در میان فیلمسازان ایرانی کارگردانانی را میتوان یافت که به دلیل تجربه زیسته یا همذاتپنداری با دغدغههای مردم افغانستان، موضوعاتی درباره مصائب و مشکلات این کشور را دستمایه آثار خود قرار میدهند و معمولا در این مسیر دو رویکرد کلان را پی میگیرند: به مصائب مردم افغانستان در کشور ایران میپردازند یا دوربین خود را به دل ماجرا برده و روایت را از درون خود کشور افغانستان شرح و بسط میدهند. درونمایه چنین آثاری، گاه عاشقانه و طنزگونه است و گاه با نمایش مصائب مردم افغان، رویکردی آسیبشناسانه دارد. در این میان به نظر میرسد شمایلی که کارگردانان ایرانی از مردم افغانستان و دغدغههایشان ارائه میدهند نسبت چندانی با واقعیت نداشته و حتی در چند مورد با اعتراض فیلمسازان افغانستانی مواجه شده است.
طبعا فیلمسازان کشور افغانستان آشنایی بیشتری با مسائل و مشکلات کشور خود دارند و مانند فیلمسازان ایرانی، آن چنان اعتقادی به تعمیم یک مسئله یا ناهنجاری ندارند. با توجه به این موضوع میتوان فیلمهایی را برشمرد که نگاه فیلمسازشان به مصائب مردم افغانستان در سطح مانده و کمتر به عمق زندگی مردم این کشور نفوذ میکند.
با علم بر نوع نگرش و پرداخت کارگردانان ایرانی نسبت به دغدغههای مردم کشور افغانستان، فیلمهای قابل تأملی را که در این حوزه ساخته شدهاند میتوان بررسی کرد و نقاط قوت و ضعفشان را گفت. در این مقاله قصد داریم به شاخصترین فیلمهای داستانی سینمای ایران که با محوریت کشور افغانستان ساخته شدهاند بپردازیم.
