چهل سرباز 1386
این سریال به شکل همزمان به روایت سه داستان از اسطورههای ایران باستان همانند نبرد رستم و اسفندیار، زندگینامه فردوسی و زمانهٔ او، و ظهور اسلام میپردازد.
این سریال به شکل همزمان به روایت سه داستان از اسطورههای ایران باستان همانند نبرد رستم و اسفندیار، زندگینامه فردوسی و زمانهٔ او، و ظهور اسلام میپردازد.
حاج نصرت مردی پولدار است که در یک تصادف ناگهانی از دنیا میرود و توسط غلام (حسن شکوهی) بطور معجزه آسایی به دنیا باز میگردد و در زندگی جدید خود به خانه غلام راه پیدا میکند که عاشق …
بهزاد جوان ۲۱ سالهای است که در یک خانواده متمول زندگی میکند. پدر و مادرش آنقدر در کار خود غرق هستند که توجهی به فرزندان خود ندارند. بهزاد دوستان نابابی دارد و دچار مشکلات حاد میشود. او که از طرف پلیس تحت تعقیب است با پسر نابینایی آشنا میشود و در یک زندگی اجباری با این نوجوان روشندل پی به حقیقت پیرامون خود میبرد. از سوی دیگر پدر و مادر همدیگر را متهم میکنند و خانواده در حال از هم پاشیدن است که حضور پدربزرگ مانع فرو ریختن خانواده میشود.
شخصیت اصلی «لطفا دور نزنیم» پیرمرد ۷۰ سالهای است که ازدواج نکرده و هیچ بچهای هم ندارد ولی ۴ تا برادرزاده دارد که آنها را مثل بچههایش دوست دارد.
او که به مسافرت علاقه زیادی دارد، خیلی از شهرهای ایران را گشته ولی به وسایل نقلیه اعتماد ندارد و به طرق مختلف از آنها دوری میکند، چون همه اجدادش از زمان ارابه تا حال که وسایل نقلیه جدید و مدرن به بازار عرضه شده، بر اثر تصادف با وسایل نقلیه مختلف جان به جانآفرین تسلیم کردهاند.
برای همین او پای پیاده به مسافرت میرود و همین مشکلات مختلفی را برای او و همراهانش به وجود میآورد. نقش این آدم خاص و منحصر به فرد یعنی سیفالله خان را محمد کاسبی بازی میکند و بقیه هم بازیگر نقشهای دیگر کار یعنی اردشیر، اصغر، گلنوش، داراب، ناهید، کامیار، سیمین، سهیلا و… هستند.
این مجموعه به مشکلات و مسائلی که پیش روی افراد نابغه و خانوادههای آنهاست میپردازد و داستان اصلی آن دربارهٔ یک نابغه ریاضی است. پویا جوان نخبه و المپیادی است که به علت مسایل خانوادگی دچار مشکل میشود، وی در این میان با تأثیر از شخصیتهای اطراف خود و با کمک خانواده، معلم پرورشی مدرسه و همکلاسیهای خود در مسیر رسیدن به نقطه اوج المپیاد جهانی با مسائل تلخ و شیرین بسیاری مواجه میگردد.
سریال “این سه نفر” روایتگر تعدادی از هنرمندان و افرادی که با هزار امید آرزو خانههایی را پیشخرید کردهاند، در روز تحویل منازلشان متوجه میشوند که از آنان کلاهبرداری شده و شرکت سازنده، هر واحد مسکونی را به سه نفر فروخته است.
این فیلم داستان پسری است که پس از مشکلات فراوانی که در تهران برایش به وجود میآید برای خلاص شدن از این مخمصه شهر را به مقصد مکانی دور ترک میکند، اما طولی نمیکشد که زندگی جدیدش با شنیدن خبر فوت پدر و ارثیه هنگفت برجای مانده از او دچار تغییر میشود.