برچسب بهزاد رحیم خانی

کاراگاه رشید 1384

رشيد به خاطر علاقه زيادش به ماجراهاي پليسي ، کارهاي عجيب و غريبي از او سر مي زند تا آنجا که همسرش با داشتن يک فرزند از او جدا مي شود. اکنون بعد از گذشت 7 سال ، همسر سابق رشيد که مشغول کار در قسمت حسابداري يک شرکت است ، از رشيد شکايت کرده و تقاضاي حضانت بچه را مي کند. از طرفي با توجه به اختلاس عده اي خلافکار در شرکت مزبور ، وي به طور موقت از کار برکنار مي شود تا هيات مديره درباره او تصميم نهايي را بگيرد. به همين دليل هيات مديره شرکت از مرکز ، تقاضاي اعزام يک بازرس حسابرسي ويژه کرده است که قرار است بزودي وارد اصفهان شود. افراد خلافکار وقتي متوجه شباهت فيزيکي بيش از حد بازرس و رشيد مي شوند ، تصميم مي گيرند رشيد را به جاي بازرس ويژه به شرکت ببرند و بازرس اصلي را هم در جايي مخفي کنند.

شهر باران 1382

شهر باران روایتگر رسمی است که اسد نوابی جد یک خانواده سنتی و مذهبی به جا گذاشته است. طبق این رسم هر کدام از پسران خانواده او در اولین ماه رمضانی که روزه بر آنها واجب می‌شود، صندوقچه‌ای را به ارث می‌برند که حاوی هدیه‌ای گرانبها است.

سنگ و شیشه 1372

«احمد دانش» به اتهام قتل پدرش دستگیر و محاکمه می‌شود. وکیلِ احمد متوجه می‌شود که با توجه به شواهد، این قتل توسط او انجام نشده و قاتل باید شخص دیگری باشد. فعالیت‌های وکیل احمد که خود در زندگی خصوصی‌اش دچار مشکلات فراوانی است، به جایی نمی‌رسد و احمد به اعدام محکوم می‌شود. در آخرین لحظات، همسر سابق مقتول به قتل اعتراف می‌کند و احمد آزاد می‌شود.

عروج 1381

حمید بنان، با اختلاس 18 میلیون دلار از کشور گریخته و به علتی نامعلوم پس از دو سال به ایران باز می‌گردد. از طرف دیگر، یک خبرنگار برای افشای فساد مالی‌اش، او را تعقیب کرده و هر دو در تصادفی که توسط شرکای پیشین حمید طرح‌ریزی شده، صدمه دیده و راهی بیمارستان می‌شوند . .

حلقه شانس 1394

داستان این سریال درباره خسرو تابش ملقب به یاتاقان است که از درد بی‌پولی و نداری و بدهکاری کاسه صبرش لبریز شده و دائم در حال تلاش برای درآمد بیشتر است. او که مرد ساده‌ای است، فریب یکی از دوستانش را می‌خورد و حلقه‌ای خریداری می‌کند که فروشنده آن معتقد است این حلقه برای صاحبش شانس و اقبال می‌آورد.

از طرفی شریک شخص دیگری به نام مهندس خسرو تابش که مرد پولداری است و فقط تشابه اسمی با خسرو تابش داستان دارد، سر او کلاه گذاشته و فرار می‌کند و مهندس بناچار از بانک وام می‌گیرد. کارپرداز شرکت مهندس تابش اشتباها وام را که ۷۰۰ میلیون تومان است، به حساب خسرو تابش فقیر واریز می‌کند و همین اشتباه باعث اتفاقات زیادی در طول داستان می‌شود و...

سایه آفتاب 1383

یکی از محله‌های جنوب شهر، رفاقت دو دوست قدیمی به نام‌های رضا و علی به واسطه‌ی یک حادثه دچار چالش می‌شود و رضا از علی کینه به دل می‌گیرد. پس از این حادثه، علی و خواهر رضا که قرار بوده باهم ازدواج کنند با مخالفت رضا مواجه می‌شوند
و این موضوع با پادرمیانی مادر رضا هم حل نمی‌شود. علی علت دقیق ناراحتی رضا را نمی‌داند، همه‌چیز به هم ریخته است و سوء تفاهم‌های پیاپی به این شرایط دامن می‌زند تا اینکه …
علی جوانی است که در اثر حادثه اي ناخواسته به زندان مي افتد.در آنجا با جواني به نام سجاد و حاج علي مهدوي آشنا مي شود که از اسرار زندگي او باخبرند و اين موضوع باعث مي شود دريچه تازه اي به زندگي او گشوده شود.

فقط به خاطر تو 1382

مراسم عروسی زری و محمود به هم می‌خورد. محمود به خاطر کشیدن چک بی محل به زندان می‌افتد. زری تلاش خود را برای آزاد کردن همسرش آغاز می‌کند و در این راه ناخواسته با تعدادی از زن‌های خودسرپرست آشنا می‌شود. اتفاقی که باعث تحول تدریجی زری و تغییر دیدگاه او نسبت به زندگی، عشق و ازدواج می‌شود.