برچسب اهورا نصرالهی

نقد سریال The Boys (پسران) – فصل چهارم قسمت ۱ تا ۴

پایان بندی فصل سوم The Boys اگر در نگاه اول هیجان انگیز و جذاب به نظر می‌رسید، آن هیجانش آرام آرام منقضی و به یکی از ناامیدکننده‌ترین قسمت‌های سریال تبدیل شد. هدف اصلی The Boys، هجوی بر سیاست‌های کنونی آمریکا و قهرمان سازی‌های پوچ آنان بوده و در فصل چهارم، این بخش از هرچیزی برجسته‌تر شده است. سریال می‌خواست نقدی باشد بر سیستم کپیتالیسم، بر اینکه افراد به راحتی هر چیزی را باور می‌کنند و اینکه در نهایت، راه برقراری عدالت پارتیزان‌ها هستند. فصل سوم سریال، بیشتر تمرکزش را بر روی اکشن و پلات توییست‌های متوالی گذاشته بود و تا حد زیادی از هدف خودش دور شده بود. اما چهار قسمت اول فصل چهارم The Boys، علی رغم آنکه سه قسمت نخست ضعیف بودند، نوید برگرداندن آن تعادل قبلی را می‌دهند. همراه ویجیاتو باشید.

بهترین سریال های اقتباسی از بازی های ویدئویی

اخیرا، تعداد زیادی سریال‌ اقتباسی از بازی‌های ویدئویی ساخته شده و این موج هیچ نشانه‌ای از خستگی از خود نشان نمی‌دهد. البته که دلیل خوبی برای آن وجود دارد: همانطور که کمیک بوک‌ها و رمان‌ها فرصت خوبی را برای برگرداندن داستان و شخصیت‌ها در قالبی زنده بر روی صفحه فراهم می‌کنند، بازی‌های ویدئویی نیز داستان‌های جذاب با مکان‌های حیرت آور و شخصیت‌های جذاب دارند. بعضی از بازی‌های ویدئویی تازه ساخته شده جذاب به نظر می‌رسند و انگار به خودی خودشان یک فیلم یا سریال هستند.

نقد انیمه The Boy and the Heron – پسرک و مرغ ماهی‌خوار

یکی از مواردی که همواره با نگرانی یا گارد با آن رفتار می‌کنیم، جدیدترین فیلم کارگردانی است که پا به پیری گذاشته است. از اسکورسیزی بگیرید تا ریدلی اسکات و همین میازاکی، این ترس در وجودمان است که نکند بخواهند داستان‌های از پیش گفته‌شان را دوباره تعریف کنند. آخرین اثر میازاکی، The Boy and The Heron به دام چنین کلیشه‌ای نیافتاده و به اثری خاص تبدیل می‌شود که همانند دیگر آثارش، مفاهیم عمیقش را در لایه‌های زیرین دنیای زیبا، رنگارنگ و بامزه (و گاهی ترسناکش!) قایم کرده است. اثری که از مخاطبش می‌خواهد بارها و بارها به سراغش بیاید تا داستان پر از نماد و استعاره‌اش درباره جهان و آدم‌ها را بهتر متوجه شود. همراه ویجیاتو برای نقد این اثر باشید.

نگاهی به سه گانه مرد عنکبوتی سم ریمی | واکاوی اسپایدرمن

در انتهای فیلم اسپایدرمن محصول سال ۲۰۰۲، ابرقهرمان مخفی ما پیتر پارکر (با بازی توبی مگوایر)‌ وضعیتش نسبت به آن نِرد دست پا چلفتی که در اول فیلم بود،‌ بهتر نشده. بن، عموی پیتر مرده و زن عمو می درحال دست و پنجه نرم کردن با مشکلاتش است. نورمن آزبورن (با بازی ویلم دفو)‌ که قرار بود استادش باشد، به شروری تبدیل شد و وقتی که می‌خواست پیتر را بکشد،‌ می‌میرد. و پسر نورمن، بهترین دوست سابق پیتر، هری (با بازی جیمز فرانکو)، به نظر می‌رسد که می‌خواهد جا پای پدرش بگذارد.

نگاهی به زندگی دواین جانسون – موفقیت، شکست و دوباره موفقیت (؟)

ستاره‌های سینما در دوران اوجشان احساس شکست ناپذیری می‌کنند، اما چیزی خاص درباره دواین جانسون وجود داشت، کسی که توانست از ستاره کشتی کج به ستاره‎‌‌ای سودمند در سینما تبدیل شود. راک با داشتن جذابیتی بی‌پایان و کریر بسیار موفق، به نظر می‌رسید که او هم می‌خواهد در دنیای کشتی کج تاپ باشد و هم در باکس آفیس، توانست از پس موقعیت فریبنده همیشه در صحنه حاضر بودن -بر روی پرده‌های سینما، حضور ناگهانی در برنامه‌های تلویزیونی و اینستاگرام- بر بیاید و خودش را هم آزار ندهد.

نقد سریال The Boys ‌- فصل چهارم (قسمت پنجم و ششم)

قبل از شروع فصل چهارم، نفرتم نسبت به این سریال روز به روز بیشتر می‌شد و علتش، تلاش مسخره و کودکانه‌اش برای "هنجار شکن" بودنش بود. تبلیغات احمقانه و عکس‌های بازیگران که انگشت وسطشان را به دوربین نشان می‌دهند که مثلاً یادمان بندازند "این سریال هنجار شکن است!". اما سریال در قسمت پنجم و ششم آن تعادلی را که تا کنون به دنبالش بود را پیدا می‌کند. هم می‌خنداند، هم به گریه می‌اندازتمان، هم حالمان را بد می‌کند و در آخر مثل همیشه، کاری می‌کند که از تعجب دهانمان باز بماند. و از همه مهم‌تر، تک تک شخصیت‌هایش را همزمان رشد داده و وجه‌های جدیدی از آنان را به ما رو می‌کند. همراه ویجیاتو برای نقد قسمت پنجم و ششم فصل چهارم The Boys باشید.

نقد انیمه My Oni Girl – دوست اونی من

کارهای سخت زیادی در دنیا وجود دارد. از صبح زود بیدار شدن بگیرید تا زیر آفتاب کار کردن. از نشستن در کلاسی که کولرش درست کار نمی‌کند تا پیگیر شدن برای حقوق دو ماه پیشی که هنوز واریز نشده است. اما در نهایت، وقتی که انسان مجبور است با احساساتش درگیر شود و مدام دو دوتا چهارتا کند تا ببیند چه چیزی را باید بگوید یا نگوید، می‌شود گفت که درگیر سخت‌ترین کار دنیا شده است. My Oni Girl نیز بر اساس همچین ایده‌ای است: توانایی بیان کردن احساسات. اثری با داستانی جادویی و زیبا، اما عاری از هرگونه زیبایی به یاد ماندنی. با نقد این اثر همراه ویجیاتو باشید.

نقد انیمیشن Ultraman: Rising – اولترامن: خیزش

ساعت ده صبح است. به ساعتت نگاه می‌کنی و می‌بینی سر اولین کلاست خواب مانده‌ای و به شروع کلاس دومت چیزی نمانده است. اولین لباس‌هایی که دم دستت هست را می‌پوشی، با عجله و بدون صبحانه به سمت دانشگاه می‌دوی و خدا خدا میکنی که استادت چیزی نگوید. ده و بیست به دانشگاه میرسی و استاد اجازه ورود به کلاس نمی‌دهد. خسته و کوفته، در گرما به بوفه می‌روی که مثلاً صبحانه بخوری و در سکوت فکر کنی چگونه آن عنصر گمشده را به زندگی‌ات بازگردانی: تعادل. اما برای برگرداندن تعادل باید چه کرد؟ کارت را ترک کنی که تا دیر وقت بیدار نمانی؟ یا غرورت را بشکنی و همانطوری که چایلدیش گمبینو در Be Alone می‌گوید، به پدرت زنگ بزنی و درباره این زندگی پیچ در پیچ سوال بپرسی؟ Ultraman: Rising درباره این مشکل هر روزه ما در زندگی است: گم شدن در مسیر پیدا کردن تعادل. همراه ویجیاتو برای نقد یکی از بهترین آثار ۲۰۲۴ باشید.