گیلدا 1395
گیلدا، مالک رستوران سپید، سیاهترین شب زندگی اش را پشت سر میگذارد. او برای نجات زندگی اش تا پس فردا فرصت دارد…
گیلدا، مالک رستوران سپید، سیاهترین شب زندگی اش را پشت سر میگذارد. او برای نجات زندگی اش تا پس فردا فرصت دارد…
چند شخصيت درگير يک قتل مشکوک ميشوند که در يک ميهماني شبانه اتفاق افتاده است و به دنبال پيدا کردن سرنخ اصلي و مسبب مرگ اين فرد هستند.
چندين سال پس از پايان تهاجم رژيم بعثي عراق به ايران اسلامي، روي خط صفر مرزي، پيكر جسدي توسط زني كرد از زير خاك پيدا شده و به ستاد تفحص شهدا در تهران ارسال مي شود. پس از بررسي، رئيس ستاد با نشانه هاي شگفت انگيزي مواجه مي شود. در لباس به جا مانده از جسد مكشوفه، دو پلاك شناسايي ايراني و عراقي وجود دارد. پس از فراخواندن صاحبان احتمالي جسد، بين يك خانم دكتر ايراني و يك زن عراقي با دخترش درگيري هاي مختلفي براي تحويل گرفتن جسد رخ مي دهد. عاقبت پس از كش و قوس هاي نمايشي، در حاليكه رابطه حسنه اي بين دو خانواده شكل مي گيرد، مشخص مي شود كه جسد مربوط به يك عراقي است. سرانجام در حالي كه خانم دكتر و پسرش كمال مهمان نوازي را در حق زن عراقي و دخترش به جا مي آورند، خانواده عراقي با تحويل گرفتن جسد ايران را به مقصد كشورشان ترك مي كنند.
داستان فردی از یک خانواده خون آشام است که بعد از جنگ جهانی دوم به ایران مهاجرت کرده و به جای نوشیدن خون به مواد معتاد شده است....
داستان مردي را روايت ميکند که بعد از مرگ همسرش او را در يک قبر دو طبقه دفن ميکند اما پس از مدتي که سر مزار همسرش ميرود متوجه ميشود به اشتباه مردي غريبه در آن مکان (قبر ديگر) دفن شده است.
زهره در راه منزل احساس میکند کسی او را تعقیب میکند. او فرار کرده و همین عامل باعث میشود تا او در یک سانحهٔ تصادف فوت کند. پرویز همسر زهره بعد از ۶ سال، برای اولین بار، با ضمانت رئیس زندان به مدت ۷۲ ساعت به مرخصی میرود تا زهره را دفن کرده و در مراسمش شرکت کند. اما او دغدغهاش چیز دیگریست.
ميرهاشم طلبهاي جوان است که به همراه همسرش فرشته به تازگي توانسته خانه اي کوچک بخرد. تهيهي پول خانه باعث شده ميرهاشم از چک بانکي استفاده کند و حالا چک به دست يک شرخر افتاده
سعید، مرد چهل و چهار سالهای که همسرش را سالها پیش در یک سانحه از دست داده، با دختر دوازده سالهاش نبات زندگی آرام و شیرینی را در تهران سپری میکند. با ورود ناگهانی زنی به زندگی نبات، سرنوشت همهٔ آنها دستخوش تغییراتی میشود….