برچسب اکبر قدمی

هم سایه ها 1395

میلاد و مادرش به تهران آمده‌اند و قرار است صاحب ساختمان یاس که یکی از دوستان میلاد است دفتری را به او برای پخش محصولات تولیدی‌شان اجاره دهد. دیگر اجاره نشینان ساختمان که مشاغلی همچون خدمات مجالس، وکالت، سایت خبری، ماهنامه و… دارند چون در ابتدا، فکر می‌کنند مستاجران جدید قرار است جایگزین آنها شوند تلاش می‌کنند به نوعی خود را در ساختمان حفظ کنند، اما در نهایت، میلاد و مادرش در اتاقی روی پشت بام ساکن می‌شوند و باقی ساکنین در دفاتر خود باقی می‌مانند. ماجراهای همسایه‌های ساختمان یاس با ورود میلاد و مادرش شروع می‌شود و…

کاراگاه شمسی و دستیارش مادام 1380

این مجموعه روایتگر داستان دو خانم دوست و همسایه به نام‌های شمسی و مادام است. شمسی زنی باهوش، کنجکاو، کم حوصله و تندمزاج است که علاقهٔ زیادی به رمان‌ها و مجموعه تلویزیونی‌های پلیسی، به‌خصوص پوآرو دارد و این موضوع باعث می‌شود که مسائل دوستان و اهالی محله را پیگیری کرده و گره از مشکل آن‌ها بگشاید. در مقابل، صاحبخانه و همسایهٔ ارمنی شمسی، مادام رزا، پیرزنی آرام، ساده، خوشدل و محافظه‌کار است که اگرچه معمولاً از ماجراجویی‌های بی‌پایان شمسی به تنگ می‌آید، اما همواره او را برای رسیدن به نتیجه همراهی می‌کند و گاهی تقابل این دو شخصیت، موقعیت‌ها و دیالوگ‌های کمیک می‌آفریند. تفاوت مذهب و زبان مانعی برای نزدیکی و صمیمیت شمسی و مادام نیست و زندگی آن‌ها با هم درآمیخته و به شدّت به یکدیگر وابسته‌اند. با وجود اینکه هر دو در ابتدای پیری قرار دارند و از راه بافتن بافتنی زندگی خود را می‌گذرانند، امّا کنجکاوی شمسی، پای این زوج کارآگاهی را به ماجراهای جدید می‌کشاند و یکنواختی زندگیشان را برهم می‌زند. علاوه بر مادام، علیرضا، خواهرزاده شمسی که راننده آژانس است و سرهنگ گلچهره کارمند بازنشسته آگاهی، نیز علی‌رغم میل خود، کاراگاه شمسی را در تعقیب مظنونان همراهی می‌کنند.

شرکت 1376

مشاور نظامیِ یک گروه فیلمسازی به نام «علی حجت» درمی‌یابد که «امیر فرزانه»، دوست دوران اسارتش، به دلیل سقوط از کوه در بیمارستان بستری است. در ملاقات این‌دو دوستِ قدیمی در بیمارستان، امیر می‌گوید در شب حادثه و زمانی که برای معاینۀ همسرش به پزشک مراجعه کرده بودند، یک افسر اطلاعاتی عراق را در بالکنِ آپارتمانِ مقابل دیده و در جریان تعقیب او، از بلندی سقوط کرده‌است. علی با شنیدن این موضوع، تصمیم می‌گیرد با دنبال کردن سرنخ‌های موجود، ماجرا را پی‌گیری کند.

شب می گذرد 1387

داستان دربارهٔ دو پزشک پدر و پسر است که در سال ۵۴ باهم در یک شهرستان مشغول خدمت هستند و در کنار طبابت مشغول کار سیاسی هم هستند. ساواک به شدت در پی پیدا کردن مسببان خرابکاری هاست. این ماجراها با جریاناتی که در خانواده و محله قدیمی آن‌ها می‌گذرد تلفیق می‌شود و تا سال ۵۸ ادامه پیدا می‌کند.

روزگار جوانی 1377

پنج جوان دانشجو که چهار نفرشان شهرستانی است، با یکدیگر خانه‌ای را اجاره می‌کنند و با هم زندگی می‌کنند. هر یک از این پنج نفر، شخصیت متفاوتی دارند و در هر قسمت با ماجرای تازه‌ای روبه رو می‌شوند، اما در نهایت با کمک هم بر مشکلات غلبه می‌کنند.

سایه آفتاب 1383

یکی از محله‌های جنوب شهر، رفاقت دو دوست قدیمی به نام‌های رضا و علی به واسطه‌ی یک حادثه دچار چالش می‌شود و رضا از علی کینه به دل می‌گیرد. پس از این حادثه، علی و خواهر رضا که قرار بوده باهم ازدواج کنند با مخالفت رضا مواجه می‌شوند
و این موضوع با پادرمیانی مادر رضا هم حل نمی‌شود. علی علت دقیق ناراحتی رضا را نمی‌داند، همه‌چیز به هم ریخته است و سوء تفاهم‌های پیاپی به این شرایط دامن می‌زند تا اینکه …
علی جوانی است که در اثر حادثه اي ناخواسته به زندان مي افتد.در آنجا با جواني به نام سجاد و حاج علي مهدوي آشنا مي شود که از اسرار زندگي او باخبرند و اين موضوع باعث مي شود دريچه تازه اي به زندگي او گشوده شود.

چراغ های خاموش 1380

بهزاد جوان ۲۱ ساله‌ای است که در یک خانواده متمول زندگی می‌کند. پدر و مادرش آنقدر در کار خود غرق هستند که توجهی به فرزندان خود ندارند. بهزاد دوستان نابابی دارد و دچار مشکلات حاد می‌شود. او که از طرف پلیس تحت تعقیب است با پسر نابینایی آشنا می‌شود و در یک زندگی اجباری با این نوجوان روشندل پی به حقیقت پیرامون خود می‌برد. از سوی دیگر پدر و مادر همدیگر را متهم می‌کنند و خانواده در حال از هم پاشیدن است که حضور پدربزرگ مانع فرو ریختن خانواده می‌شود.

پدرسالار 1372

داستان مجموعه دربارهٔ پدر میانسالی به نام «اسدالله» است.اسدالله‌خان پدری مهربان،خانواده‌دوست،دلسوز و در عین حال سختگیر و پرصلابت است.به باور او همهٔ پسرانش پس از ازدواج می‌بایست در خانهٔ بسیار بزرگ او زندگی کنند.او چنین سیاستی را در مورد دو دخترش «مهری» و «زری» در پیش نگرفته و به همین جهت آن‌ها دارای زندگی مستقلی هستند.

ماجرای اصلی فیلم از ازدواج آخرین فرزند او «ناصر» آغاز می‌شود.ناصر که با دخترعموی خود «آذر» وصلت کرده به ناچار باید همانند دو برادر بزرگ‌تر خود در خانهٔ پدری زندگی کند.اما همسرش آذر که شاغل است و استقلال‌طلب و لجباز،زندگی در خانهٔ پدرشوهر را منطقی نمی‌داند و شروع یک زندگی کاملاً مستقل و به‌دور از دخالت‌های دیگران را طلب می‌کند...