برچسب باید جنگ را باور کنیم

فلکه فلک!

تا همین چندسال پیش، اگر می‌خواستید در اصفهان به کسی آدرس بدهید یا بپرسید، حتما به واژه «فلکه» برمی‌خوردید.

بزم رزم

در میان گلزار شهدا که قدم می‌زنی از خود می‌پرسی چرا اصفهان این‌همه شهید داشته است؟ در طول تاریخ از رشادت‌های مردم اصفهان زیاد گفته وشنیده شده‌است. همیشه در خط‌مقدم مبارزه برای حفظ خاک و سرزمینشان پیشقدم بوده‌اند. حتی یاری‌رسان مردم دیگر، در حفظ سرزمین‌هایشان بوده‌اند.

فصل‌هایی از داستان سینما در یک شهر

درباره تاریخ تئاتر اصفهان تاکنون چند کتاب منتشرشده است. پرویز ممنون و ناصر کوشان دراین‌باره قلم‌زده و آثاری منتشر کرده‌اند؛ اما در مورد سینما در اصفهان کسی تاکنون سخن درخوری نگفته بود. یک دلیل آن‌که اصفهان منشأ سبک تئاتر کمدی انتقادی و در سراسر کشور در این رشته زبانزد بود؛ اما در سینما در مقابل تهران چندان حرفی برای گفتن نداشت. هنرپیشگانی نیز اگر بر خواسته بودند، خیلی زود راهی تهران و در آنجا شکوفا شده بودند؛ اما این‌همه رابطه اصفهان و سینما نیست. ورود سینما به اصفهان هم برای خود داستانی دارد. فیلم‌هایی که به نمایش می‌گذاشتند. رشد و گسترش سینماها، تماشاگران سینما و طبقه اجتماعی آن‌ها، تأثیری که این سالن‌های بزرگ بر شهرسازی و معماری شهری اصفهان بر جای گذاشتند.

گسترش معنایی مقاومت در رمان عربی

نه در مقام منتقد یا نویسنده، بلکه در مقام علاقه‌مند ادبیات داستانی با عنوان بسیار تکرارشونده ادبیات مقاومت یا پایداری که درخصوص تفاوت یا تشابه آن بسیار می‌شود گفت، با پرسش‌هایی مواجه بودم: آیا این عبارت تغییر معنا داده؟ مصادیق آن کدام‌اند؟ و در نزد اهل ادبیات دیگر کشورها چه معنایی دارد؟ واکنش اهل ادبیات به مسئله‌ای که دیگر اکنون برای ما بسیار به گوش آشناست یعنی فلسطین، از آغاز اشغال تاکنون چه روندی طی کرده است؟ وقایع تاریخی خاورمیانه و کشورهای عربی در رمان این کشورها چه انعکاس و تأثیری داشته است؟ این جستار کوتاه تلاش می‌کند این موضوع‌ها را وارسی کند و اگر توانست، پاسخی بیابد. به همین دلیل دایره بحث محدود به رمان معاصر عرب با تکیه بر رمان با موضوع فلسطین است.

خورشید اگر نبخشد منفجر می‌شود

به راستی کدام یک از ما از هدیه گرفتن خوشحال نمی‌شود؟ وقتی چیزی را از کسی هدیه می‌گیریم نسبت به وقتی که همان چیز را با پول خودمان می‌خریم احساس متفاوت، و به یک معنا زیباتری، داریم. چه چیزی در هدیه وجود دارد که موجب خلق چنین احساس زیبایی می‌شود؟ ممکن است هدیه‌ای که دریافت می‌کنیم چندان ارزشی در بازار نداشته باشد ولی برای خودمان ارزش زیادی داشته باشد؛ طوری که هیچ‌کس دیگری نتواند ارزش آن را برآورد کند. ارزش هدیه از کجا ناشی می‌شود؟ چه فرقی با ارزش بازار دارد؟ جالب اینکه فقط هدیه گرفتن از دیگران لذت‌بخش نیست، وقتی به بقیه هدیه‌ می‌دهیم هم احساس مسرت می‌کنیم. با اینکه از جیبمان برای شخص دیگری پول داده‌ایم و از لحاظ منطق بازار ضرر کرده‌ایم باز هم از کارمان لذت می‌بریم. منطق رازآمیز هدیه چیست؟ چگونه می‌شود فلسفه‌ هدیه را توضیح داد؟ هدیه چگونه کار می‌کند؟ اقتصاد مبتنی بر هدیه چه سازوکاری دارد؟

سرقت سوم از «تقدیس»

بیست و هفتم بهمن ماه سال جاری بود که رئیس سازمان زیباسازی اصفهان از مرمت و نصب قسمت میانی مجسمه تقدیس پرویز تناولی گفت. مرمت و نصبی که این بار هشت روز بیشتر دوام نیاورد و بخش میانی مجسمه تقدیس در کمال تعجب همگان برای سومین بار دزدیده شد.  اگر فاصله میان ربودن اول و دوم ده‌سال بود، این بار هشت روز کافی بود تا دوباره قلب تقدیس دزدیده شود.