برچسب باید جنگ را باور کنیم

کلاس اولی‌ها؛ اولین قربانیان آموزش مجازی

«فکر نمی‌کنم دخترم، چیزی یاد گرفته باشد و بتواند به پایه دوم برود.» «پسرم اصلاً زیر بار آموزش مجازی نمی‌رود و دل به درس و مشق نمی‌دهد.» «هیچ تجربه‌ای در زمینه آموزش نداشتم و چون مدرسه رفتن اولین فرزندم مصادف شد با آموزش مجازی بسیار اذیت شدم.»… . گلایه‌ها یکی دوتا نیست؛ گله‌هایی از جنس پدر و مادرهایی با فرزندان کلاس اولی که امسال مجبور شدند به خاطر شیوع ویروس کرونا، بار مضاعف تعلیم و تربیت فرزندان را به دوش بکشند و بدون هیچ تجربه‌ای وارد سیستم آموزش آنلاین شوند؛ سیستمی که هنوز و بعد از گذشت یک سال و راه اندازی سامانه‌ای به نام شاد با نواقض بسیاری روبه رو است و بسیاری از دانش آموزان و معلمان در دسترسی به آن با مشکل روبه رو هستند. 

تست واکسن ایران و کوبا در اصفهان

بیست‌وســومیــن آیین پویش ره ســلامــت و مــراســم آغـاز فاز سوم کارآزمایی بالینی واکسن کرونای انستیتو پاستور ایران و انستیتو فینلای کوبا با حضور سعید نمکی، وزیر بهداشت، درمان و آموزش پــزشــکــی؛ عــبـاس رضایی، استاندار اصفهان؛ زهرا شیخی، سخن‌گوی کمیسیون بهداشت مجلس شورای اسلامی و جـمــع دیـگری از مسئولان در اصفهان برگزار شد.  وزیر بهداشت در این مراسم که روز گذشته در تالار ابن‌سینای دانشگاه علوم‌پزشکی اصفهان برگزار شد، اظهار داشت: بحران کرونا گاهی آن‌قدر سختی داشت که نــمــی‌تــوان گفت و گاهی آن‌قدر کسالت‌بار شد که واژه‌ای نمی‌توان برای آن یافت.

«گاوخونی» من کو؟!

جایی در خم رودخانه که رمل و آسمان و آبِ وامانده از رفتن و بوی لجن مشام و دیده را مشغول می‌کرد و دیگر خبری از شکوه طبیعی و تاریخی گاوخونی در کتاب‌های تاریخ و جغرافیا و ادبیات و عکس‌ها و فیلم‌های مستند وجود نداشت، همه‌چیز تبخیر شده و به آسمان ورزنه رفته بود! شنیدن آخرین نفس‌های مرداب بسیار ناراحت‌کننده بود، اما نشان می‌داد که در روزگاری نه‌چندان دور، طبیعت گاوخونی چه عظمت و شکوهی داشته است: روزی قشلاقگاه شازده‌های قجری بوده و روز دیگر واحه آمریکایی‌ها و طی قرن‌ها نان‌وآب اهل این سرزمین کویری را تأمین می‌کرده است. در یک دهه گذشته، هر بار برای بهانه‌هایی کوچک به شهرهای در مسیر رودخانه و مردابش سرزده، ورزنه و کویر و آنچه را پیرامون آن می‌شناختم تماشا کرده و به چشم می‌دیدم که چگونه رود کف به لب آورده و له‌له می‌زند.

سکوت بره‌ها

«میم» دبستانی بود. مادرش زمان زیادی سر کار بود یا به ماموریت می‌رفت. پدرش هم همین طور. میم و خواهرهای دوقلویش که چهار سال از او بزرگتر بودند، در خانه تنها می‌ماندند. راه کار مادر برای این مواقع، کمک گرفتن از برادرزاده‌هایش بود. دو پسر که از آن‌ها ده دوازده سالی بزرگتر بودند و مادر مثل چشمانش به آن‌ها اعتماد داشت. «الف»، پسردایی کوچک‌تر بسیار به میم نزدیک می‌شد. شب‌های زیادی به تخت او می‌رفت تا پیش هم بخوابند. پس از مدتی میم احساس کرد الف بیش از حد عادی و پسردایی بودن او را به آغوش می‌کشد و لمس می‌کند. لمس‌ها بیشتر شد و میم دبستانی که حتی تصوری نداشت که این کارها چه معنایی دارد، تنها اذیت می‌شد و از ترس آن‌که برخورد مناسبی از اطرافیان نبیند (چون الف بسیار برای همه عزیز بود)، به هیچ کس چیزی نمی‌گفت.

نقش توکل در تاب‌آوری

امیرالمؤمنین(ع) توکل را «مبراشدن از نیرو و توانایی [خود] و چشم‌به‌راه مقدرات‌بودن» تلقی می‌کنند. براساس روایات، توکل‌کردن موجب «قوت قلب» و «آسان‌شدن دشواری‌ها و فراهم‌شدن اسباب»، «زدودن رنج‌ها»، «شادشدن» و «کفایت‌شدن» می‌شود.