برچسب جنگ

بازگشت محتاطانه بازارها با آتش بس

اعلام آتش‌بس، نشانه‌های بازگشت نسبی ثبات به بازارهای مالی را نشان داد؛ بازگشتی که فعلا بیشتر در سطح عملکرد زیرساخت‌ها و رفتار نهادها دیده می‌شود تا در عمق متغیرهای اقتصادی.

چه نهادی می‌تواند دستور اتصال اینترنت را بدهد؟

پیگیری وضعیت اینترنت در این روزها، به یکی از ارکان زندگی روزمره تبدیل شده است؛ اینکه چه زمانی اتصال برقرار می‌شود، محدودیت‌ها تا کجا ادامه پیدا می‌کند و مهم‌تر از همه، آیا اینترنت اساسا به شرایط قبل باز خواهد گشت یا خیر. اما پرسش اصلی اینجاست: پاسخ این ابهام‌ها را کدام نهاد می‌دهد؟

احتمال شنیده شدن صدای انفجار در جاسک؛ جای نگرانی نیست

به گزارش خبرآنلاین هرمزگان، احمد جمال‌الدینی صبح دوشنبه اظهار کرد: با توجه به انجام عملیات شناسایی و پاکسازی مهمات عمل‌نکرده در محدوده شهرستان جاسک احتمال شنیده شدن صدای انفجار در محدوده شهر جاسک امروز دوم شهریورماه وجود دارد.

کودکان ایران قربانی جنگ‌طلبی تندروها

جنگ، ابتدا در زبان متولد می‌شود؛ در واژه‌هایی که مرگ را عادی می‌کنند، نفرت را تقدیس می‌کنند و زندگی را به حاشیه می‌رانند. هنگامی که چنین زبانی بر فضای عمومی مسلط می‌شود، گلوله‌ها تنها آخرین جمله آن روایت‌اند. در این میان، عجیب‌ترین تصویر زمانه ما، تصویر کسانی است که در امنیت و آسایش، از جنگ سخن می‌گویند. آنان که در اتاق‌های خنک، پشت میزها، پشت صفحه‌های تلفن همراه یا تریبون‌های پرطمطراق، نسخه نبرد می‌پیچند، گویی جنگ حادثه‌ای است که همیشه قرار است برای دیگران رخ دهد. آنان از شجاعت می‌گویند، اما شجاعت را نه در تحمل رنج، بلکه در توصیه کردن رنج به دیگران جست‌وجو می‌کنند. فاصله آنان تا میدان جنگ، تنها چند واژه است؛ اما فاصله کودکانی که در میان انفجارها زندگی می‌کنند تا مرگ، گاه تنها چند ثانیه.

پزشکیان: منکر کمبودها نیستیم/ بهتر است امروز که در قدرت و عزت هستیم جنگ را پایان دهیم

برنا - گروه سیاسی: رئیس جمهور با تاکید بر این که منکر کمبودها و کاستی‌ها هم نیستیم، اما تلاش داریم با وفاق، کشور را پیش ببریم، گفت: بهتر است امروز که در قدرت و عزت هستیم و تمام دنیا به پیروزی ما اذعان دارند و تأکید می‌کنند که آمریکا برخلاف تمام مقررات، به مدارس، بیمارستان‌ها و زیرساخت‌های ما حمله کرده و در دنیا منفور است، جنگ را پایان دهیم.

زائر همیشگی جنت‌الشهدا درکنار آنان آرام گرفت

حالا هر وقت دلم برایش تنگ می‌شود، در دلم به او می‌گویم: «مامان، خیلی دلم برایت تنگ شده.» و در خیال خودم او را بغل می‌کنم. بزرگ‌ترین حسرت من این است که مامانم بزرگ شدنم را نمی‌بیند، دانشگاه رفتنم را نمی‌بیند و آرزو‌هایی که برایم داشت را از نزدیک نمی‌بیند. حسرت دیگرم این است که داماد شدن برادرم را هم نمی‌بیند، چون خیلی آرزو داشت آن روز‌ها را ببیند

ترکش‌های داخل سر مجید اتمام جنگ را باور ندارند!

درگیری سنگین بود. خط اول دشمن سقوط کرد، بعد خط دوم. تا صبح صدای تیر و انفجار قطع نشد. صبح که هوا روشن شد، زمین پر از جنازه سربازان عراقی بود. تجهیزات، وسایل شخصی و ادوات جنگی همه جا پخش شده بود. هفته‌ها بعد، همان صدای معروف از بی‌سیم‌ها و بلندگو‌ها پیچید: توجه فرمایید... خرمشهر، شهر خون، آزاد شد

نزدیک به نیم قرن برای این کشور و مردمش جنگید

نه از سر شعار یا عادت، بلکه از ته دل. دغدغه‌اش «خاک» بود، اینکه مبادا ذره‌ای از این سرزمین از دست برود. بار‌ها می‌گفت و من باور دارم که از ته جانش می‌گفت: «اگر هزار بار برای این مردم و اعتقادات آنها کشته شوم باز هم دوست دارم به عشق این مردم زنده شوم، با دشمنان این ملت بجنگم و کشته شوم، بجنگم و کشته شوم. واقعاً از صمیم قلب دوستتان دارم ملت ایران»