به مأمور گفتم: «تو بیش از اعدام من نمی‌توانی انجام دهی!»

آغازین لحظاتی که هر مبارز با فضای مراکز امنیتی و بازداشتگاه‌ها روبه‌رو می‌شود تا پایان حیات برای او یه یادماندنی و خاطره انگیز خواهد بود. این امر برای جوان پرشور و شجاعی، چون شهید خامنه‌ای که یکی از حساس‌ترین مناطق کشور را برای تبلیغ انقلابی برگزیده بود، به شکلی مضاعف ماندگار شد؛ به خصوص لحظاتی که در گفت‌و‌گو با یک افسر از آمادگی کامل خویش برای شهادت سخن گفت

آغازین لحظاتی که هر مبارز با فضای مراکز امنیتی و بازداشتگاه‌ها روبه‌رو می‌شود تا پایان حیات برای او یه یادماندنی و خاطره انگیز خواهد بود. این امر برای جوان پرشور و شجاعی، چون شهید خامنه‌ای که یکی از حساس‌ترین مناطق کشور را برای تبلیغ انقلابی برگزیده بود، به شکلی مضاعف ماندگار شد؛ به خصوص لحظاتی که در گفت‌و‌گو با یک افسر از آمادگی کامل خویش برای شهادت سخن گفت

جوان آنلاین:‌رهبر شهید انقلاب اسلامی حضرت آیت‌الله العظمی سید علی خامنه‌ای، از نخستین فضلای حوزه علمیه قم بود که به نهضت امام خمینی پیوست. وی علاوه بر عهده داری مسئولیت‌هایی که در مقالات پیشین بدان اشارت رفت، در آستانه ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ و در شهر بیرجند، نخستین زندان خویش را تجربه نمود. نوشتار پی‌آمده درصدد است تا با استناد به یادمان‌های آن بزرگ، حضور تبلیغی وی در زادگاه امیراسدالله علم و نخستین دستگیری‌اش را، به بازخوانی تحلیلی بنشیند. 

تبلیغ در شهری که سخنرانان به نام علم خطبه می‌خواندند

حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای پس از تسلیم پیام امام‌خمینی به مراجع و علمای شهر مشهد مبنی بر افشاگری در ایام عزاداری دهه نخست محرم، خود نیز برای انجام این وظیفه راهی شهر بیرجند شد. انتخاب این منطقه از آن روی صورت گرفت که پایگاه موروثی خاندان علم – که در وابستگی به انگلستان ید طولایی داشتند- بود:

«من بیرجند را از این جهت انتخاب کردم که این شهر دژِ امیر اسدالله عَلَم بود. او ظاهراً مقام وزارت دربار را داشت، اما در واقع جایگاهش خیلی از این مقام بالاتر بود. او یکی از رجال قدرتمند کشور بود و در جلد دوم خاطرات فردوست، جایگاه عَلَم در ایران بیان شده است. خانواده عَلَم به خاطر خدمات صمیمانه‌شان به انگلیسی‌ها، این جایگاه را به دست آورده بودند. آنها در شیوع و رواج تریاک در منطقه خراسان، نقش مهمی داشتند. بنابراین، این خاندان در مزدوری و خدمت به بیگانگان سابقه دیرینه دارد. من پیش از این سفر نیز دوبار به بیرجند رفته بودم و نفوذ و سلطه این شخص را در آن منطقه مشاهده کرده بودم. در مراسم و مناسبات دینی، خطبه به نام عَلَم خوانده می‌شد! همه علمای دینی در مجلس شرکت می‌کردند و وای بر کسی که شرکت نمی‌کرد! در محرم یکی از سال‌ها که در بیرجند بودم، می‌شنیدم که سخنران در ابتدای سخنان خود، عباراتی در ستایش و حمد و ثنای عَلَم به عربی می‌خواند! هنوز جمله‌ای را که سخنران با صدای کشیده می‌خواند! به یاد دارم: صاحب السّیف و القلم… امیر اسدالله خان عَلَم!.» 

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *