دسته دین ، حوزه و اندیشه

مستشرقی که سطرهای گمشده‌ تاریخ تصوف را واژه‌به‌واژه بازسازی کرد / ردپای صوفیان در اندیشه دین‌شناس آلمانی / پارسایان گذشته

 به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از سرویس دین‌واندیشه ایبنا، رضا دستجردی نوشت: جلد نخست «پیشگامان کهن تصوف» با موضوع مشایخ غرب نوشته ریشارد گراملیش دین‌شناس آلمانی با ترجمه شیرین شادفر، از مجموعه «عرفان و تصوف» انتشارات حکمت است که در سال ۱۴۰۱ به بازار نشر آمد.

نشست «تجربه کاوی نهادهای مدنی در توسعه عدالت آموزشی»

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از روابط عمومی خانه اندیشمندان علوم انسانی، در نشست «تجربه کاوی نهادهای مدنی در توسعه عدالت آموزشی» زهرا گیتی نژاد، (موسسه خیریه مهرگیتی)، صادق کشاورزیان (مدرسه معلمی الف ب)، و محمدکاظم متولی (بنیاد توسعه کارآفرینی زنان و جوانان) تجریه های خود را در این باره ارائه خواهند کرد. اعضای نشست نیز دکتر محمود مهرمحمدی و دکتر مقصود فراستخواه هستند. 

شباهت رفتاری جنگ طلبان در ایران، آمریکا و منطقه

 گروه اندیشه: رضا رمضانی خورشیددوست دارای دکتری سیستم ها، عضو هیات علمی دانشگاه صنعتی امیرکبیر، و عضو انجمن علوم سیستم های ایران، در مقاله ای در کانال تلگرامی خود، با اتکا به فرضیات «نظریه سیستم‌ها»، به تحلیل پیچیدگی‌های استراتژیک در وضعیت مبهم «نه جنگ و نه صلح» می‌پردازد و نسبت به خطاهای راهبردی در غیاب نظریه‌پردازی هشدار می‌دهد. رضا رمضانی با به‌کارگیری سه مفهوم سیستمی یعنی «دوگانگی» (Duality)، «هم‌پایانی» (Equifinality) و «هم‌ریختی» (Homomorphism)، رفتار تندروهای داخلی را با مواضع بازهای قدرت در آمریکا (مانند بولتون و گراهام) و جریان افراطی در اسرائیل (مانند نتانیاهو و بن‌گویر) مقایسه می‌کند. هسته مرکزی استدلال رضا رمضانی بر این استوار است که اقلیت ضدصلح در ایران و جنگ‌طلبان در جبهه مقابل، به لحاظ کارکردی «دوگان» یکدیگرند؛ چرا که هر دو گروه با ابزارهای متفاوت، یک نتیجه واحد یعنی کوبیدن بر طبل جنگ یا تداوم وضعیت فرساینده کنونی را بازتولید می‌کنند. او در نوشتار خود با تکیه بر اصل هم‌پایانی اثبات می‌کند که فرجام این اصرار قهرآمیز، برخلاف توهمات آخرالزمانی و ایدئولوژیک طرفین (که هر کدام سودای فروپاشی تام و فوری دیگری را در سر می‌پروراند)، در عمل به یک «پایان همانند» یعنی بازگشت ویرانی و جنگ همه‌جانبه ختم می‌شود. در نهایت، با طرح مفهوم «هم‌ریختی»، نویسنده از یک شباهت ساختاری عمیق میان افراطی‌های ایران و منطقه پرده برمی‌دارد: هر دو تبار فکری، به شکلی هم‌ریخت، اسیر پدیده «آخرالزمان‌گرایی» و باور به پایان قریب‌الوقوع جهان هستند؛ امری که نشان می‌دهد نیت‌های خیر یا شر در فرآیند تحلیل سیستمی موضوعیتی ندارند و برآیند عملکرد هر دو جبهه، سوخت‌رسانی به ماشین جنگ است.این مطلب را در ادامه می خوانید:

۲۹ میلیون گیمر ایرانی «مصرف‌کننده» فرهنگ خارجی / سرمایه گذاری ناچیز ایران در فرهنگ سازی با بازی های اینترنتی / ۷۰ هزار میلیارد در جیبِ غول‌های خارجی

 به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین ، سایت پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات در حاشیه این سمینار گفت و گویی انجام داده با دکتر محمدصادق افراسیابی معاون راهبردی بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای و دانش‌آموخته دکتری سیاستگذاری فرهنگی از موسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم.  این گفت وگو به کالبدشکافی وضعیت بحرانی و ترانزیت مالی کلان در صنعت بازی‌های رایانه‌ای ایران پرداخته و نابرابری‌های ساختاری میان بودجه‌های حمایتی و الگوی مصرف توده‌ها را واکاوی می‌کند. بر اساس آخرین داده‌های آماری، ایران با دارا بودن بیش از ۲۹ میلیون گیمر که به طور متوسط روزانه ۸۰ دقیقه از وقت خود را به این سرگرمی اختصاص می‌دهند، یکی از بزرگترین بازارهای مصرف منطقه را دارد؛ با این حال، سهم اَبَرپروژه‌های بومی از این سفره ناچیز است. در سال ۱۴۰۲، خانواده‌های ایرانی رقم نجومی ۷۰ هزار میلیارد تومان (۷۰ همت) را صرف خرید سخت‌افزار و نرم‌افزار کرده‌اند که سهم تکان‌دهنده ۹۴ درصدی آن مستقیماً به جیب کمپانی‌های خارجی سرازیر شده است. در جبهه مقابل، تلاش‌های حاکمیتی در حوزه سیاست‌گذاری و بودجه‌ریزی، تناسبی با حجم واقعیت‌های میدانی ندارد. اگرچه بودجه حمایتی جدول ۱۲ قانون بودجه از ۲۷۰ میلیارد تومان در سال ۱۴۰۴ به ۷۰۰ میلیارد تومان در سال ۱۴۰۵ افزایش یافته، اما این رقم حتی تکافوی ساخت یک بازی فاخر بین‌المللی (سطح الف) را که به حداقل یک همت سرمایه‌گذاری نیاز دارد، نمی‌دهد. در نتیجه، توان رقابتی ایران در حال حاضر صرفاً معطوف به لایه بازی‌های کوچک موبایلی و بومی است. این افراسیابی با هشدار نسبت به ابعاد ژئوپلیتیک و تمدنی بازی‌های ویدئویی، بر ضرورت بازتعریف این صنعت در قالب «دیپلماسی عمومی» و «جنگ روایت‌ها» تاکید می‌کند و خواستار تدوین نقشه‌راهی جامع برای تولید محتوای اثرگذار فرهنگی و دینی جهت تغییر موازنه در این فضای پرمخاطره است. معاون امور محتوایی مرکز توسعه فرهنگ و هنر در فضای مجازی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و سرپرست مرکز طرح های ملی پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات در سوابق افراسیابی دیده می‌شود. این گفت و گو کوتاه را در ادامه می خوانید:

سخنرانی الناز محمدی، زهرا جعفرزاده، و سوگل دانایی در نشست «تجربه زیسته خبرنگاران در دوره جنگ»

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از روابط عمومی انجمن جامعه شناسی ایران، در نشست شورای دانشجویی انجمن جامعه‌شناسی ایران با موضوع «تجربه زیسته خبرنگاران در دوره جنگ»، الناز محمدی، زهرا جعفرزاده، و سوگل دانایی سخنرانی خواهند کرد. دبیر این نشست محمد محمدی است. 

برگزاری نشست مجازی «نقش و کنش‌گری پاکستان در جنگ رمضان»

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، به نقل از روابط عمومی اتحادیه انجمن علمی علوم سیاسی ایران، در نشست مجازی «نفش و کنش‌گری پاکستان در جنگ رمضان»، سید حسام‌الدین مهاجری کارشناس ارشد شبه قاره هند و پاکستان، و سمیه مروتی دکتری روابط بین‌الملل و عضو گروه افپاک پژوهشکده مطالعات استراتژیک خاورمیانه سخنرانی خواهند کرد. 

نشست «بهره وری و تاب آوری انرژی در دوران پس از جنگ»

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، در نشست تخصصی «بهره‌وری و تاب‌آوری انرژی در دوران پس از جنگ» که با محوریت بررسی چالش‌ها و راهکارهای حوزه انرژی برگزار می‌شود. این رویداد علمی و تخصصی با حضور جمعی از ارشدترین مدیران، اقتصاددانان و پژوهشگران برجسته این حوزه به بررسی ابعاد مختلف تاب‌آوری انرژی در شرایط پساجنگ خواهد پرداخت.

زندگی آفرینی در مرگ اندیشی مولانا و ملاصدرا / ضرورت مرگ از نگاه مولانا / گذری باشکوه به سوی کمال هستی

  به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، ایبنا در مقدمه گفت و گوی خود با مهدی پرپینچی مولوی پژوه قزوینی نوشته است: «اندیشه‌های مولوی همواره به عنوان منبعی بی‌بدیل از حکمت و معرفت شناخته شده است؛ خصیصه‌ای که شاید در میان شاعران جهان نظیر نداشته باشد. در مصاحبه با مهدی پرپینچی مولوی‌ پژوه قزوینی موضوع «مرگ» را سوژه‌ اصلی قرار داده‌ایم تا از دریچه‌ نگاهِ عمیق و حکمت‌آمیز مولوی، به واکاوی این پدیده بپردازیم. از این مولوی پژوه دو کتاب «مبارزه با نقس از زبان مولوی» و «مرگ از نگاه مولوی» منتشر شده است.» مهدی پرپینچی در این گفت و گو به تبیین عمیق، روان‌شناختی و عرفانی پدیده «مرگ‌انتخابی و اجباری» از منظر مولانا پرداخته و پیوند دیالکتیکی میان مرگ و زندگی را واکاوی می‌کند. در پارادایم مولوی، شناخت زندگی بدون درک مرگ ناممکن است. متن ابتدا با نقل اسطوره‌شناختی خلقت انسان بر اساس تفاسیر کهن، چرایی انتخاب عزرائیل به عنوان قابض‌الارواح و سازوکار بیماری‌ها به عنوان اسباب و علائم هشداردهنده را تشریح کرده و سپس به فلسفه ضرورت مرگ می‌پردازد؛ ضرورتی که نبود آن، جهان را به رنج‌کده‌ای بی‌ارزش، متوقف و عاری از عدالت تبدیل می‌کرد. برخلاف تصور عمومی، مرگ‌اندیشی صدرایی و مولوی منجر به رخوت و افسردگی نمی‌شود، بلکه پویایی‌آفرین است. مولانا با مهندسی دقیق مفهوم «غفلت»، آن را به دو بخش ممدوح (فراموشیِ لازم برای بقای انگیزه حیات و مهار فرسودگی داغ‌ها) و مذموم (بطالت و فراموشی افراطی معاد) تقسیم می‌کند. تفاوت در مواجهه با مرگ، ناشی از هویت و آگاهی انسان‌هاست؛ هراس از مرگ، در واقع فرار انسان از باطن زشت خویشتن است که در آینه مرگ منعکس می‌شود. متن با مرزبندی قاطع میان استقبال عرفانی از مرگ (بازگشت اختیاری به اصل و نیستان حیات با بال عشق و بصیرت) و مرگ‌طلبی پوچ‌گرایان (خودکشی ناشی از ناتوانی در حل مشکلات)، راه درمان نیهلیسم را ایمان و مثبت‌ندیشی می‌داند. در نهایت، با ترسیم جهان آخرت به عنوان «سرای بقا و جاودانگی مبرّا از تضاد»، شهادت به عنوان ارزشمندترین فرجام و رهایی روح (مجنون) از چنگال جسم (تن) معرفی می‌شود.