این بار نقد یدالله کریمی پور به بیژن عبدالکریمی

گروه اندیشه: در این تردیدی نیست که تخصص ابزار اهداف و جهت گیری های ارزشی دانشمند است. در این جا نمی خواهم تفاوت میان دانشمند و سیاستمدار را از نظر کسینجر و یا ماکس وبر مطرح کنم. بلکه تذکاری کوچک می دهم مبنی بر این که قرار بود به ویژه انتخابات ۱۴۰۳، مسئله تخصص در صدر امور قرار بگیرد. ولی گویی این بار ماجرای تلخ غیرتخصصی سخن گفتن در ایران وجهان بسیاری عمیق تر از این حرف ها است. این امر در جهان مدرن مثل آلمان به گونه ای و در جهان ایرانی به گونه ای دیگر ظهور و بروز می یابد. برای مثال هابرماس فیلسوف با آن همه نظریه های درخشان بدون سابقه تخصصی در امور سیاست بین الملل در آخر عمر دچار آن خطای فاحش در کارنامه اظهارات اش با اظهار نظر در باره غزه و اسراییل شد. در ایران این امر به طرز عجیبی گسترده تر است و در همه رشته ها و همچنین زندگی عادی و عمومی مردم نیز دیده می شود. تا می گویید معده، ناگهان اغلب افراد دور و بری، با براهین قاطع برایتان نسخه تجویز می کنند. این امر حوزه سیاست، وحشتناک تر است. به جایی رسیده بر اساس این اندیشه که دیگر وضعیت بدتر از این نمی شود، برخی بگویند که این سلبریتی خوشنام و موفق در حوزه کاری خودش قادر است در حوزه سیاست نیز دوای درد و درمان ملت باشد. توجه نمی کنیم که این گونه نجات طلبی، خود عامل همه عقب ماندگی ها و توسعه نیافتگی ها است. به عبارت دیگر عمق انتظارات ملی، با عمق انتظارات تخصصی و راهبردی اساسا هماهنگ نیست. این موضوع، در نگاه دکتر یدالله کریمی پور در کانال تلگرامی اش، به عنوان نقدی جدی به سخنان دکتر بیژن عبدالکریمی، مطرح شده است که تخصص در حوزه فلسفه چه ارتباطی با حوزه ژئوپلیتیکی و صدور حکم قطعی و صفر و یکی در این حوزه دارد؟ نقد کریمی پور به عبدالکریمی در ادامه می خوانید:

۳۰ خرداد ۱۴۰۵ – ۱۳:۵۴
این بار نقد یدالله کریمی پور به بیژن عبدالکریمی

گروه اندیشه: در این تردیدی نیست که تخصص ابزار اهداف و جهت گیری های ارزشی دانشمند است. در این جا نمی خواهم تفاوت میان دانشمند و سیاستمدار را از نظر کسینجر و یا ماکس وبر مطرح کنم. بلکه تذکاری کوچک می دهم مبنی بر این که قرار بود به ویژه انتخابات ۱۴۰۳، مسئله تخصص در صدر امور قرار بگیرد. ولی گویی این بار ماجرای تلخ غیرتخصصی سخن گفتن در ایران وجهان بسیاری عمیق تر از این حرف ها است. این امر در جهان مدرن مثل آلمان به گونه ای و در جهان ایرانی به گونه ای دیگر ظهور و بروز می یابد. برای مثال هابرماس فیلسوف با آن همه نظریه های درخشان بدون سابقه تخصصی در امور سیاست بین الملل در آخر عمر دچار آن خطای فاحش در کارنامه اظهارات اش با اظهار نظر در باره غزه و اسراییل شد. در ایران این امر به طرز عجیبی گسترده تر است و در همه رشته ها و همچنین زندگی عادی و عمومی مردم نیز دیده می شود. تا می گویید معده، ناگهان اغلب افراد دور و بری، با براهین قاطع برایتان نسخه تجویز می کنند. این امر حوزه سیاست، وحشتناک تر است. به جایی رسیده بر اساس این اندیشه که دیگر وضعیت بدتر از این نمی شود، برخی بگویند که این سلبریتی خوشنمانند تجربه شوروی و آمریکا). راه سوم، همین وضعیت موازنه وحشت و تنش کنترل‌شده است که در آن هیچ‌کدام توان یا اراده‌ی پذیرش هزینه نابودی دیگری را ندارد و دو طرف در یک همزیستی متخاصمانه به حیات خود ادامه می‌دهند.

​لب کلام

​حکم صادر شده توسط این استاد فلسفه، بیش از آنکه یک تحلیل علمی و ژئوپلیتیکی باشد، یک شعار رادیکال خطابی است. ایران به عنوان یک حقیقت تمدنی، اصیل‌تر و پایدارتر از آن است که بقایش به سرنوشت یک بازیگر سیاسی نوظهور در مدیترانه گره خورده باشد. تقلیل دادن تاریخ چند هزار ساله‌ی ایران به دوقطبیِ «حذف یا ماندن» در برابر اسرائیل، نادیده گرفتن آشکار قوانین ژئوپلیتیک، دکترین‌های امنیت ملی و از همه مهم‌تر، اصالت و تاب‌آوری تاریخی ملت ایران است.

۲۱۶۲۱۶
 

منبع  : خبر آنلاین

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *