برچسب بیژن عبدالکریمی

گیوتین عبدالکریمی در صدا و سیما و تهدید انسجام ملی

گروه اندیشه: دکتر بهمن اکبری، استاد دانشگاه، در یادداشتی انتقادی با عنوان «گیوتین در قرارگاه فرهنگی»، که در سایت اندیشه ما منتشر کرده، نسبت به سخنان بیژن عبدالکریمی و ظهور افراط‌گرایی و ادبیات حذف‌گرایانه در رسانه ملی هشدار داد. او با نقد برنامه‌ صدا و سیما و سخنان بیژن عبدالکریمی، معتقد است این برنامه به جای نقد علمی، به دوقطبی‌سازی و تبدیل نخبگان به دشمنان فرضی پرداخته، این رویکرد را فرسایش‌دهندهٔ سرمایه اجتماعی و مغایر با جذب حداکثری می داند. اکبری با بازخوانی تجربه‌های تاریخی انقلاب‌های فرانسه، شوروی و چین نشان می‌دهد که چگونه تندروی داخلی بیش از دشمن خارجی به ساختارها آسیب می‌زند. او تأکید می‌کند آینده ایران نه در گرو تندروی، بلکه در گرو عقلانیت، مدارا و گفت وگوست. دکتر اکبری در این متن دست روی یک سنتز خطرناک می‌گذارد؛ او معتقد است بزرگ‌ترین خطر فعلی برای ایران، نه تحریم است و نه حمله خارجی، بلکه «خودزنی مفرط فرهنگی» و حذف نخبگان در داخل است. او با به چالش کشیدن یکی از برنامه‌های صداوسیما، استدلال می‌کند که وقتی رسانه ملی به جای ترویج عقلانیت، زبان به خشونت کلامی و برچسب‌زنی علیه دانشگاهیان و روشنفکران می‌گشاید، در حال بازتولید همان اشتباهات مرگبار تاریخ (مانند دوران وحشت در انقلاب فرانسه یا انقلاب فرهنگی مائو) است که در نهایت به فروپاشی از درون می‌انجامد. حرف آخر نویسنده این است: برای حفظ اقتدار کشور، باید تفاوت میان «رقیب فکری» و «دشمن نظام» را فهمید و صداوسیما را از میدان تاخت‌وتاز افراطی‌ها به «قرارگاه انسجام ملی» تبدیل کرد.

این بار نقد یدالله کریمی پور به بیژن عبدالکریمی

گروه اندیشه: در این تردیدی نیست که تخصص ابزار اهداف و جهت گیری های ارزشی دانشمند است. در این جا نمی خواهم تفاوت میان دانشمند و سیاستمدار را از نظر کسینجر و یا ماکس وبر مطرح کنم. بلکه تذکاری کوچک می دهم مبنی بر این که قرار بود به ویژه انتخابات ۱۴۰۳، مسئله تخصص در صدر امور قرار بگیرد. ولی گویی این بار ماجرای تلخ غیرتخصصی سخن گفتن در ایران وجهان بسیاری عمیق تر از این حرف ها است. این امر در جهان مدرن مثل آلمان به گونه ای و در جهان ایرانی به گونه ای دیگر ظهور و بروز می یابد. برای مثال هابرماس فیلسوف با آن همه نظریه های درخشان بدون سابقه تخصصی در امور سیاست بین الملل در آخر عمر دچار آن خطای فاحش در کارنامه اظهارات اش با اظهار نظر در باره غزه و اسراییل شد. در ایران این امر به طرز عجیبی گسترده تر است و در همه رشته ها و همچنین زندگی عادی و عمومی مردم نیز دیده می شود. تا می گویید معده، ناگهان اغلب افراد دور و بری، با براهین قاطع برایتان نسخه تجویز می کنند. این امر حوزه سیاست، وحشتناک تر است. به جایی رسیده بر اساس این اندیشه که دیگر وضعیت بدتر از این نمی شود، برخی بگویند که این سلبریتی خوشنام و موفق در حوزه کاری خودش قادر است در حوزه سیاست نیز دوای درد و درمان ملت باشد. توجه نمی کنیم که این گونه نجات طلبی، خود عامل همه عقب ماندگی ها و توسعه نیافتگی ها است. به عبارت دیگر عمق انتظارات ملی، با عمق انتظارات تخصصی و راهبردی اساسا هماهنگ نیست. این موضوع، در نگاه دکتر یدالله کریمی پور در کانال تلگرامی اش، به عنوان نقدی جدی به سخنان دکتر بیژن عبدالکریمی، مطرح شده است که تخصص در حوزه فلسفه چه ارتباطی با حوزه ژئوپلیتیکی و صدور حکم قطعی و صفر و یکی در این حوزه دارد؟ نقد کریمی پور به عبدالکریمی در ادامه می خوانید:

آقای بیژن عبدالکریمی شما چند «من» هستید…

قطعا در میانِ سلبریتی جماعت، آدم درست و حسابی هم یافت می‌شود اما در این‌جا مراد از سلبریتی آدم‌های مشهوری هستند که به صرفِ شهرتشان به خودشان اجازه می‌دهند در هر حوزه‌ای اظهار نظر کنند بی‌آن‌که صلاحیتِ اظهارِ نظر در آن حوزه را داشته باشند. آدم‌هایی که سخنانشان اغلب پایه و مایه‌ای ندارد و بیش از آن‌که سودایِ حقیقت را داشته باشند به فکرِ خوش‌آمدِ مخاطبِ موردِ نظرشان هستند. البته آن نوشتۀ سراسر  انتقادی با یک دریغایِ بلند همراه بود برای مردی که می‌توانست سرمایه‌ای برای این روزگارِ تهی از تفکر باشد. بگذریم. گفتم که عهد کرده بودم...تا این که چشمم به آخرین شاهکار جناب دکتر روشن شد:«من در زمینۀ دیپلماسی به بچه‌هایِ میدان بسیار بیشتر اعتماد دارم تا دستگاه دیپلماسی غرب‌زده و غرب‌گرا». از همین «من» شروع می‌کنیم. امکان ندارد عبدالکریمی در گفت و گویی یا مناظره‌ای چند دقیقه حرف بزند و هفت- هشت- ده باری کلمه «من» را به کار نبرد. منِ عبدالکریمی می‌گویم... منِ عبدالکریمی می‌ایستم... من روشنفکران را نمی‌بخشم...مردمِ من...من معتقدم...آن‌هایی که به منِ عبدالکریمی...همۀ حرفِ عبدالکریمی...من با همۀ آن‌هایی که...

در «جامعه ایران» چه خبر است؟

ایران در آستانه یک رنسانس قرار گرفته/طبقات مرفه بیشترین سازهای ناکوک را می‌زنند/موضوع جنگ همواره در اندیشه حاکمیت بود/از «ما می‌توانیم» به «تا کی می‌توانیم» رسیده‌ایم...

بیژن عبدالکریمی: جریان اپوزیسیون عمدتاً در گسست از سنت و هویت ملی قرار دارد

گسست و انقطاع عمده جریانات روشنفکری ایران از میراث فکری، فرهنگی، دینی و معنوی جامعه خویش یکی از اصلی‌ترین دلایل بی‌سروسامانی آن‌ها و شکست‌ها و عقیم بودن کنشگری‌های سیاسی و اجتماعی آنان است.