توافقی که قرار بود گرهگشا باشد، اما عملاً بیثمر و بیحاصل از کار درآمد. این در حالی است که رهبر انقلاب پیشتر با وجود نظر مخالف، صرفاً بر مبنای تعهد رئیسجمهور به پاسداشت حقوق ملت، مجوز این مسیر را صادر کرده بودند.
در مواجهه با این حجم از عهدشکنیهای علنی، تاملبرانگیزترین بخش ماجرا سکوت عجیب و انفعال پاستورنشینان است. امروز دیگر زمان بیانیههای دوپهلو نیست؛ مسئولان ارشد اجرائی باید گام آخر را بردارند و رسماً و علناً، خروج کامل جمهوری اسلامی ایران از این تفاهمنامه باطل را فریاد بزنند.
به نوشته جماران، محمد خاتمی در جمع مشاوران خود، با حمله به منتقدان توافق، آنان را همسو با رژیم صهیونیستی دانسته و تأکید کرده که نباید بگذاریم فرصت توافق از بین برود. اگر تحجر را اصرار بر نسخهای شکستخورده، بدون توجه به تغییر شرایط و نتایج عینی آن تعریف کنیم، آنگاه رفتار این جریان سیاسی که همچنان نسخه واحد «توافق به هر قیمت» را بهعنوان تنها راهحل معرفی میکند، بیش از پیش قابل تأمل خواهد بود.
همزمان با افزایش مناقشات سیاسی و رسانهای بر سر نحوه مواجهه با تحولات پس از جنگ، اظهارات اخیر برخی چهرههای سیاسی و انتشار برخی تحلیلها و گزارشها، بحثهای تازهای درباره نسبت «صلح»، «مقاومت» و روایت رسمی از جنگ برانگیخته است؛ موضوعی که موافقان و منتقدان، هر یک از زاویهای متفاوت به آن مینگرند و آن را بخشی از نبرد روایتها در فضای پساجنگ میدانند.
اظهارات اخیر سیدمحمد خاتمی درباره «صلح شرافتمندانه» در بحبوحه تنشهای جاری، با واکنشهای انتقادی گستردهای در برخی رسانهها و محافل سیاسی روبهرو شده است. منتقدان با اشاره به تجربه مذاکرات گذشته و بدعهدیهای آمریکا، این مواضع را محل پرسش دانسته و معتقدند طرح چنین دیدگاههایی میتواند بر نحوه روایت جنگ و مقاومت در افکار عمومی اثر بگذارد.
انتشار «بیانیه تبیینی» محمدباقر قالیباف در توجیه شکست مطلق تفاهمنامه با آمریکا، بیش از آنکه پاسخی به نقض عهد آشکار واشنگتن باشد، فرار رو به جلویی برای سرپوش گذاشتن بر خطاهای راهبردی است. اصرار تأملبرانگیز وی بر تداوم مسیر بنبست مذاکره و اتخاذ مواضعی که شائبه «ولایتگریزی» را تقویت میکند، نشان از همسویی نگرانکننده او با جریان لیبرال-تکنوکرات و بانیان خسارتبار «رویای برجام» دارد.