بیب بیب!
نزدیک چهلوپنج دقیقه است که پسربچه همسایه بغلی توی حیاط با صدای بلند بیببیب میکند. حواسم را به کارهایم میدهم تا سروصدایش کمتر اذیتم کند.
نزدیک چهلوپنج دقیقه است که پسربچه همسایه بغلی توی حیاط با صدای بلند بیببیب میکند. حواسم را به کارهایم میدهم تا سروصدایش کمتر اذیتم کند.
هجدهمین دوره انتخابات هیئت نظارت بر مطبوعات که به دور دوم کشیده شد، در حال برگزاری است؛ انتخاباتی که به واسطه آن قرار است نماینده مدیران مسئول در هیئت نظارت بر مطبوعات کشور انتخاب شود. به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان، این هیئت، یک نهاد حاکمیتی است که هفت عضو دارد. یکی از این اعضا نماینده قوه قضائیه، عضو دیگر نماینده وزیر ارشاد که معمولا معاون مطبوعاتی است، نفر سوم یکی از نمایندگان مجلس، عضو چهارم یکی از اساتید دانشگاه به انتخاب وزیر علوم، پنجمین نفر یکی از اساتید حوزه علمیه، عضو ششم یکی از اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی و هفتمین نفر هم یک عضو غیرحاکمیتی و غیر دولتی یا همان نماینده مدیران مسئول است. با نگاهی به این ترکیب میتوان گفت که این نهاد با یک اکثریت مطلق قوی افراد انتصابی حاکمیتی و دولتی مدیریت میشود. این انتخابات هر دو سال یکبار برگزار میشود.
تئاتر «ده دقیقه داغ» شجاعت و جسارت انسانهایی را برایمان تداعی میکند که جان برکف به دل شعلههای آتش میزنند و در آخرین دقایق ناامیدی در حسرت سوختن و نابودی، روزنههای امید را میشکافند.
«ستاد شهدای اصفهان»؛ جایی که از سال 60 و درست از روزهایی که آمار شهدا رو به افزایش میگذارد، سنگ بنایش را در اصفهان میگذارند و کلیدش را به دست «حاج اکبر علییار» میدهند؛ مردی که معتقد است با آمدنش به این ستاد، «عیش» و البته «نوش»ی متفاوت برای خود و خانوادهاش فراهم کرده است. میگوید اگرچه ساختمان «ستاد شهدا» آن سالها در خیابان عباسآباد اصفهان بود اما زیرنظر بنیاد شهید فعالیت داشت و البته پرسنلش از نهادهایی همچون سپاه، ارتش، جهادسازندگی و هلال احمر انتخاب میشدند. او معتقد است مردم اصلیترین رکن ستاد بودند که اگر همت آنها نبود، هیچ کاری در آن روزها شدنی نبود.
مامان گفته بود امام جواد پسر امام رضاست و آرزوهایمان را زود برآورده میکند. بالای ایوان ایستادم، چشمهایم را محکم روی هم فشار دادم، سرم را رو به آسمان گرفتم و آرزو کردم ای کاش تا شب بابا یک ماشین کنترلی قرمز برایم بخرد!
چهار لشکر از سپاه و یک تیپ از ارتش به عملیات محرم مأمور شدهاند. ساعت ده شب عملیات با رمز «یا زینب» شروع میشود. ناگهان آسمان در هم میرود و باران سیلآسا، شدید و شدیدتر میشود. عمق سیسانتیمتری رودخانه ده برابر شده است. سیل پل را هم خراب کرده است. عبور از بستر رودخانه فصلی دویرج برنامه عملیاتی لشکر امام حسین (ع) است. برای شکستن خط دشمن باید به آب بزنند. امواج وحشی رودخانه تلفات زیادی میگیرد؛ اما همانطور که آب پیکر شهدا را تشییع میکند، همرزمانشان خط دشمن را در تپههای 175 و 178 میشکنند و عملیات محرم در اوج سربلندی پیروز میشود.
امید از لابهلای ذهن هزارتویش خودش را توی وجودش انداخت. اولین چراغ سبز برایش روشن شد. دنبال نور سبز را گرفت. سر از بابالجواد درآورد. همانجا زانو زد.
بیست و پنجم آبان ماه ســــــال 61 معــــــرف واقعهای عظیم در تاریخ هشت ساله دفاع مقدس است که سرتاپا معنای ایثار اجتماعی و فداکاری و ازخودگذشتگی را به تصویـــــر می کشد. مرور خاطرات، ارزشها و اهمیت آنچه در عملیات محرم آن سال رخ داد و رزمندگان غیور و رشید اصفهان را در جنگی نابرابر در مقابل دشمن قرار داد، تاکیدی مهم بر احیای ارزشهایی است که متاسفانه سالهاست در جامعه ما رنگ باخته و جای خود را به زیادهخواهی و منفعتطلبیهای بیپایان و زیاد بخشیده است.