روشنایی های شهر 1383
این سریال داستان سه دوست صمیمی به نامهای آرش، امیر و شریف است که زندگی و تفکرات هر یک بر زندگی دیگری تأثیر میگذارد…
این سریال داستان سه دوست صمیمی به نامهای آرش، امیر و شریف است که زندگی و تفکرات هر یک بر زندگی دیگری تأثیر میگذارد…
هسته اصلی این سریال دبیرستان دخترانهای بود که با پی گرفتن دغدغهها و مشکلات دختران نوجوان سعی داشت مشکلات این گروه سنی را به تصویر بکشد. با این حال محوریت خاص قصه روی شخصیت شکیبه (با بازی آزیتا حاجیان) معلم امور تربیتیای بود که سعی میکرد با فعالیتهای مثبت و ثمربخش خود چهرهای مناسب از این طیف آموزشی در مدارس به نمایش بگذارد. شکیبه با ارتباطی که با دختران نوجوان داشت، دغدغههای آنها را بررسی میکرد.
محمد بن زکریای رازی بعد از مشکلات خانوادگی پدرش او را به بغداد میفرستد و پس از سالها درس خواندن پزشک حاذقی میشود و به ری برمیگردد. به کمک فرمانروای سامانی بیمارستانی در ری تأسیس میکند و به مداوای بیماران میپردازد. سپس از طریق علم شیمی که در قدیم به آن کیمیاگری میگفتند داروهای مختلف و متعددی را میسازد و با آن بیماریهای مردم را مداوا میکند و با تحقیقات فراوان الکل را به دست میآورد و سرآمد پزشکان عصر خویش میشود.
نرگس و نسرین دو خواهرند که پدرشان را از دست داده و با مادرشان زندگی میکنند. نسرین دختر ناسازگاری است که قصد ازدواج با بهروز را دارد. شوکت پدر بهروز مردی ثروتمند و زورگو است و مخالف ازدواج. بهروز و نسرین در ایران با تمام مشکلات و موانع ازدواج میکنند و با مشکلات بسیاری که شوکت برای آنها ایجاد کرده روبرو میشوند. نرگس که از ابتدا مخالف ازدواج نسرین با بهروز است در مقابل شوکت و خانوادهاش بسیار مقاومت میکند و شوکت نیز برای تلافی، مشکلات زیادی برای نامزد نرگس، احسان ایجاد میکند و به بهانه برقراری روابط تجاری با برادرش بهروز را به خارج از کشور میفرستد. بهروز نسرین را طلاق میدهد و با دخترعمویش در خارج از کشور ازدواج میکند و نسرین به تنهایی دخترش بهار را بزرگ میکند. بعد از چند سال بهروز به ایران برمیگردد و به اصرار خانوادهاش به دیدن نسرین و بهار میرود. شوکت وقتی میفهمد بهروز از دختر عمویش به علت انحرافات اخلاقی وی جدا شده و احتمالاً مبتلا به ایدز است سکته میکند و فلج میشود. بهروز بعد از اطمینان از سلامتی جسمیاش تصمیم به شروع زندگی جدیدی با نسرین میگیرد. نرگس هم با احسان ازدواج میکند و بهروز و نسرین آن آدمهای بی تجربه سابق نیستند.
داستان این سریال از گم شدن یک دختر ۳ ساله در زمان جنگ ایران و عراق شروع میشود و پس از سی سال پیدا شدن این دختر خانواده عباس مودت (سعیدنیک پور) دچار دگرگونی میشود…
داستان در هتل دو ستاره مروارید اتفاق میافتد و ماجراهای کارکنان آن با یکدیگر و مشتریان هتل را به تصویر میکشد. هر قسمت مجموعه تعدادی بازیگر مهمان دارد که نقش مهمانان هتل را بازی میکنند و دچار ماجراهایی در شهر تهران میشوند.
سروان «ناصر محمدی» (با بازی عبدالرضا اکبری) یکی از کارآگاهان اداره آگاهی است که با همسرش مریم و دخترشان زندگی میکند. او طی مأموریتی، مسئولِ پیگیری قتلِ یک نوازندهٔ ارکستر سمفونیک میشود که جسد سوختهاش را در محل تخلیهٔ زباله پیدا کردهاند. وی در طول بررسیهای خود، به محل ارکستر سمفونیک هم سر میزند و در آنجا با برادر مقتول آشنا میشود. یک شب، کارآگاه محمدی هنگام تماشای یک برنامه تلویزیونی، مصاحبهای با یک محکوم به اعدام را میبیند و نکاتی نظرش را جلب میکند. او با تهیهکننده آن برنامه تلویزیونی تماس میگیرد و سرانجام به سرنخهای جدیدی میرسد. . .
داستان کیف انگلیسی در دوران موسوم به دهه طلایی آزادی اتفاق میافتد؛ و داستان شخصیت سیاستمدار - روشنفکری را در این دوران به تصویر میکشد.