هدیه را میتوانیم به شکلی دیگر اینگونه تعریف کنیم: یک بخشش مادی یا گاهی معنوی که در لحظهی اهدا شدن به هیچ وجه قابل مبادله یا خریداری نیست. البته این به این معنا نیست که هدیه ارزشی ندارد، بلکه به این خاطر است که «ارزش» هدیه با ارزش بازار متفاوت است. روی هر کالایی میتوان قیمت گذاشت اما هدایا با منطق بازاری قابل ارزشگذاری نیستند. هدایا ارزش دارند اما ارزشهای مخصوص به خودشان را.
