برچسب اصفهان زیبا

افتتاح سالن توزیع مطبوعات

آیین گشایش سالن جدید توزیع مطبوعات اصفهان با حضور فریده روشن رئیس کمیسیون فرهنگی ورزشی شورای اسلامی شهر، امیراحمد زندآور  عضو شورای اسلامی شهر، ایمان حجتی مدیرکل ارتباطات و امور بین‌الملل شهرداری اصفهان، علی حاج‌زکی معاون امور فرهنگی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان و مرضیه باقرصاد رئیس گروه مطبوعات و تبلیغات اداره‌کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان در مجتمع مطبوعاتی برگزار شد.

«کورسرخی» به ما چه می‌گوید؟

هم‌زیستی مسالمت‌آمیز نوع بشر، از رهگذر اخلاق به دست می‌آید و انسان‌ها برای اینکه موفق شوند ضمن زنده‌بودن، چند روزی را هم زندگی کنند، نیازمند پایبندی به اخلاق هستند. در این میان، داستان به مثابه یک اهرم عمل می‌کند، اهرمی که تاب و توان محتوای ادبی و پیام اخلاقی را چند برابر کرده و دل و جان و عقل و وجدان مخاطب را نشانه رفته. داستان، با ترسیم آینده پایدار و ناپایدار اخلاق و غیر آن، به خواننده یاری می‌دهد تا قوه آینده‌نگری خود را تقویت کند و بیش از لذت ضمنی یک عمل، به نتیجه نهایی آن توجه داشته باشد.

کشف «دیگری» همراه با «روایت‌نیوش»

یکی از نقاط جذاب و گره‌افکن و گره‌گشا در ادبیات، همواره حضور «دیگری» و روایت برای دیگری بوده است. این دیگری، نه تنها در ادبیات نوین به‌عنوان یکی از سطوح اصلی روایت به حساب می‌آید و به‌عنوان یک سبک روایی نیز مطرح شده است، بلکه در ادبیات کهن ما نیز به‌اشکال گوناگونی بیان شده است و قابل ردیابی است؛ چنان‌که حافظ می‌گوید:

نقاشِ بودن

یکم: نمایش مرور آثار نوشین نفیسی است. آمدم موزه هنرهای معاصر تا یک بار دیگر کارهای نوشین نفیسی را ببینم. چقدر هم خوب شد. رنگ کرونایی اصفهان قرمز شده. موزه از فردا تعطیل است. در بازدید قبلی فکر کرده بودم تنها راهی که برای نوشتن درباره آثار نفیسی هست این است که بنشینی وسط هر مجموعه و خودت را بچلانی تا عصاره تأثراتت بچکد روی صفحه‌کلید. کارها آن‌قدر زیاد و نشانه‌ها و معانی آن‌قدر متکثرند که از این سالن به سالن بعدی هر چه نقش است در ذهن تاب می‌خورد و در هم می‌پیچد و محو می‌شود. چنین صورتی از سرگردانی مخاطب در مواجهه با نمایش مرور آثار تا حد زیادی طبیعی است؛ در یک آن با یک عمر مواجه می‌شوی. در اینطور نمایش‌ها گرفتاری مخاطب با سندرم استاندال1  حتمی است.

نقاشی‌ها عینک‌اند ویدئوها آینه

نوشین نفیسی در نمایشگاه نقاشی‌ای که سال هزار و سیصد و هشتاد، در گالری کلاسیک با عنوان «نقاشی‌ها- ادويه‌ها  دانه‌ها- استخوان‌ها و تنظيف‌ها» برگزار می‌کند، کنار نقاشی‌هایی که از چوب‌های آب‌آورده می‌کشد، چوب‌ها را هم نشان می دهد. تکه چوب‌هایی که در ساحل رودخانه یا دریایی، پیدا کرده و انتخاب کرده و برداشته و پرتره شان را کشیده.

آنان‌که از جنوب می‌آیند…

نسترن مکارمی نویسنده‌ای اصالتا جنوبی (خوزستانی) است ومثل بسیاری نویسندگان جنوب چنته‌اش پر از قصه‌های شگفت است. به نظر می‌رسد نفت، جنگ، دریا و شرجی سرزمین‌های جنوب را به بستری قصه‌خیز تبدیل کرده و راویان آنجا را به قصه‌گویانی بی نظیر و اینگونه است که نویسنده بزرگی مثل ساعدی ماه‌ها خودش را در آبادی‌های جنوب آواره می‌کند و با مردمان آن دیار می‌زید تا قصه‌های غریب ترس‌ولرز را بیافریند. قصه‌هایی که اولین نمونه‌های رئالیسم جادویی در ایران و شاید جهان هستند! نسترن مکارمی فرزند جنوب است. جنگ را به چشم خویش دیده و نفرین نفت را بی‌واسطه لمس کرده ست.

وقتی بیماری را با دهل می‌راندند

بوی ریحان، بوی زعفران، بوی هل و جوز، و صدای دهل، صدای تمبیره، که یک ساز زهی ابتدایی است، کپر را پر می‌کند. اینجا مجلس زار است. یک محفل اسطوره‌ای-درمانگرانه که بر اساس سنتی دیرین در فرهنگ عامه‌ مردم ساحل‌نشین جنوب ایران، برای راندن باد و مسببان آن از تن و جان بیمار برپا می‌شده‌است. مردم این خطه از گذشته‌های دور بر این باور بودند که برخی امراض اگر به شیوه‌های معمول درمان نشوند، حتما زارند و برای درمانشان باید متوسل به كسانی شد كه زار و اجنه را می‌شناسند و راه غلبه بر آن‌ها را.