آرزوهای چپکی 1404
همه چیز از هود آشپزخانه رستوران والاهو آغاز شد؛ زمانیکه طوفان جهانی بدون ریاضی را آرزو کرد!...
همه چیز از هود آشپزخانه رستوران والاهو آغاز شد؛ زمانیکه طوفان جهانی بدون ریاضی را آرزو کرد!...
این سریال قصه خانواده سرچشمه را در جستجوی رویاهای کوچکشان روایت میکند که رویایی بزرگ در خانه آنها را میزند.
با مرگ یک افسر پلیس توسط قاچاقچیان مواد روانگردان، سرگرد بهروزی مسئوول رسیدگی به پرونده میشود. او پس از نفوذ در باند قاچاقچیان به اطلاعات مهمی دسترسی مییابد و آنها را در اختیار پلیس می گذارد. در نهایت با کمک این اطلاعات عامل اصلی باند دستگیر می شود.
"بلندترین شب سال" داستان رحیم یک پسر روستایی است که به انگیزه شرکت در یک آزمون استخدامی، شب یلدا از تبریز به تهران میآید، تقدیر به گونهای رقم میخورد او شب را در خیابان به صبح برساند و...
داستان فیلم پاپوش درباره کمال بازاریاب شرکتی است که مدیر عامل به او اعتماد دارد، اما در آستانه ازدواج با فریده درگیر مشکلات شرکت میشود. او پی میبرد شرکت داروهای تقلبی تولید میکند و...
كارگر جواني كه در روستايي در اطراف رودبار زندگي مي كند به دختري علاقه داشته و از او خواستگاري كرده است. خانواده ي دختر به اين دليل كه كارگر جوان، خانه و كاشانه اي از خود ندارد و خود دختر به اين علت كه جوان سواد ندارد با اين ازدواج مخالفت كرده اند. كارگر جوان، كه سال ها به كار ساختن خانه براي روستائيان مشغول بوده دل شكسته كارش را رها كرده است. با وقوع زلزله ي رودبار كليه ي خانه ها ويران مي شود و والدين دختر در اين حادثه زير آوار مي مانند. اين بار استدلال جوان براي دختر اين است كه با وقوع زلزله بسياري از مردم چون او، خانه و كاشانه اي ندارند. اما دختر كماكان از ازدواج با او طفره مي رود، تا اين كه يك گروه فيلمبرداري به روستا مي آيد تا از وقوع زلزله فيلم بگيرد. دختر و پسر جوان به عنوان بازيگران غير حرفه اي فيلم انتخاب مي شوند، و كارگردان كه شاهد كوشش هاي جوان كارگر براي جلب رضايت دختر است به تصوير كردن ماجراي آن دو علاقه مند مي شود.
ياسمن پس از جدايي از همسر خود محمود به خارج از كشور مي رود او بعد از شنيدن خبر درگذشت پدر خود به ايران آمده و مجدداً محمود را ملاقات مي كند. محمود كه براي خريد سهم ياسمن از كارگاه سفالگري او را ملاقات كرده بود مورد شك و ظن همسر خود مينا قرار مي گيرد. مينا در پي بروز اختلاف خود با محمود او را ترك كرده و تصميم به متاركه مي گيرد. محمود كه زندگي خود را در آستانه فروپاشي مي بيند، عليرغم ميل ياسمن او را از خود رانده و زندگي خود را با مينا ادامه مي دهد.