برچسب باید جنگ را باور کنیم

جریده شریفه «چهره‌نما»

در سال 1313 خورشیدی، روزنامه اخگر در ششمین سال انتشارش قرار داشته است. شروع انتشار این روزنامه محلی متعلق به شهر اصفهان، با مدیرمسئولی و سردبیری امیر قلی امینی، مربوط به سال 1307 خورشیدی بوده است. در منابع تاریخی چنین آمده که مجموع نشریاتی که در دوره قاجار در استان اصفهان منتشر می‌شده، به 57 عنوان می‌رسیده است. با شروع زمامداری پهلوی اول، مداخلات و نظارت سختگیرانه شهربانی بر مطبوعات و توقیف‌های بی‌پایه و اساس نشریات، عدد 57 نشریه را به 27 عنوان تقلیل داد. روزنامه اخگر از نشریات همان دوره است که با وجود تمام مشکلات و کارشکنی‌ها به حیات خود ادامه داد.

سیمای افغانستان در سینمای ایران

در میان فیلم‌سازان ایرانی کارگردانانی را می‌توان یافت که به دلیل تجربه زیسته یا هم‌ذات‌پنداری با دغدغه‌های مردم افغانستان، موضوعاتی درباره مصائب و مشکلات این کشور را دست‌مایه آثار خود قرار می‌دهند و معمولا در این مسیر دو رویکرد کلان را پی می‌گیرند: به مصائب مردم افغانستان در کشور ایران می‌پردازند یا دوربین خود را به دل ماجرا برده و روایت را از درون خود کشور افغانستان شرح و بسط می‌دهند. درون‌مایه چنین آثاری، گاه عاشقانه و طنزگونه است و گاه با نمایش مصائب مردم افغان، رویکردی آسیب‌شناسانه دارد. در این میان به نظر می‌رسد شمایلی که کارگردانان ایرانی از مردم افغانستان و دغدغه‌هایشان ارائه می‌دهند نسبت چندانی با واقعیت نداشته و حتی در چند مورد با اعتراض فیلم‌سازان افغانستانی مواجه شده است.

مجازات تغییر در نام و علامت اختصاصی پدید آورنده هنری

علاوه بر نام که اصلی‌ترین و اولین نشانه هویتی برای شناخت پدیدآورنده است، نشانه، عنوان و علامت ویژه پدید آورنده نیز مورد حمایت قانون قرار گرفته‌اند. در حوزه مالکیت فکری که حقوق هنرمندان نیز در آن قرار دارد، با هر اثری که مواجه باشیم، با نام یا عنوان یا علامت هنری یا تجاری و صنعتی پدید آورنده نیز به تبع آن مواجه هستیم. این علامت‌ها می‌توانند منطبق با نام، یا دربرگیرنده برخی از خصوصیات نام و یا حتی کاملا بی ارتباط با نام اما منحصر به فرد و بدون مشابه باشند. قانون به تشابه علامت‌های تجاری معتقد نیست، در عین حال، به تشابه در نام نیز از آنجایی که خارج از اراده قانون بوده و به امور ثبت احوال مربوط می‌شود، در این قانون پرداخته نشده است. اما به طور کلی تصمیم‌گیری قانون برای این قبیل تشابهات به نحوی بوده که امکان سوء استفاده و کپی و سرقت ادبی را کاسته باشد.

پابه‌پای اصفهان

 قصه‌هایش تمامی ندارد. جمله‌ای می‌گویم؛ حتی کلمه‌ای، سرریز خاطره‌ای می‌شود و زمان و مکان به طرزی غریب در محضرش بی‌معنی. نقل‌ها دارد که بگوید؛ از تجربه پذیرش اولین مسئولیت‌های اجتماعی به یمن فعالیت در رسد پیشاهنگی تا کشف لذت انجام اولین کمک داوطلبانه در 14سالگی در زلزله گناباد و نخستین مسافرت مستقل عمرش. از آمدن «پابه‌پای زاینده‌رود» که اول‌بار هوایش در نوجوانی طوری افتاد توی سرش تا موتورسیکلت پدر را بردارد و تک‌وتنها بزند به دل جاده، فقط برای اینکه بفهمد گاوخونی کجاست؟ و اولین جرقه‌های دل‌سپردن به کتاب با الکساندر دوما و سه‌تفنگدارش تا پناه‌بردن به کتابخانه فرهنگ در ضلع جنوب‌غربی مدرسه چهارباغ در دهه 40 و زندگی در هوای صمد بهرنگی و علی‌اشرف درویشیان و بعدها چشیدن طعم کتابداری روستایی.

مردی برای همه فصول

«اگر بهشت عدن در زمين خواهد بود، به زمين اصفهان باشد و گر بر آسمان است، برابر اصفهان است؛ به هرحال اصفهان نمودار بهشت است.» سخن را با این جملات یکی از فضلای اصفهان در کتاب راحه‌الصدور اثر محمد راوندی (۵۹۹ق.) آغاز می‌کنم که آقای حشمت‌الله انتخابی همواره در آغاز سخنانش در همایش‌ها یا گردهمایی‌ها نقل می‌کند و نشانه‌ای از عشق فزاینده او به اصفهان است.

در ستایش دهه‌ها فعالیت فرهنگی

نوشتن و گفتن از «حشمت‌الله انتخابی» به خودیِ خود کاری دشوار است. این کار دشوارتر هم می‌شود اگر آن را محدود کنیم به بررسی و بازگویی صرفا یکی از ابعاد این چهره‌ فرهیخته‌ چندبُعدی اصفهانی که هر کجای این شهر اتفاقی فرهنگی در حال رقم خوردن باشد، نام و حضور او زینت‌بخش مجلس است.

ناشری به شرط عشق

زمانی که من و دوستم تصمیم گرفتیم به کار نشر بپیوندیم نیاز بود حتما یکی دو نفر از ناشران معتبر صلاحیت ناشرشدنمان را تایید کنند؛ یکی از بهترین گزینه‌ها که برای گرفتن این تایید به ذهنمان آمد، آقای حشمت‌الله انتخابی بود که آن زمان دفتری در خیابان حکیم نظامی داشت.