برچسب اسماعیل آقاجانی

نیوکمپ 1401

این سریال قصه خانواده سرچشمه را در جستجوی رویاهای کوچک‌شان روایت می‌کند که رویایی بزرگ در خانه آن‌ها را می‌زند.

زهر و پادزهر 1386

با مرگ یک افسر پلیس توسط قاچاقچیان مواد روان‌گردان، سرگرد بهروزی مسئوول رسیدگی به پرونده می‌شود. او پس از نفوذ در باند قاچاقچیان به اطلاعات مهمی دسترسی می‌یابد و آنها را در اختیار پلیس می گذارد. در نهایت با کمک این اطلاعات عامل اصلی باند دستگیر می شود.

بلندترین شب سال 1389

"بلندترین شب سال" داستان رحیم یک پسر روستایی است که به انگیزه شرکت در یک آزمون استخدامی، شب یلدا از تبریز به تهران می‌آید، تقدیر به گونه‌ای رقم می‌خورد او شب را در خیابان به صبح برساند و...

پاپوش 1387

داستان فیلم پاپوش درباره کمال بازاریاب شرکتی است که مدیر عامل به او اعتماد دارد، اما در آستانه ازدواج با فریده درگیر مشکلات شرکت می‌شود. او پی می‌برد شرکت داروهای تقلبی تولید می‌کند و...

زیر درختان زیتون 1372

كارگر جواني كه در روستايي در اطراف رودبار زندگي مي كند به دختري علاقه داشته و از او خواستگاري كرده است. خانواده ي دختر به اين دليل كه كارگر جوان، خانه و كاشانه اي از خود ندارد و خود دختر به اين علت كه جوان سواد ندارد با اين ازدواج مخالفت كرده اند. كارگر جوان، كه سال ها به كار ساختن خانه براي روستائيان مشغول بوده دل شكسته كارش را رها كرده است. با وقوع زلزله ي رودبار كليه ي خانه ها ويران مي شود و والدين دختر در اين حادثه زير آوار مي مانند. اين بار استدلال جوان براي دختر اين است كه با وقوع زلزله بسياري از مردم چون او، خانه و كاشانه اي ندارند. اما دختر كماكان از ازدواج با او طفره مي رود، تا اين كه يك گروه فيلمبرداري به روستا مي آيد تا از وقوع زلزله فيلم بگيرد. دختر و پسر جوان به عنوان بازيگران غير حرفه اي فيلم انتخاب مي شوند، و كارگردان كه شاهد كوشش هاي جوان كارگر براي جلب رضايت دختر است به تصوير كردن ماجراي آن دو علاقه مند مي شود.

عشق + 2 1377

ياسمن پس از جدايي از همسر خود محمود به خارج از كشور مي رود او بعد از شنيدن خبر درگذشت پدر خود به ايران آمده و مجدداً محمود را ملاقات مي كند. محمود كه براي خريد سهم ياسمن از كارگاه سفالگري او را ملاقات كرده بود مورد شك و ظن همسر خود مينا قرار مي گيرد. مينا در پي بروز اختلاف خود با محمود او را ترك كرده و تصميم به متاركه مي گيرد. محمود كه زندگي خود را در آستانه فروپاشي مي بيند، عليرغم ميل ياسمن او را از خود رانده و زندگي خود را با مينا ادامه مي دهد.