برچسب اصفهان زیبا

فراخوان اصفهان برای کمدی‌نویسان ایران

جایزه سراسری نمایشنامه‌نویسی کمدی «خندستان» به همت تالار هنر وابسته به سازمان  فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری اصفهان و حوزه هنری اصفهان، سومین دوره خود را در تابستان و پاییز 1400 برگزار می‌کند. جایزه سراسری نمایشنامه نویسی کمدی «خندستان»  در دو بخش اصلی و جنبی به دریافت آثار شرکت‌کنندگان می‌پردازد. در بخش اصلی که ویژه نمایشنامه‌نویسی است، شرکت‌کنندگان آثار خود را در دو حوزه نمایشنامه‌نویسی کمدی «تألیفی» و نمایشنامه‌نویسی کمدی «اقتباسی» در معرض داوری قرار می‌دهند. در بخش جنبی نیز که ویژه پژوهش است، اولین جایزه سراسری متون پژوهشی کمدی (مقاله، جستار، تجربه نگاری) و اولین جایزه سراسری مطالعه چهره شاخص کمدی (یادبود زنده‌یاد مهدی ممیزان) برگزار می‌شود. برای اطلاع از چندو چون برگزاری سومین دوره این رویداد مهم فرهنگی و سراسری، توضیحات «سعید امامی» دبیر سومین جایزه سراسری نمایشنامه‌نویسی کمدی «خندستان» را در ادامه بخوانید.

به دنبالِ داریوشِ هفت ساله

فیلم با جشن تولدی گروهی شروع می‌شود. مردی که هفتاد و پنج ساله شده است و جوان‌ترهایی که به دیدنش آمده‌اند. توضیح کوتاهی می‌آید که: این فیلم نگاهی دارد به زندگی دکتر داریوش نوروزی از استادانِ برجسته رشته نوپای تکنولوژی آموزشی در ایران.داریوشِ هفتاد و پنج ساله در اتوبوس نشسته تا به همدان و خانه‌ی کودکی برسد. کوچه‌ای در همدان «شوقِ روزگارِ کودکی» است و داریوشِ هفتاد و پنج ساله آمده تا دوباره خانه و خاطره‌های کودکی را پیدا کند. شاید آمده تا داریوشِ هفت ساله را ببیند. او در کوچه‌ی کودکی ایستاده و از درخت‌ها و درِ خانه فیلم می‌گیرد. چرا فیلم می‌گیرد؟

مردی که استادش عشق بود

«اگر می‌خواهی نقاش باشی باید به باطن اشیا راه پیدا کنی. تا وقتی اسیر صورت هستی فقط یک مقلدی و نقاش نیستی. باید سیرت را بشناسی.» این جمله پدری است به فرزندی که آوازه هنرش از کوچه‌های محله پشت بارو تا آن‌سوی سپاهان و این سرزمین شنیده شد و «چرچیل» و «روزولت» و «چیانک کای‌شک» را به ستودنش واداشت. قلم قدرتمند و سحرآمیز استاد «حاج‌محمدحسین مصورالملکی» بر هیچ صاحب ذوقی پوشیده نیست و تابلوهای تخت جمشید، جنگ نادرشاه و فتح هند، شکست محور و پیروزی متفقین، شیخ صنعان و دختر ترسا، چوگان‌بازی در میدان نقش‌جهان، مجنون، مسجد خیالی و تابلوی جشن حیوانات، بخشی از آثار بی‌شماری است که دستان شگرف استاد مصور الملکی به جهان هدیه داد و اثبات کرد که نقاشی ایرانی ریشه در تاریخ دارد و هنرمندان سپاهان همواره از غنی‌ترین ایده‌ها برای خلق آثار خود بهره جسته‌اند.

ژست مبارزه با چاشنی سانتی‌مانتالیسم

عقیده‌ای منسوخ وجود دارد مبنی بر اینکه سینما چیزی جز حاصل کیفیات بصری و صوتی‌اش نیست و فیلم را می‌توان تنها به واسطه آن چیزی که روی پرده دیده و شنیده می‌شود قضاوت کرد. چنین عقیده‌ای، انفعالات یک فیلم را تنها به کیفیات بصری و صوتی محدود می‌کند و قابلیت‌های تماشاگران برای ادراک حسی را نادیده می‌گیرد. قابلیت‌هایی که مستقل از امور ادراک‌شدنی فیلم است و بدین لحاظ انفعالات سینمایی قوایی از فیلم است که از خصوصیات بصری و صوتی آن فراتر می‌روند. این واقعیت که شرط ضروری برای کیفیات زیبایی‌شناسانه فیلم، وجود عنصرهای خوش‌ترکیب بصری است، به این معنا نیست که هر گونه خصیصه زیبایی‌شناسانه‌ی ویژه‌ای اساساً از راه یک یا چند عنصر بصری فراهم می‌آید.

اسطوره در پرده‌های خیالی‌نگاری

نشست «اسطوره و کاربرد» از سوی موزه عصارخانه شاهی و حوزه هنری استان اصفهان با حضور رئیس سازمان فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شهرداری اصفهان در عمارت تاریخی سعدی برگزار شد و عیدی در این نشست با بیان اینکه در قرن عجیبی زندگی می‌کنیم که آغازش با کووید یک شروع شد و پایانش را با کووید 19 سپری می‌کنیم، به کاربرد اسطوره در پرده‌های خیالی‌نگاری پرداخت.

وداع پاییزی با شاعر «حرف‌های پاییزی»

امیرحسین افراسیابی، شاعر، مترجم و معمار و یکی از بازماندگان جُنگ ادبی اصفهان بود که سال 1313 در اصفهان متولد شد. او دانش‌آموخته مقطع کارشناسی ارشد معماری از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران و استاد مهمان دانشگاه دلفت هلند بود. افراسیابی در مدت‌زمان فعالیت خود به‌عنوان معمار، مدیرعامل، آرشیتکت ارشد، طراح مهندسان مشاور پل شیری اصفهان و سرپرست شهرساز و آرشیتکت سازمان طراحی و برنامه‌ریزی اصفهان بود؛ همچنین طراحی بسیاری از پروژه‌های بزرگ معماری در ایران را به عهده داشت که از آن جمله می‌توان به طرح اولیه دانشگاه ارومیه، طرح هادی سیزده شهر استان اصفهان و بخشی از پارک‌های کنار زاینده‌رود، باغ رضوان و همچنین طراح شهری شهرداری لاهه هلند اشاره کرد.

نصف جهان، سرزمینِ امید و خیال

سفینه فضایی روی سالن اجلاس می‌نشیند و مهدی سلوکی، مجری برنامه، از داخل آن با شکل و شمایل یک فضانورد از سفینه فرود می‌آید و می‌گوید: «خانم‌ها، آقایان، بچه‌های سرزمین خیال سلام … .» نفسش که تازه می‌شود می‌گوید: «بچه‌ها می‌دانید چرا من امشب با لباس آدم‌فضایی به اینجا آمده‌ام؟ چون سفری به فضا داشتم و ماجراهایی را آنجا دیدم که گفتنی و شنیدنی است و امشب در طول برنامه برایتان درباره‌اش می‌گویم… .»