برچسب جمشید قدرتی

جمشیدیه 1397

سارا و امير زوجي جوان، در خيابان با يک راننده تاکسي درگير ميشوند و سارا براي دفاع از امير با گوشي موبايلش ضربه هايي به راننده تاکسي ميزند. پس از يک روز آنها متوجه مي شوند که راننده تاکسي فوت شده است و سارا در عذاب وجداني ميماند که ضربه هاي او باعث مرگ راننده ميانسال شده است. او خود را معرفي مي کند و ....

لتیان 1397

مهمان‌هایی ناخوانده به یک سفر تفریحی دعوت شده‌اند، حال آنکه نباید آنجا باشند، در نتیجه قرار است دردسرهایی ایجاد شود.طه (امیر جدیدی) و سلما (پریناز ایزدیار) قرار است با یکدیگر ازدواج کنند اما در یک سفر دوستانه، یاسی (سارا بهرامی)، پای مانی شوهر سابقِ سلما را به این سفر باز می‌کند تا مانی فرصتی برای بازگرداندنِ سلما پیدا کند.

لاتاری 1396

اميرعلي و نوشين دو جوان بيست و يكي دو ساله قصد ازدواج با يكديگر دارند. خانواده ها چندان موافق نيستند. آن ها صبر پيشه كرده اند تا به مرور زمان رضايت خانواده هايشان را جلب كنند. آن دو تعدادي روياي مشترك دارند؛ برنده شدن در لاتاري و گرين كارت.

رقص پا 1395

محمدعلي وندي بازيگر، فيلمساز و معلم تاتر، نااميد از مهاجرت به زادگاهش تهران بازگشته تا همراه با همسرش ميترا صدري، نقاش، زندگي تازه‌اي را شروع کنند اما جستجو براي پيدا کردن خانه‌اي مناسب و کنجي آرام غيرممکن به نظر مي‌رسد.

مصادره 1396

داستان فیلم از دههٔ ۱۳۵۰ آغاز می‌شود و داستان یک ساواکی به نام اسماعیل یارجانلو (رضا عطاران) است که درگیر ماجراهایی می‌شود. او که کارمند ساواک است با خرید بلیت بخت‌آزمایی برندهٔ اعانهٔ ملی می‌شود. او با پولی که بُرده، ۵۰۰۰ متر زمین در عباس‌آباد می‌خرد و بر اثر سقوط شاه و انقلابِ ۱۳۵۷ مجبور به خروج از کشور می‌شود و وکالت زمین را به دوستش جلال خاوندی (بابک حمیدیان) می‌دهد و….

درساژ 1396

گلسا دختری ۱۶ ساله است که به همراه خانواده‌اش در شهری کوچک در اطراف تهران زندگی می‌کند. او بیشتر اوقات خود را با گروهی از دوستانش می‌گذراند. یک روز آن‌ها تصمیم می‌گیرند تا دست به اقدامی هیجان‌انگیز بزنند؛ اقدامی که پیامدهای غیرمنتظره‌ای در پی خواهد داشت و از کاری صرفاً سرگرم‌کننده و هیجان‌انگیز، به دردسری پیچیده تبدیل می‌شود. اتفاقاتی که رخ می‌دهد، از اساس، دیدگاه گلسا نسبت به زندگی را تغییر می‌دهد.

هت تریک 1396

داستان فیلم از جایی آغاز می شود که لیدا و فرزاد ( پریناز ایزدیار و امیر جدیدی ) که به همراه دوست مشترکشان کیوان ( صابر اَبَر ) و خانمی که به تازگی با کیوان دوست شده ( ماهور الوند ) در یک مهمانی در خارج از شهر به سر می برند، تصمیم می گیرند شبانه به تهران بازگردند اما در میانه راه با یک جسم تصادف می کنند. به واسطه این تصادف، این چهار نفر از ترس پا به فرار می گذارند و تصمیم می گیرند به منزلی بروند و به آرامی درباره این مسئله فکر کنند اما...

حکایت دریا 1395

نویسنده ی ناخوش بنام طاهر محبی که سه سال در یک موسسه روان درمانی بستری و در آستانه ابتلا به شیزوفرنی بوده نقش اصلی این فیلم میباشد. پزشک معالج او (مصفا) می خواهد او را ترخیص کند تا به منزل خودش برود و همسرش ژاله (معمتد آریا) از او پرستاری کند اما وقتی می شنود که همسرش درخواست طلاق داده ، در تصمیم خود تردید می کند. ظاهرا افسردگی باعث شده تا زندگی با او غیرقابل تحمل باشد.اما به سفارش پزشک معالج طاهر ، ژاله از اعلام تصمیمش برای طلاق به او منصرف می شود و آنها با حالت موذبی در خانه ی ساحلی شان مستقر می شوند.