برچسب امام خامنه ای
«شهود» و «شهادت» در آغاز جهاد برای برقراری نظام اسلامی
مأموران ساواک هنگام حمله به منزل شهید آیتالله دستغیب با خشونت فراوان رفتار و خانواده و فرزندانش را با قنداقه تفنگ مصدوم کردند! آن بزرگ پس از آزادی و بر فراز منبر مسجد جامع عتیق اظهار داشت جماعتی که حریم خانه وی و اهالی آن در نیمه شب را مورد تعرض قرار دادند، هرگز نخواهد بخشید و در قیامت از آنان دادخواهی خواهد کرد! این امر، واکنش شدید و عاطفی علاقهمندان به او را در پی داشت
پدر فرمود: من افتخار میکنم که «فقیر» هستم
آیتالله سیدمجتبی خامنهای: «آیتالله حاجشیخ مرتضی حائری به دلیل علاقهبه پدرم، جزوات خودشان را به ایشان میدادند که استفاده کنند. وقتی آقا بنا را بر برگشت به مشهد میگذارند، برخی از اساتیدشان از جمله مرحوم حاج آقا مرتضی به رفتن ایشان راضی نبودند. البته بعضی از فضلای قم در تحسین ایشان میگویند: فلانی یا رئیس کل میشود یا رئیس خراسان که منظور از رئیس، همان مرجعیت بوده است...»
مجلس خبرگان رهبری:مواضع حکیمانه رهبر معظم انقلاب، نصب العین همه مسئولان نظام باشد
شهادت هادیان امت در جنگهاهمسابقه با نظام اسلامی است
شهید آیتالله خامنهای: «در سال ۱۳۵۹ که به مناطقِ جنگی میرفتم، هفتهای یک بار برای اقامه نماز جمعه میآمدم و در آغاز، خدمت امام میرفتم. وقتی سوارِ هواپیما میشدم که به تهران بیایم، قبا میپوشیدم و عمامه به سرم میگذاشتم و این لباس هم آن زیر میماند! یعنی لباسی نداشتم که عوض کنم و همانطور، خدمت امام میرفتم. ایشان وقتی چشمشان به این لباس نظامی افتاد، گفتند: این مایه افتخار است که یک روحانی لباس رزم به تنش میکند...»
در دورهای معمم شدم که تمسخر عمامه عادی بود!
شهید آیتالله خامنهای: «در کودکی وقتی کلاس دوم ابتدایی بودم، عمامه گذاشتم. علت این عمامهگذاری زودهنگام آن بود که در آن دوران، مردم عادت به پوشاندن سر داشتند. طبیعتاً پدر حاضر نبود ما کلاه پهلوی به سر بگذاریم؛ بنابراین چارهای جز عمامه نبود. عمامه ما را مادر میبست. تحتالنک - دنباله پارچه عمامه - را هم که معمولاً در سمت چپ میگذارند، ایشان در سمت راست میگذاشت...»
آتشفشانی خاموش که به یکباره فوران کرد
حدیث عشق خامنهای شهید به خمینی کبیر، روایت یک دلدادگی است که با جمله فراز و فرودهای گاه فراتر از تصورِ خویش، نزدیک به ۷۰ سال به طول انجامید. چنین باده مهری که هفت دهه مستی فزای جان این سالک راه حق طلبی بوده و مواهب آن به دهها میلیون نفر در ایران و جهان رسیده، در خور روایتی دقیق و شرحی بلیغ است و در این باره چه شرحی بهتر از آنچه امام مجاهدان از خویش به یادگار نهاده است...
به مأمور گفتم: «تو بیش از اعدام من نمیتوانی انجام دهی!»
آغازین لحظاتی که هر مبارز با فضای مراکز امنیتی و بازداشتگاهها روبهرو میشود تا پایان حیات برای او یه یادماندنی و خاطره انگیز خواهد بود. این امر برای جوان پرشور و شجاعی، چون شهید خامنهای که یکی از حساسترین مناطق کشور را برای تبلیغ انقلابی برگزیده بود، به شکلی مضاعف ماندگار شد؛ به خصوص لحظاتی که در گفتوگو با یک افسر از آمادگی کامل خویش برای شهادت سخن گفت
