رازهای تلخ زندگی زنان شاغل که کمتر کسی میداند
باشگاه خبرنگاران جوان؛ کنار خیابان منتظر تاکسی ایستاده است. کیسههای خریدش را کف خیابان جلوی پایش گذاشته و با عصبانیت بدون اینکه برایش مهم باشد که کسی حرفهای او را در خیابان بشود؛ تلفنی میگوید: «دیگه خسته شدم. خودم کار میکنم، خودم میارم، میشورم، میپزم، جمع میکنم، به بچهها میرسم و... تازه ساعت هفت شب که میرسم خونه کارم شروع میشه ... دیگه از زندگیم خسته شدم، حوصله هیچکس و هیچچیزی ندارم...»
