برچسب اصفهان زیبا

فی‌البداهگی در قاب نقاشی

شهریار صمصام از جمله نقاشانی است که به دست خودش بندناف اصول و قواعد نهفته درنقاشی کلاسیک را بریده است. به طورکل، صمصام آگاهی خودش را خرج ناخودآگاه می‌کند و برای ایجاد شکل، فرم و فضا و پرداختن به موضوع اثرش، آن (لحظه) و فی البداهگی را به‌کار می‌برد. اگرچه آثاری نیز با ساختار واقع‌گرایانه و ترکیب‌بندی با قواعد و اصول و مبانی درکارش دیده می‌شود. شهریار صمصام هنرمندی است با انگیزه فردی، ذوق و قریحه غریزی با نوستالژی و دلبستگی خاطرات گذشته همراه با جاذبه‌ای که نسبت به زادبومش دارد و به خلق آثاری می‌پردازد که بیشتر به فرهنگ قومی و بومی نقاش نزدیک است.

رونمایی از تولیدات مراکز فرهنگی اصفهان

آیین رونمایی از تولیدات مراکز اداره فرهنگی سازمان فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شهرداری اصفهان شامل مرکز تخصصی خانه کودک، خانه نوجوان، خانه جوان، مرکز بانوان آفتاب، فرهنگ‌سرای پرسش، مرکز تخصصی رسانه و مرکز آموزش نجوم ادیب به مناسبت هفته فرهنگی اصفهان چهارشنبه، هشتم‌ اردیبهشت‌ماه، در خانه جوان اصفهان برگزار شد. رئیس اداره فرهنگی سازمان فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شهرداری اصفهان می‌گوید: «اداره فرهنگی شاید اولین مرکزی بود که پنجم‌فروردین‌ماه1399 اولین جلسه مجازی از طریق اسکای‌روم را در مرکز نجوم ادیب برگزار کرد و سایر مراکز این اداره نیز کم‌کم به همین صورت پیش رفتند و دوره‌های مختلف آن‌ها در فضای مجازی برگزار شد. هر مرکز به تولید محتوا در حوزه خود پرداخت و همگی این تولیدات که در سال گذشته انجام شد به مناسبت هفته فرهنگی اصفهان رونمایی شدند.»

در رثای مهدی رستمانه، نوازنده نوآور اصفهان

استاد مهدی رستمانه از اولین هنرجویان هنرستان موسیقی اصفهان بود که از همان دوران نوجوانی نواختن کمانچه را آغاز کرد و در تار و سه‌تار نیز به چنان مهارتی رسید که کمتر کسی بسان او می‌توان یافت، هرچند نبوغ او در موسیقی به آن حد بود که دف و تنبک را نیز به زیبایی می‌نواخت. آهنگسازی که در دوران حیات کمتر به او پرداخته شد در سه سال آخر عمر با بیماری سرطان دست‌به‌گریبان بود و روح حساس و پرشور و هنرمندانه‌اش بیماری را تاب نیاورد. آخرین یادگار استاد مهدی رستمانه برای جامعه موسیقی، اجرای استادانه کمانچه در کنسرت سوته‌دلان به یاد استادش سیروس ساغری بود…

74 اثر در مرحله داوری نهایی داستان کوتاه زاینده رود

  74 اثر به داوری نهایی چهارمین دوره جشنواره سراسری دانشجویی داستان کوتاه زاینده رود راه یافتند. به گزارش دبیرخانه چهارمین دوره جشنواره سراسری دانشجویی داستان کوتاه زاینده رود،74 اثر از آثار شرکت داده شده در جشنواره به مرحله نهایی داوری راه یافتند. اسامی نویسندگان راه یافته به مرحله نهایی داوری جشنواره بدون ترتیب حروف […]

شهیدی، شهیدِ زمانه بی‌مروت و بی‌رحم!

درآمد
فارغ از هرگونه تعصب و مرزبندی و بدونِ هیچ شک و تردیدی می‌توان استاد عبدالوهاب شهیدی را مصداقِ این سروده جاودانه «فروغ فرخزاد» دانست که گفت: «تنها صداست که می‌ماند». بدونِ تردید در سپهرِ موسیقی ایران‌زمین، علاوه‌بر صدایِ استاد، انسانیتِ ایشان نیز میراثِ گران‌بهایی است برای آیند‌گان سرزمینِ ایران. سرزمینی که به زعمِ نگارنده، آن‌طور که باید و شاید قدردانِ وجودِ عبدالوهاب شهیدی‌ها نبود و همچنان هم قدردان نخواهد بود؛ چرا که شهیدی‌ها فارغ از تمامِ پرو پاگاندای شهرت، هنرِ والای خویش را در راهِ تعالی آموزه‌های انسانی صرف کردند و شهیدِ زمانه بی‌مروت و بی رحمی شدند که نه‌تنها ایشان را ندیدند؛ بلکه دهه‌ها آنان را به سکوتِ ناجوانمردانه‌ای سوق دادند که پایانی جز افولِ فرهنگِ موسیقایی ایران نداشت.

این نامه 1012 ساله

پیش‌درآمد
دو خوش‌منظر و زیبایی (فردوسی) و (شاهنامه) چنان در هم تنیده شده‌اند که گفتن نام یکی بی‌درنگ دیگری را به یاد می‌آورد. هر ساله به یمن زادروز این ابرمرد فرهنگ پارسی، نوشتارها، گفتارها و گاهی نامک‌هایی بروز می‌کنند. از نامک‌ها که بگذریم بیشتر نوشتار و گفتار در نافه این بیت شاهنامه گرد می‌آیند که:
 بسی رنج بردم در این سال سی
                                                  عجم زنده کردم بدین پارسی

نقالی‌های شاهنامه

می‌گویند انسان‌های اولیه در کنار آتش برای گذران وقت و غلبه بر ترس برای هم داستان تعریف می‌کردند؛ داستان‌هایی از اتفاقاتی که برایشان رخ داده و انجام‌دادن آن‌ها توسط خودشان که در آن‌ها قهرمان آن خودشان بودند و می‌توانستند به‌راحتی بر همه چیز و همه کس پیروز شوند. بعدها این داستان‌ها بال و پر گرفت و بیشتر مردم و مردمان توانایی ماجراجویی و مواجهه با اتفاقات برایشان رخ داد. خیلی زود داستان‌ها شبیه به هم شدند. اما آن هم تغییر کرد. محیط بزرگ‌تر شد. حوادث بیشتر قابل فهم شدند و انسان شعورمندتر. دیگر کشتن یک ببر و فیل و جنگ تن به تن با یک گله گرگ و مقاومت در برابر گرسنگی و تشنگی‌های داخل دریا و کویر جالب نبودند. به تنهایی جالب نبودند. پس مغز انسان به کار افتاد. داستان‌ها عجیب‌تر و بزرگ‌تر شدند؛ نوع مواجهه هم. این بار رقیب و دشمن، فیل و نهنگ نبود.