آقای بیژن عبدالکریمی شما چند «من» هستید…

قطعا در میانِ سلبریتی جماعت، آدم درست و حسابی هم یافت می‌شود اما در این‌جا مراد از سلبریتی آدم‌های مشهوری هستند که به صرفِ شهرتشان به خودشان اجازه می‌دهند در هر حوزه‌ای اظهار نظر کنند بی‌آن‌که صلاحیتِ اظهارِ نظر در آن حوزه را داشته باشند. آدم‌هایی که سخنانشان اغلب پایه و مایه‌ای ندارد و بیش از آن‌که سودایِ حقیقت را داشته باشند به فکرِ خوش‌آمدِ مخاطبِ موردِ نظرشان هستند. البته آن نوشتۀ سراسر  انتقادی با یک دریغایِ بلند همراه بود برای مردی که می‌توانست سرمایه‌ای برای این روزگارِ تهی از تفکر باشد. بگذریم. گفتم که عهد کرده بودم...تا این که چشمم به آخرین شاهکار جناب دکتر روشن شد:«من در زمینۀ دیپلماسی به بچه‌هایِ میدان بسیار بیشتر اعتماد دارم تا دستگاه دیپلماسی غرب‌زده و غرب‌گرا». از همین «من» شروع می‌کنیم. امکان ندارد عبدالکریمی در گفت و گویی یا مناظره‌ای چند دقیقه حرف بزند و هفت- هشت- ده باری کلمه «من» را به کار نبرد. منِ عبدالکریمی می‌گویم... منِ عبدالکریمی می‌ایستم... من روشنفکران را نمی‌بخشم...مردمِ من...من معتقدم...آن‌هایی که به منِ عبدالکریمی...همۀ حرفِ عبدالکریمی...من با همۀ آن‌هایی که...

۲ خرداد ۱۴۰۵ – ۰۹:۰۷
آقای بیژن عبدالکریمی شما چند «من» هستید...

قطعا در میانِ سلبریتی جماعت، آدم درست و حسابی هم یافت می‌شود اما در این‌جا مراد از سلبریتی آدم‌های مشهوری هستند که به صرفِ شهرتشان به خودشان اجازه می‌دهند در هر حوزه‌ای اظهار نظر کنند بی‌آن‌که صلاحیتِ اظهارِ نظر در آن حوزه را داشته باشند. آدم‌هایی که سخنانشان اغلب پایه و مایه‌ای ندارد و بیش از آن‌که سودایِ حقیقت را داشته باشند به فکرِ خوش‌آمدِ مخاطبِ موردِ نظرشان هستند. البته آن نوشتۀ سراسر  انتقادی با یک دریغایِ بلند همراه بود برای مردی که می‌توانست سرمایه‌ای برای این روزگارِ تهی از تفکر باشد. بگذریم. گفتم که عهد کرده بودم…تا این که چشمم به آخرین شاهکار جناب دکتر روشن شد:«من در زمینۀ دیپلماسی به بچه‌هایِ میدان بسیار بیشتر اعتماد دارم تا دستگاه دیپلماسی غرب‌زده و غرب‌گرا». از همین «من» شروع می‌کنیم. امکان ندارد عبدالکریمی در گفت و گویی یا مناظره‌ای چند دقیقه حرف بزند و هفت- هشت- ده باری کلمه «من» را به کار نبرد. منِ عبدالکریمی می‌گویم… منِ عبدالکریمی می‌ایستم… من روشنفکران را نمی‌بخشم…مردمِ من…من معتقدم…آن‌هایی که به منِ عبدالکریمی…همۀ حرفِ عبدالکریمی…من با همۀ آن‌هایی که…

خدا رفتگانِ شمارا بیامرزد. در بین بل و نهاری در کار نبوده. درِ این دکانِ دونبشِ فروشِ متاعِ تقلبی و بدلی را تخته کنید و بروید دنبال یک کاسبی آبرومندانه. قباحت دارد در میانۀ جنگی نابرابر در پوستِ دوست ظاهر شدن و خنجر نابرادری و ناجوانمردی را بر شانه‌هایِ این مردم خسته و بی‌پناه فرود آوردن.

کدام حرمله‌ای به شما آموخته‌است مدام در بحرانی‌ترین بزنگاه‌های تاریخی به دوقطبی‌ انقلابی و غیرانقلابی دامن بزنید تا مملکت را به آشوب بکشید؟ خداراشکر تعدادِ کسانی که شمارا جدی بگیرند قابل توجه نیستند اما آمد و ناقص‌عقلی تحتِ تأثیر همین ترّهات زد و بلایی سر یکی از همین مردانِ دیپلماسیِ به قول شما غربزده آورد، آن‌وقت همین «منِ» عبدالکریمی زهرۀ آن‌را دارد مسئولیتِ این غلط‌کاری را به عهده بگیرد؟ جمع کنید، جمع کنید این سیاه‌بازی‌ها را وگرنه مجبور می‌شوم با زبانی با شما سخن بگویم که در خور شأن و منزلت شماست. واقعا دیگر دارید بدجوری حوصله سر بر می‌شوید. 

منبع  : خبر آنلاین

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *