«فکر نمیکنم دخترم، چیزی یاد گرفته باشد و بتواند به پایه دوم برود.» «پسرم اصلاً زیر بار آموزش مجازی نمیرود و دل به درس و مشق نمیدهد.» «هیچ تجربهای در زمینه آموزش نداشتم و چون مدرسه رفتن اولین فرزندم مصادف شد با آموزش مجازی بسیار اذیت شدم.»… . گلایهها یکی دوتا نیست؛ گلههایی از جنس پدر و مادرهایی با فرزندان کلاس اولی که امسال مجبور شدند به خاطر شیوع ویروس کرونا، بار مضاعف تعلیم و تربیت فرزندان را به دوش بکشند و بدون هیچ تجربهای وارد سیستم آموزش آنلاین شوند؛ سیستمی که هنوز و بعد از گذشت یک سال و راه اندازی سامانهای به نام شاد با نواقض بسیاری روبه رو است و بسیاری از دانش آموزان و معلمان در دسترسی به آن با مشکل روبه رو هستند.
مشکلات آموزش مجازی در این میان، اما برای دانش آموزان پایه اول که اولین سال تحصیلی خود را در حال پشت سر گذاشتن هستند، متفاوتتر و در عین حال سختتر بود؛ چرا که آنها تا به الان، هیچ تجربهای از فضای آموزشی و آشنایی با آن نداشتند. سختیهای آموزش مجازی، اما فقط برای دانش آموزان نبود بلکه خانوادهها و معلمان پایه اول را نیز درگیر کرد. سارا رئیسی که تنها یک دختر 7 ساله دارد و تا پیش از این فکر نمیکرده است که تحصیل دخترش در کلاس اول، او را از کار و زندگی بیندازد در این باره میگوید: «دخترم در مدرسه غیرانتفاعی درس میخواند. به همین خاطر هم نسبت به مدارس دولتی معلمشان وقت بیشتری، برای آنها صرف میکند، اما با این وجود، آنطور که باید و شاید مباحث درسی را فرا نگرفته است و هنوز در خیلی از دروس مشکل دارد. الان هم که به آخر سال نزدیک میشویم، معلم دیگر مثل سابق برایشان وقت نمیگذارد و میگوید دیگر تاب و تحمل آموزش مجازی را ندارد و خسته شده است! به خاطر همین هم خیلی از کارها روی دوش خود من است و باید تک به تک مباحث درسی به ویژه ریاضی را برایش توضیح بدهم.» مسئله به این سادگیها نیست بلکه برای سارا که لیسانس دارد بسیاری مباحث درسی ناشناخته است؛ بنابراین باید فیلمهای آموزشی را که توسط معلم فرستاده میشود یکی یکی ببیند و بعد از آن به فرزندش توضیح دهد؛ موضوعی که به گفته سارا «بسیار زمانبر است و به او اجازه رسیدگی به کارهای دیگرش را نمیدهد.»
