ساز نیما 1400
این سریال داستان خانوادهای را به تصویر میکشد که پسر این خانواده با بازی (محدرضا رهبری) در مسیر رفتن به اداره با آینهای روبرو شده که در این راه اتفاقات و مسائلی برایش رقم میخورد.
قصه این فیلم، داستان مردی را روایت می کند که در زندگی خود همیشه به دنبال دست یافتن به سمت مدیریت بوده است و همواره با این انتظار، عمر خود را سپری می کند. از قضا فرصتی به وجود می آید تا بتواند مدیریت ساختمانی را که در آن ساکن است به عهده گیرد، غافل از این که همسایه های جدید او مشکلاتی به وجود می آورند …
داستان این فیلم درباره جوانی است که فارغ التحصیل رشته شیمی است. او به دنبال کار میگردد و در این مسیر با توطئههایی رو به رو میشود .
داستان فیلم درباره چهار همبازی دوران کودکی است که از هم دیگر جدا شده و پس از گذشت سالها با سرنوشت هایی متفاوت در مقابل همدیگر قرار می گیرند. امیر پسر جهانگیر خان و لیلا دختر سرهنگ قوام به دلیل مهاجرت قوام به شهر از همدیگر جدا می شوند و تقلای امیر برای یافتن همسر مورد علاقه اش به جایی نمی رسد. از این رو تصمیم می گیرد به خارج رفته و در رشته پزشکی تحصیل کند.او در اواخر پاییز 1357 فارغ التحصیل شده و به زادگاهش بازمی گردد . از طرفی هم سیروان، فرزند خوانده جهانگیر خان هم که به ارتش پیوسته به دلیل فراری دادن لیلا از زندان آنهم چند روز قبل از اجرای مراسم اعدام متواری شده و تحت تعقیب ساواک و ژاندارمری قرار می گیرد. همبازی چهارم، تیمور ، که در کودکی به دلیل نقص عضو از سیروان کینه به دل دارد رئیس ژاندارمری روستای پدری است. تیمور همزمان با حضور دکتر امیر در روستا با طرح نقشه ای لیلا را به دام انداخته و از امیر می خواهد در ازای آزادی لیلا ، محل اختفای سیروان را لو دهد. سیروان پس از اطلاع از ماجرا در فرصت مناسب تیمور را خلع سلاح کرده و درصدد آزاد کردن لیلا بر می آید اما توسط مزدور تیمور کشته می شود . تیمور که قصد کشتن امیر و لیلا را هم دارد فرصت این کار را پیدا نکرده وبه دست همسر خود کشته می شود.
سریال «شب آخر» روایتی از زندگی دو خانواده است که یکی از آن ها اخلاقمدار و دینمحور است و دیگری مال اندوز و غرق در ظواهر زندگی در نتیجه کشمکش های فرزندان این دو خانواده حوادث دراماتیک سریال رقم میخورد.
خشایار پسر بچه ای است که علاقه زیادی به کار نمایش دارد و می خواهد یک کار نمایشی با دوستانش انجام دهد ولی تمرین کافی ندارند و کارشان مناسب نیست و با اجرای آنها موافقت نمی شود . گروه آبنبات به مدیریت مسعود در عوض یک گروه خوب است که می توانند از عهده نمایش برآیند و با اجرای آنها موافقت می شود. خشایار تصمیم می گیرد که کاری کند که گروه آبنبات نتوانند کارشان را انجام دهند و دو نفر از بازیگران آنها را می ربایند. مسعود به کمک خواهرش غزال می خواهند که بازیگرانشان را پیدا کنند و نزد یک مرد دانا می روند که از آنها می خواهد که دو گوهر را که یکی در دل یک عروسک و یکی در زیرزمین یک خانه است را پیدا کنند تا مشکلشان حل شود که ...
فیلم «راهی بسوی خانه» داستان زوجی را روایت می کند که قصد فروش خانه خود را دارند، امّا این خانه خاطرات بسیاری را به همراه دارد و دل کندن از آن برایشان سخت به نظر می رسد.